تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 639

مساهمون:

ص٦٣٩

ذكر ادويهء مركبه كه در سوزاك مستعمل است :

[ نسخه 1 ]

چون در علاج سوزاك اول استعمال ادويهء مدره براى تنقيهء قرحه مىكنند و اطباى هند آن را اندرىجهار و اندرى جلاب مىگويند لهذا اولا بعض نسخ آن مرقوم مىشود چنانچه اين نسخهء آن منقى قروح آلات بول از مادهء حصات و ريم و نافع سوزاك حديث و قديم و زنانى را كه در ايام حيض معتاد به درد باشند مفيد شورهء قلمى ريوند خطائى هر يك هفت ماشه جواكهار شش ماشه زيرهء سفيد سه نيم ماشه شكر سفيد برابر خوراك هفت ماشه .

ايضاً

[ صفت آن ]

اندرجو شيرين جواكهار زيرهء سفيد شورهء قلمى خار خسك ريوند چينى هر يك يك توله طباشير نيم‌توله همه را كوفته سفوف كرده هفت ماشه بالسى شير گاو استعمال كنند .

ايضاً

[ صفت آن ]

شورهء قلمى زيرهء سفيد كباب چينى الايچى كلان هر واحد يك توله باريك سائيده بالس شير گاو بخورند و سه روز سه جلاب كنند . و ايضا زيرهء سفيد كچلون هر دو برابر سفوف كرده يك كف دست بالسى شير گاو نهار بخورند همين طور تا سه روز كمال پنج روز .

ايضاً

[ صفت آن ]

بهكرى شش ماشه سنگ جراحت شش ماشه هر دو را خوب باريك نموده در دوغ ماده گاو دو آثار انداخته تمام روز بنوشند و نان بى نمك خورند با روغن بسيار و بعد جلاب اين سفوف بخورند موصلى سياه و سفيد اسگندناگورى بهيجنبد تالمكهانه همه برابر شكر هم وزن ادويه سفوف كرده يك كف دست همراه پاو آثار شير ماده گاو بخورند .

ايضاً بابت مرزاشير

[ صفت آن ]

بيگ گيرو گواليارى ريوند چينى هر يك يك فلوس شورهء قلمى نيم فلوس زيرهء سفيد آمله هر يك ربع فلوس همه را باريك سائيده سه پرى بندند و يكى هر روز بالسى شير ماده گاو كه يك آثار شير و يك پاو آب باشد بخورند بعده سه روز اين تبريد بنوشند اصل السوس خس صندل سفيد آمله گشنيز هر يك هفتده ماشه الايجى خرف شش ماشه مغز كنول كئه يك توله مصرى شش فلوس كوفته بيخته سه حصه نموده يك حصه را شربت نموده بنوشند بعد چهار گهرى لسى شير بز بنوشند بعد از آن اين بچكارى بگيرند هليله بليله آمله هر يك يك نيم توله جوشانيده صاف نموده نيله تهوتهه يك ماشه سائيده آميخته تا هفت روز به عمل آرند .

بخور كه مجرب نوشته

[ صفت آن ]

برگ نيم برگ سنبهالو هر يك سه توله در يك آثار آب جوش داده بهپاره گيرد . و هرگاه آب به سردى گرايد حشفه در آن گذاشته بول كند در چند عمل ورم تحليل گردد و سوزش و شدت درد زائل شود .

ايضاً دافع سوزش و حبس بول

[ صفت آن ]

باديان يك دام خام اصل السوس يك دام گل معصفر چهار دام در پنج سير شاه‌جانى آب جوش داده هر گاه به نصف رسد به دستور بهپاره بگيرند و بول كنند و چند روز به عمل آرند تبريد كه نافع سوزاك و سوزش بول است لعاب بهدانه سه ماشه شيرهء خار خسك شيرهء باديان هر يك چهار ماشه شيرهء تخم كاسنى شش ماشه نبات يك نيم توله .

ايضاً

[ صفت آن ]

شيرهء خارخسك شيرهء تخم خربزه هر يك شش ماشه لعاب اسپغول نه ماشه گلاب دو توله نبات يك نيم توله .

ايضاً كه در هفته به كند

[ صفت آن ]

لعاب اصل السوس شيرهء بيخ كيله شيرهء بيخ فالسهء شيرين شيرهء تخم خيارين از هر يك يك توله نهار بنوشند .

ايضاً براى سوزاك و كسى كه از گرمى آتشك منى او سوخته باشد به منزلهء آب حيات است

[ صفت آن ]

بهدانه سه ماشه شب در آب تر كرده صبح لعاب آن گرفته با سه ماشه روغن بادام شيرين بنوشند .

ايضاً كه مصفى خون نيز هست

[ صفت آن ]

پوست هليلهء زرد دو توله در آب شاه‌ترهء تازه شب خيسانيده صبح صاف نموده شكر سفيد سه توله داخل كرده بنوشند .

ايضاً

[ صفت آن ]

ستاور و پوست نخود شب در آب تر كرده صبح صاف نموده بنوشند .

ايضاً براى سوزاك كهنه بابت حكيم شاه ميرزا

[ صفت آن ]

خار خسك پنج ماشه شورهء قلمى يك ماشه گل ملتائى زيرهء سفيد برگ بثول هر يك دو ماشه در آب سائيده بنوشند .

ايضاً كه سوزاك و سيلان منى را مجرب است

[ صفت آن ]

گشنيز خشك باديان هر يك دو مثقال كوكنار نيم مثقال تا يك مثقال هر سه را جوكوب ساخته در سفال آب ناديده با يك نيم پاو آب شب تر نمايند و صبح بى ماليدن صاف نموده بنوشند تا يك هفته .

ايضاً كه بى نظير است

[ صفت آن ]

نخود سياه گيرو هر يك يك توله هر دو نيم‌كوفته در يك نيم پاو آب تر كرده نگهدارند و صبح سائيده در همان آب صاف نموده بنوشند و در رفع سوزش و اصلاح قرحه به تجربه رسيده . و اگر خواهند يك توله نبات داخل كرده بنوشند .

ايضاً

[ صفت آن ]

برگ حنا آمله زيرهء سفيد گشنيز خار خسك هر واحد يك توله نيم‌كوفته شب تر كنند و صبح صاف نموده يك توله شكر آميخته كتيرا سه ماشه سوده اول بخورند و بالاى آن دوا بنوشند .

ايضاً

[ صفت آن ]

نخود مقشر نيم رطل گل نيسو زيرهء سفيد هر يك دو دام همه را هشت پاس در يك آثار آب تر كنند و به قدر نيم پاو صبح خورند و همين قدر شام . و هرگاه آب كم شود ديگر اندازند حبوب و بعض ادويهء هنديه گنده بهروزه نشاسته مساوى گرفته حبها به قدر نخود كلان سازند روز اول هفت حب بخورند و هر روز يك حب زياده كنند تا چهار ده روز بالاى آن لعال اسپغول نوشيده باشند مجرب است . ديگر ست بهروز برابر آن كتيرا و نخود بريان مقشر سائيده به قدر نخود حب بسته يك دو حب به شيرهء خار خسك بخورند كه آزموده است . ديگر درخت پيا باتسه خر بسوزانند و خاكستر آن به آب كتيرا