تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 640

مساهمون:

ص٦٤٠
آغشته به قدر نخود حب سازند و يك عدد صبح به آب گل خيرو كه شب تر كرده باشند بخورند . ديگر پكهان بيد دارفلفل الايچى سفيد هليله مليله آمله پنج درم سلاحبيت سه درم كوفته بيخته به آب باربكاين يا شيرهء بكاين يا شيرهء برگ آن سحق بليغ نموده حب‌ها سازند و يك درم بخورند و هر گاه از احليل همچون پردهء عنكبوت بيرون آمدن گيرد ترك كنند .

ايضاً

[ صفت آن ]

ست گلو پهتكرى هر يك‌دو توله شورهء قلمى الايچى هر يك يك توله سفيد نيم توله در قند سياه به قدر نخود حب‌ها بندند و از سه حب شروع نمايند و هر روز يك اضافه نموده تا به هفت رسانند بعد از آن هفت حب هر روز ميخورده باشند .

[ حب موميائى براى قرحهء قضيب و مثانه و ادرار بول ]

حب موميائى براى قرحهء قضيب و مثانه و ادرار بول و رفع ضعف از افراط جماع و آوردن نعوظ بسيار و ازالهء سرفه و امراض صدر و ريه و تقويت معده و اعضاى رئيسه و اخراج رياح بارده و دفع درد استخوان مجرب بعضى احباست

[ صفت آن ]

موميائى جدوار ريوند چينى هر يك سه سرخ طباشير صمغ عربى كندر گل ارمنى هر يك چهار سرخ مغز تخم خيار مغز تخم خربزه هر يك هفت سرخ مغز بادام هشت سرخ شكر سفيد هم وزن ادويه كوفته بيخته به گلاب حب سازند همه سه خوراك است .

دوائى كه در ابتدا انفع است

[ صفت آن ]

كبابهء چينى سنگ جراحت سوده بلع نموده بالايش شيرهء خار خسك در آب كشيده شربت بزورى بارد حل كرده بنوشند .

ديگر

[ صفت آن ]

خارخسك گلوى سبز جوكوب نموده در چهار كوزهء آب بجوشانند هر گاه نيمه بماند صاف نموده شكر سفيد چهار درم داخل كرده بخورند و قلعى كشته همراه اين جوشانده يا همراه شيرهء كونپل به بول نفع عظيم مىكند .

ديگر

[ صفت آن ]

پوست درخت نيم تازه بست و پنج ماشه الايچى سفيد دو ماشه هر دو را در يك آثار آب بجوشانند تا سوم حصه بسوزد صاف نمود و ريوند چينى يك ماشه سوده پاشيده و بنوشند .

ديگر

[ صفت آن ]

برگ به بول زيرهء سفيد شكر سرخ شب در آب تر كرده صبح ماليده صاف نموده بنوشند ديگر كتيرا ملتهى بحبيسارد ارهلد شب تر كرد صبح صاف نموده بنوشند ديگر در شير ميش پاو آثار دو ليمو افشرده بنوشند بعده ريه پاو آثار قند سياه كهنه يك نيم پاو در بلوچه انداخته سه روز در سايه نگهدارند و به قدر يك پياله صبح هر روز خورده باشند .

ديگر

[ صفت آن ]

سلاحبيت كهنهء مصرى سائيده سه سه ماشه با شيرهء تخم خيارين صبح و شام تا يك هفته خورده باشند .

ديگر

[ صفت آن ]

گوكهر و طباشير نبات مساوى يك كف دست صبح با شير گاو نيم پاو بخورند ديگر ستاورتج كوگهر و تالمكهانه بيجبند نبات مساوى سائيده هر روز يك كف دست به آب گرم بخورند غذا كهچرى بى نمك .

ديگر

[ صفت آن ]

ريوند خطائى آملهء منقى هر يك دو ماشه شورهء قلمى يك ماشه نبات دو ماشه كوفته بيخته سه حصه نموده يك حصه با دوغ گاوميش ميخورده باشند .

ديگر

[ صفت آن ]

دانهء هيل پكهان بيد گوكهر و زعفران نمك سنگ مغز تخم خيارين سلاجيت همه برابر كوفته بيخته از دو ماشه تا سه ماشه به آبى كه در آن برنج سائهى تر نموده باشند بخورند .

ايضا

[ صفت آن ]

پهلى به بول نيم دام ريوند چينى يك دام مصطگى يك ماشه مجموع را ميده كرده پنج پرى ساخته همراه لسى شير گاو بخورند و از گوشت و نمك و ترشى پرهيزند .

ديگر

[ صفت آن ]

گل نيسو لاكهه درخت ببر شكر كهنه هر يك يك دام كوفته بيخته چهار حصه نموده يك حصه اندازند و باقى را با لسى شير گاو كه دو حصه آب و يك حصه شير باشد بخورند مجرب است .

ديگر

[ صفت آن ]

كندر سنگ جراحت رال مصرى هر واحد دو توله كوفته بيخته چهارده خوراك نمايند و به لسى شير بخورند دربند كردن ريم و دفع سوزاك بى نظير است . و اگر پهتكرى گيرد هر واحد يك درم پهتكرى را بريان كرده و هر دو سائيده و شكر برابر آميزند و سه چهار ماشه هر روز به شير گاو خورند به دستور نفع بخشد .

ديگر

[ صفت آن ]

سرداله تخم تاج خروس هر يك شش دام كوفته شكرترى مساوى آميخته چهارده خوراك سازند و يك صبح و يكى شام به آب سرد بدهند مجرب است .

ديگر

[ صفت آن ]

چوب ميده كته گوند گوكهر و شكر سرخ برابر سائيده نه ماشه با پاو آثار شير گاو بخورند كه سيلان منى را نيز نافع است .

ديگر

[ صفت آن ]

طباشير شورهء قلمى دانهء الايچى كلان مساوى كوفته بيخته شش ماشه به آب برنج ساتهى خورده باشند و از ترشى و شيرينى پرهيز كنند و يا جواكهار سه ماشه ملتهى نه ماشه كوفته بيخته سه خوراك كنند و هر روز يك حصه با شربت نبات بخورند .

ديگر

[ صفت آن ]

گل نيسو كباب چينى الايچى كلان اصل السوس هر يك پنج تا تك جواكهار شورهء قلمى هر يك يك تانك گشنيز زيرهء سفيد برگ حنا آملهء منقى هر يك دو نيم تانك نبات سى و دو تانك جوكوب نموده هر روز پنج تانك از اين در يك پاو آب تر كرده صبح ماليده صاف نموده بنوشند .

ديگر

[ صفت آن ]

پوست هليله يك دام پوست بليله دو دام آمله سه دام هلد سرخ بلند و هر يك دو دام همه را جوكوب كرده هفت حصه ساخته هر روز يك حصه را شب در آب خيسانده صباح ماليده صاف نموده بنوشند .

ديگر

[ صفت آن ]

زيرهء سفيد كشتهء شاخ گوزن نبات سفيد هر يك يك توله باريك سائيده هفت حصه سازند و يكى از اين هر صبح با شير تازهء گاو يا گوسفند بخورند كه براى قرحه و بول الدم مجرب است و غذا قورمه با نان گندم خورند .

دوايى كه در ازالهء قرحهء كهنه معمول است

[ صفت آن ]

زردچوب آملهء مقشر مساوى كوفته بيخته برابر هر دو شكر سفيد
اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 640 | محمد اعظم خان ( ناظم جهان )