تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 715

مساهمون:

ص٧١٥
گشنيز بريان يك جزو گل ارمنى طباشير بسند سوخته كهربا هر كدام نيم جزو اقاقيا ربع جزو دارچينى عود خام گل مختوم زعفران هر كدام ثمن جزو كوفته بيخته استعمال كنند كه در حبس نفس الدم از هر گونه كه باشد و منع رعشه و خفقان و اسهال عجيب الفعل است و آن چه به سبب غلبه بلغم يا غلبهء سوداوى تيز باشد علاجش تنقيهء آن خلط بعد از آن مداومت بر حابسات مذكوره نمايند و آن چه از حدت و رقت خون باشد تنقيهء به مطبوخ هليله و شاهتره و تمر هندى با شيرخشت كنند و قرص كهربا با شربت زرشك و شيرهء تخم خرفه بريان با شربت عناب و شربت صندل و رب غوره و عصارهء زرشك و آب انارين و رب انجبار و امثال آن دهند

ضعف رحم

سببش هر سوء مزاج و سستى بافت آن و مقاسات امراض سابقه است و از ضعف رحم قلت شهوت باد و كثرت سيلان حيض و منى و رطوبات و عدم حبل عارض شود و تشخيص اقسام سوء مزاج در آغاز امراض رحم مسطور شده و علاجش تعديل سوء مزاج است و تدارك آفات معروفه كه رحم را عارض شود . و اگر در بدن ماده بود اول بدن را از آن ماده پاك كنند پس ادويه قابضه كه در علاج كثرت طمث مذكور شد به كار برند و به ادويهء قابضه و دواهاى خوشبو چون سنبل الطيب و مانند آن بياميزند و در تهلهل نسج آن به علاج تهلهل نسج معده پردازند و مفرح علوى خان در اين باب ناف است و در مقاسات اراض تدارك آفات عارض آن نمايند

سيلان رحم

گاهى از رحم زنان دائم رطوبات عفنه سيلان مينمايد سببش كثرت فضول است در جميع بدن و انصباب آن به طريق استفراغ و تنقيه به سوى رحم و اين فضول بلغمى يا صفراوى يا سوداوى يا دموى بود يا تولد رطوبات در نفس رحم به سبب ضعف قوت غاذيهء رحم و عفونت مادهء حيض در عروق حيض از تعفن رحم .

طريق تشخيص اين اسباب :

بايد كه نظر كنند اگر رنگ مريضه زرد قوت او ضعيف بود و رطوبت بادوار خارج شود و سببش ضعف غاذيه باشد . و اگر آثار غلبهء خلطى از اخلاط اربعهء يافت شود سببش انصباب فضول از بدن باشد و استدلال بر غلبهء هر خلط چنان كنند كه از مريضه رنگ رطوبت سائله بپرسند پس اگر رنگ آن سرخ بيان كند و با وى حرارت و سرخى قاروره بود از غلبهء خون باشد اگر زرد و بدبو گويد و يا تشنگى شديد بود از صفرا باشد . و اگر سفيد گويد و ديگر آثار بلغم پيدا بود از بلغم باشد . و اگر سياهى و غلظ رطوبت بيان كند و با خشكى لاغرى بدن بود از سودا باشد و بهترين استدلال بر نوعيت خلط غالب اين است كه بفرماييد تا زن پنبهء نو بردارد و برآورده خشك كرده ببيند رنگ آن به رنگ خلط غالب بود . و بدان كه مريضهء سيلان رحم را دم زدن دشوار بود و اشتهاى طعام ساقط شود و رنگ او به ردائت متغير گردد و ورم و نفخه در پشت چشم بى درد در اكثر و گاهى با درد آن را به هم رسد .

علاج

جهت اخراج فضول حسب غلبهء خلط تنقيهء بدن از فصد يا مسهل يا قى كنند و بعد از آن تنقيهء رحم نمايند به حقنه‌هاى منقيه مثل طبيخ اصل السوس و اذخر و ايرسا و فراسيون و نخود سياه كه ايارج فيقرا در آن آميخته باشند اگر حرارت نباشد و الا به شيرهء تخمهاى بارد و مدر شرباً و حقناً علاج كنند و بعده تقويت رحم به حقنه‌هاى قابضه و فرزجات حابسه كه از مازو و مورد و پوست انار و سليخه و سماق و جز آن ساخته باشند و آن چه در علاج افراط طمث مذكور شد بايد كرد و بهر تقويت قوت غازيه ادويه و اغذيهء مقوى دهند . و اگر مازوى سبز تخم حماض هر يك دو درم جوز السرو خبث الحديد هر واحد يك درم بيخته و جفت بلوط و گلنار را در آب جوشانيده صاف نموده پارچه را به آن تر كرده ادويه سوده را بر آن پاشيده بردارد رطوبت رفتن از فرج بازدارد . و اگر آب و سفيد و آنها از رحم برآيد با در كمر و كشن ران سفو ثعلب مصرى آرد مونگ طباشير تخم خرفه مصطكى كندر هر يك چار ماشه كوفته بيخته شش ماشه به آب بخورند . و اگر با درد نواحى پهلو و پشت و تپ بدون عرق باشد ادويهء حارهء يابسه نبايد داد و خميرهء گاو زبان عرقيات شربت بزورى دهند و از كنجد تخم خشخاش هر يك دو توله سائيده در آب پخته روغن گل سفيدهء بيضه مرغ زعفران يك ماشه لك سوده چهار ماشه مثل مرهم ساخته لته بدان تر كرده بردارند .

ذكر ادويه مفردهء نافع سيلان رطوبت از رحم :

جلوس در طبيخ قرظ و حمول آن و كذا شرب و حمول پنيرمايهء خرگوش در قطع رطوبات مزمنه مجرب سويدى است و حمول سنبل هندى به آب مورد سبز سرشته و كذا خولان و كذا آب حى العالم و كذا مازو سوخت در شراب تر كرده و كذا بيخ حماض خشك و كذا سماق به عسل و كذا برادهء چوب كنار و كذا آب عنب الثعلب و كذا سرگين بز كوهى
اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 715 | محمد اعظم خان ( ناظم جهان )