تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 68

مساهمون:

ص٦٨
و اگر خواهند قدرى عسل آميزند و چهار بار اسهال مىآرد و ماده دفع مىكند و پوست درخت سرس جوشانيده نوشيدن و بيخ كرنجوهء سبز به آب سائيده بر دست و پا طلا كردن هر واحد دافع ورم بدن است . و حكيم عابد نوشته كه آنچه در اين باب مكرر تجربه كرده‌ام و خطا نكرده مگر به خطاى عظيم مريض اين مطبوخ هندى است گوكهر و موصلى سياه گلو ديودار چراتيه پيپلامول هليلهء سياه را سنا كتائى خرد هر يك دو درم كوفته در آب بپزند تا مهرا شود و صاف نموده نيم‌گرم بنوشند و از همهء چيزهاى سردى و ترى افترا پرهيز نمايند . و در رسالهء مجربات حكيم على مسطور است كه قرص زرشك و شربت زرشك را در تهبج اطراف كه از ممر ضعف بود نفع عظيم است هر روز يك مثقال قرص زرشك با سه مثقال شربت او و عرق كاسنى بخورند و كذلك عرق چوب چينى تأليف حكيم ممدوح و تقويت مزاج در اوائل به ياقوتى و قرص عنبر كنند و تهبجى كه از كثرت رطوبت در روى بهم رسد بخار تخم شبت نيم‌كوفته و برگ سنبهالو و برگ چولائى نافع است و مالش روغن بابونه در اين باب دخلى عظيم است .

اقوال حكما :

[ سويدى ]

سويدى مىنويسد كه شقاقل رومى و كذا شرب طبيخ نخود سياه در سوء القنيه مجرب من است و اكل انجير و جگر قنفذ بريان و كذا مغز تخم بيدانجير به عسل و گزر دشتى و شرب كماذريوس بلوطى و عصاره يا طبيخ يابس كمافيطوس و كذا مرماخور سه درم به شراب يك سالهء خوشبو و عصارهء مرزنجوش يا طبيخ يابس او و كذا كرويا سه مثقال به زيت خوشبو هر روز تا يك هفته و طبيخ بيخ اذخر و حاشا و غافث و عصارهء آن و آب آهن‌تاب كه مريض را از سرد كردن آهن در آن خبر نباشد و طبيخ نخود سرخ و شرب عصارهء حندقوقا يا طبيخ او يا اكل جرم او مطبوخ مطيب به زيت انفاق و خوردن لحم قطاى مشوى يا زيرباج يا سكباج يا مصوص به سركه و عسل هر واحد نافع سوء القنيه است .

[ مؤلف اقتباس ]

مؤلف اقتباس گويد كه هر بامداد شربت بزورى و افسنتين هر يك يك نيم توله در عرق خارخسك و عرق اشترخار هر يك هفت توله بنوشند و غذا شورباى مرغ و قليهء زردكى و شلجمى با نان تنورى دهند . و اگر از كثرت سيلان خون بواسير و حيض بود حب تيواج دو سه عدد و يا سفوف تيواج و يا قرص كهربا و يا حب مقل قابض علوى خان با شيرهء به زور بارده مانند تخم خشخاش و مغز كدو و پزدبه و تخم خيارين يا بعضى مزلقات مثل لعاب ريشهء خطمى و بهدانه و اسپغول و كنوچه و گل گاؤزبان در عرق افسنتين و گاؤزبان عنبرى و تخم ريحان و بارتنگ و فرنجمشك دهند و از اغذيهء غليظه و بسيار خوارى اجتناب ورزند و از اغذيهء سريع الهضم كه اندكى ازلاق داشته باشد به كار برند مثل پلاؤ و دو گوشه و بنوماش با سريشم دوغ و كله پايچه با نان تنك و زردى بيضهء مرغ و تنقل مغز بادام بريان و پسته و چلغوزه و طباشير نافع است . و ايضا در كثرت سيلان خون بواسير دواء المسك معتدل علوى خان و دواء الكركم صغير والد اوشان هر دو چهار ماشه به عرق عنبر پنج توله و عرق گاؤزبان هفت توله صبح دهند و وقت شام جدوار خطائى سه ماشه مقل يك ماشه در عرق كيورا سوده در شربت سيب و بادرنجبويه هر يك يك توله ورق طلا يك عدد آميخته با شربت افسنتين سه توله در عرق هيل و پودينه و كيورا هر يك چهار توله دهند و غذا كباب بچهء قاز و مرغ ساده و شامى با نان خشكار تنورى سازند و عوض آب عرق گاؤزبان و باديان نوشانند . و اگر به سبب بخارات سوداويه باشد تدبير ماليخولياى مراقى پردازند مع تقويت جگر . و ايضا براى سوء القنيه به سبب بخارات مراق و شركت معده كه از علاج مشترك فائده نشود و غلبهء تشنگى گردد و ماء الجبن با سكنجبين افتيمونى علوى خان نوشانند و غذا قليهء بز و قورمه با نان تنورى و پلاؤ دهند تا هفت روز و روز هشتم وقت شب حب مسهل سودا خورانند و صبح ماء الجبن يا شربت الهى علوى خان چهار توله عوض سكنجبين نوشانند و تا روز پانزدهم به دستور و روز شانزدهم حب وقت خفتن و هم صبح با ماء الجبن دهند بعده اگر اندكى ضعف رو دهد و مراقيت غلبه كند روز هفدهم دواء المسك تلخ نُه ماشه يا عرق عنبر پنج توله و كيوره چهار توله عوض حب دهند و روز بست و يكم ماء الجبن با شربت الهى چهار توله تا چهل روز دهند و وقت ظهر دانه انار ولايتى شيرين و انار كوهى ترش هر دو برابر به وزن سه فلوس با نمك سليمانى سه ماشه خورانند و غذا وقت شب پلاؤ به شلجم و ترب محلل دهند و بالاى آن جدوار خطائى دو ماشه در دواء المسك معتدل سادهء علوى خان و جوارش مصطكى مركب هر يك شش ماشه و صبح قليهء شلجمى و زردكى و فجلى با نان رده دهند . و اگر به سبب تعفن هوا باشد تنقيهء بدن كنند به ادويهء ذى ترياقيت و تعديل مزاج به معجون جدوار علوى خان و دواء المسك جدوارى همراه عرق عنبر و جدوار كنند . و اگر سوء القنيه با قى صفراوى و تهوع و خفقان و اختلاج معده از تعفن هوا عارض شود آب معصور انارين نُه توله گلاب هفت توله گلقند چهار توله شيرخشت پنج توله شربت دينار معتدل علوى خان سه توله بى فاصله تا پنج شش روز دهند و غذا پلاؤ و جوجهء مرغ و زردك مخلل و به جاى آب عرق شاهتره و كاسنى و گلاب برابر بدهند و بعد از طعام پيوسته جوزبوا و دارچينى در دهن دارند و آب آن را بلع نمايند و از اين تدبير قريب نود كس صحت يافته‌اند . و اگر به سبب مائيت ريه باشد تنقيهء بدن و ريه نمايند به دستورى كه در باب ربو گفته شد مع تقويت كبد و اين دوا بسيار مفيد است تخم فراسيون دو ماشه زوفا رب السوس ايرسا هر يك يك ماشه سوده در شربت زوفا و خشخاش هر يك يك نيم توله بليسانند و بالايش شربت بزورى و فراسيون هر يك دو توله در عرق گاؤزبان عنبرى و زوفا هر يك هفت توله دهند غذا كباب مرغ و گنجشك و لوه با نان خشكار خورانند .