از مجربات والد مرحوم منقول است كندر بلوط گلنار تخم قنب هر يك توله كوفته بيخته حب بندند و چهار پنج خوراك نموده به شب بخورند و از حموضات و لبنيات پرهيزند و اين ضماد والد علوى خان براى بسيارى احتلام از ضعف قوت ماسكه اوعيه منى مفيد است صندل عود هندى عود صليب سك المسك رامك بوش دربندى اقاقيا قسط تلخ وج تركى كوفته به آب مورد و سركه و گلاب سرشته روغن گل روغن قسط ممزوج كرده ضماد نمايند و اين طلاى حكيم ممدوح همان نفع دارد سورنجان صندل سفيد صندل سرخ سك رامك گلنار فارسى كزنازج جوز السرو عود هندى عود صليب كوفته به آب مورد و گلاب بر كمر بمالند .
و ايضا در كثرت احتلام و خروج منى سرخ رنگ و خفقان و ضعف قلب مفرح بارد شيخ الرئيس شش ماشه همراه عرق گاو زبان ده توله دادن سودمند است .
كثرت نعوظ بلا شهوت
كه آن را توتر قضيب نيز گويند و در يونانى فريسموس و فريا فيسموس نامند و آن مرضى است كه قضيب بىشهوت دائم برخاسته ماند و بعد انزال هم فرو نشود .
و بالجمله به قول شيخ سبب قريب توتر قضيب كثرت ريح غليظ در ناحيه اعضاى جماع است پس كثرت اين سبب نافخ يا در نفس عصبه مجوفه قضيب بود يا از شرايين و اوعيه منى بر آن وارد گردد و يا در هر دو جا باشد و ماده اين ريح رطوبت كثير غليظ لزج است و فاعل او حرارت ضعيف و اين ماده يا راسخ و ثابت در اوعيه منى بر آن وارد گردد و يا در هر دو جا باشد و ماده اين ريح رطوبت كثير غليظ لزج است و فاعل او حرارت ضعيف و اين ماده يا راسخ و ثابت در اوعيه منى باشد بهنحوىكه اندر آن متولد شود و يا غير راسخ بود و هر چون كه باشد ثبات اين ريح و قوت او يا به سبب برودت آن و يا به سبب غلظ آن بود و گاهى اعانت اين سبب مادى و فاعلى اسباب آليه كنند مثل آن كه در جلد قضيب و متصل آن تكاثف مانع تحلل رياح از مسام بود و يا آن كه دهان رگها كه به سوى ذكر آمده فراخ گردد چنانچه عارض شود كسى را كه ازار خود محكم بندد و كسى را كه مدتى جماع ترك نمايد و در آن منى و ريح حركت قوى كند و گاهى اعانت كند اين جميع اسباب متقدمه را ادمان اغذيه حاره حريفه يا نافخه مثل نخود و لوبيا و انگور و زرده بيضه و يا آن چه جامع هر دو امر باشد مثل جرچير و يا آنچه او را خاصيت توليد منى باشد مثل شراب نو و يا از حالات مثل كثرت خواب بر پشت كه منى بگدازد و ريح از آن حاصل شود و يا بستن ازار محكم به كمربند كه از آن دهنهاى عروق بگشايد و فرياقيسموس آن است كه چيزى از اين اسباب قوى گردد پس انعاظ شدت كند و باقى ماند و قضيب توتر نمايد .
و اگر چه شهوت و حاجت جماع نباشد و بعد قضاى حاجت بعضى را ذكر بزرگ و دراز گردد و به سبب انصباب كثرت مواد به سوى آن و اكثر اسباب اين حرارت است و اين اسم منقول به سوى اين علت از صورت قائم الذكر است كه قومى بدان بازى مىكنند .
و اگر زود معالجه اين مرض نكنند به تمدد اوعيه منى و حدوث ورم حار در آن مودى گردد و به الم هلاك كند و بدان كه ريح در نفس قضيب پيدا شود در اين جا تقدم اختلاج قضيب بسيار باشد .
و اگر چنين نباشد و با الم بود سبب بالاى قضيب باشد و از شرايين و اوعيه منى به سوى آن آمده باشد .
علاج
اگر با حرارت و كثرت خون باشد فصد باسليق كنند و ادويه كه منى را كم كند مثل كاهو و خرفه و گشنيز و سماق و صندل سفيد با شربت نيلوفر و قدرى كافور بدهند و سركه و روغن گل هر واحد يك توله تخم كاهو خرفه و عدس مقشر و آرد جو هر يك هفت ماشه ضماد كنند و جميع اطليه و اضمده مبروه نافع بود و كاهو را تاثير قوى است و همه آن چه در كثرت شهوت و سيلان منى حادث از حدت منى مذكور شد از تقليل غذا و آشاميدن ادويه بارد مجفف منى و بستن صفحه اسرب بر پشت و زهار به كار برند .
و اگر با سفيدى رنگ منى و رقت آن باشد باقى به مخرجات بلغم نمايند نه اسهال و مالش به اشياى كاسر رياح مثل روغن سداب بر پشت و عانه كنند و همه آن چه بهر سيلان منى از استرخاى اوعيه منى گذشت به عمل آرند و ادويه كاسر رياح و آن چه در علاج ريح البواسير مذكور شد به كار برند .
و اگر ترك جماع سبب انعاظ شديد گردد و علاجش اول مجامعت بعد از آن استعمال ادويه مقلل منى و تغذيه بعدش امثال آن كه در بحث كثرت شهوت مسطور شد بايد كرد .
اقوال مجربين :
[ بوعلى سينا ]
بوعلى سينا مىنويسد كه علاج توتر دائم استعمال موانع نفخ است از مشروبات و اطليه كه مذكور شد و اما قانون علاج فريافيسموس استفراغ به قى و فصد است سواى اسهال از بهر آن كه در مسهل خوف امداد ادواد از فوق است و كذالك بايد كه رياضت اعضاى عاليه به لعب طبطاب و مانند آن باشد و جماع ترك كنند الا به ضرورت مضرتى از مضرتهاى ترك آن بعد از آن تبريد مسكن و مفرش به گل سرخ و بيد و نيلوفر اطليه و قيروطيات قوى التبريد مذكور و استعمال صفحه سرب بر عانه و مشروبات مبرده و نيلوفر و كافور و كاهو را غناى كثير است و فيما بين اين و بعد تقليل ماده ريح بهر تحليل آن چه ملطف بلا تسخين شديد باشد مثل نطولات بابونجى و فنجنكشت استعمال نمايند و مثل شراب و تخم فنجنكشت به كار برند و بعده شراب ابيض رقيق بنوشند و جماع و فكر در آن و نظر به سوى آن كه تحريك شهوت كند اصلا ترك نمايند مگر كسى كه آن را فريافيسموس به سبب ترك جماع عارض شده باشد كه در آن هنگام علاج او جماع است