و فرزجه در آن آلوده بردارند و در هر روز سه دفعه تا نه روز تبديل نمايند .
و اين دوا را جالينوس براى عدم حبل ستوده صبر سقوطرى مقل ازرق شحم حنظل غاريقون سقمونيا مساوى باريك سائيده به آب حبها سازند شربت نيم مثقال و دو نسخهء بخور و يك حقنه در قول مذكور مسطور شد و استعمال جماع بعد طول عهد زن از حماع هنگام شدت شهوت و عقب طهر از حيض بايد .
و اما هر گاه عدم حبل از جانب مرد باشد و اين از قلت موافقت منى او حيض زنان بود بايد كه تبديل زن نمايند تا بر زنى كه آن را مزاج منى موافق بود واقع شود .
و اگر اين از سدهء مجراى قضيب باشد به تفتيح سده علاج كنند و اگر از التواى مجراى قضيب باشد در آن علج به آهن نمايند .
[ جرجانى و ايلاقى ]
جرجانى و ايلاقى مينويسند كه اگر به سبب كوتاهى قضيب بود وقت مجامعت سرين زن بر بالش بايد نهاد تا برداشته شود و بعد انزال مرد منى او را نيك به خويشتن در كشد و هر گاه به سبب كجى قضيب بود علاجى نيست جز آن كه اگر ممكن بود و تركه زير سر قضيب است انندكى قطع كنند و به مرهم طزلا نمايند و قضيب بر چيزى مستوى بندند تا رست مندمل شود .
و اگر بريدن آن ممكن نبود به روغن بمالند و بر تختهء راست بسته دارند تا است گردد .
و اگر سببش ميلان رحم و قرحهء باسور درم باشد علاج هر يك در جايگاهش مذكور شد .
و اگر سببش رياح غليظ باشد ماء الاصول و روغن بيدانجير و ضماد آبزن كه در ميلان رحم گفته شد به كار برند و از اغذيهء مولد رياحج و فواكه پرهيز كنند و باقى علاج در ريح المثانه ياد كرده آمد .
و اگر سبب ضعف مباذى بود چون دل و جگر و دماغ و گروه علامات ضعف آن پيدا بود و علاج هر يك در مقامش مذكور شد .
و اگر سببش سردى مزاج الت و نمى مرد بود علاجش مذكور شد .
و اگر به سبب سردى مادهء زن بود .
و اگر در بدن امتلا باشد اول تنقيه نمايند پس به تبديل مزاج به معاجمين بزرگ كنند و شيافها به كار برند و اين تدبير رحم را گرم كند عود هندى بسوزند و بابنويه در رحم دود كنند چنان كه بوى آن بيرون نشود و به بينى نرسد بعده انبوبه بر خاكستر گرم نهاده به طريقى كه در قول شيخ گذشت استعمال كنند و اين فرزجه رحم را گرم كند مشك و زعفران مصطكى سنبل الطيب ميعه هر يك دو درم ساذج هندى قرومانا هر يك اوقيه پيه بط و مرغ پيه بز هر يك د اوقيه روغن ناردين سه اوقيه زردل تخم مرغ يك عد به دستور مرهم ساخه به كار برد باقى همان است كه در قول شيخ و غيره كذكور شد .
[ ابن الياس ]
ابن الياس گويد كه عقر اگر به سبب سردى رحم باشد تبديل مزاج زن كنند و تنقيهء بدن اگر در آنجا خلط بارد و بلغمى يا سوداوى بود به اين طور كه هر صبح جلاب از باديان و بادرنجبويه هر يك يك درم و از گلقند عسلى ده درم بنوشند و غذا نخوداب با شيرهء حب قرطم و چند روز پرهيز كنند تا آن كه اثر نضج قاروره ظاهر شود بعده تقيهء بدن به حب صبر يا به حب ايارج نمايند و يا به مطبوخى كه در آن تربد و ماهيزهرج و ايسون و باديان و تخم كرفس و مانند آن از ادوى مسهله بلغم و سودا باشد و فرزجات را نافع اين مرض استعمال كنند .
و اين فرزجه قويتر است پنير مايهء خرگوش زهرهء ماهى زهرهء گرگ زهرهء شير همه را جماع كرده صوف در آن الوده استعمال كنند و ترياق اربعه يا ثمانه هر چه از اين هر حاضر باشد يك درم به شربت بادرنجبويه ده درم از مثروديطوس يا ترياق فاروق هر كدام باشد يك درم به جلاب گرم از شكر سفيد ده درم بدهد غذا مزورهء نخود مغز قرطم و دارچينى و فلفل و زعفران خوراند و طن و عانه را به روغن ناردين و زنبق و نرگس و حبة الخضرا بمالند .
و فرزجهء مسخن رحم مثل قرومانا و ساذج هندى و اكليل و زعفران بردارند و بخور ميعهء خشك حب الغار زرنيخ سرخ يا زرد سداب مساوى كوفته آميبخته به آب سداب اراص ساخته در اين علت به غايت نافع است و يا بخور از پشم خرگوش و سداب و پيه بط و مرغابى سازند و اگر به سبب حرارت رحم باشد بهر تبديل مزاج هر صبح شيرل تخم خرفه پنجاه درم شكر سفيد ده درم با شربت سيب يا سكنبيج و گلاب و آب بارتنگ هر واحد ده درم بنوشند و غذا به شورباى يا زيرباج لحوم بره و حملان و هر چه بدن را فربه كند بخورند .
و اين فرزجه نافع است پيه بط پيه مرغابى پيه ماكيان گداخته علك الانباط پنج درم در آن حل كرده پشم پاره در آن آلوده استعمال كنند .
و اگر از يبس مفرط باشد ترطيب مزاج به اغذيهء و اشربهء مرطبه كنند و هر صبح شربت بنفشه يا شربت خشخاش ده درم يا جلاب شكر سفيد و گلاب و تخم با ارتنگ و تخم ريحان بنوشند و غذا ماء اللحم و ماهى تازه خورند و حمام در روغنهاى مرطب مثل روغن بنفشه و كدو و نيلوفر استعمال كنند و يا در اين روغنها پيه بط و مرغابى و ماكيان و مغز ساق گوسفند و در آن صوف آلوده استعمال كنند .
و اگر به سبب رطوبت مزلقهء منى باشد هر صبح جلاب از گلقند شكرى و عسلى ده درم و بادرنجبويه و باديان هر واحد