تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 614

مساهمون:

ص٦١٤
و به مثل عدس و مانند آن غذا سازند و اكثار حموضات نكنند كه آن گاهى نفخ پيدا كند .

[ مجوسى ]

مجوسى گويد چون انكثار قضيب به غير شهوت جماع باشد و حدوث او از رياح بود در علاج او به اشياى مسخنه و مجففه محلل رياح مغشى آن و به اشياى مبرده مانع از تولد رياح احتياج افتد اما اشياى مسخنه مجففه مثل تخم فنجنكشت و سداب و شهدانج و صعتر و زيره و كرفس و تخم آن‌ها و شبت و خردل و مانند آن است چون از اين مفرد يا مركب از دو درم تا سه درم به شراب كهنه يا به آب سداب بخورند نفع كند و مالش ذكر به روغن ياسمين يا قسط يا سداب كنند و اين ادويه در ابتداى مرض استعمال نكنند . و اگر احتياج آن افتد استكثار آن‌ها ننمايند . و اگر در آنجا حرارت ظاهر بود از آن ادويه استعمال نكنند بلكه اشياى مبرده مجففه مثل گشنيز خشك و بزر البنج و گل سرخ و گلنار و اناردانه و عدس و تخم عليق و تخم بارتنگ و تخم خرفه و تخم كاهو و تخم كاسنى و كشوث استعمال كنند و روغن گل و روغن نيلوفر به آب كاهو و آب گشنيز و آب خرفه و آب جراده كدو كه در آن كافور و صندل حل كرده باشند بر ذكر طلا نمايند . و اگر اين كفايت نكند اندك افيون اضافه نمايند و اكثار و ادمان استعمال اين ادويه نكنند كه در قضيب حذر پيدا كند و صحت او دشوار گردد و صاحب او را رياضت قوى امر كنند اگر حرارت نباشد . و اگر بدانند كه در بدن او فضله است كه رياح منحل مىگردد و امر به قى و دواى مسهل نمايند و از اغذيه مولده رياح منع كنند و بر غذاى قليل به اشياى مغشى رياح اقتصار ورزند .

[ ايلاقى ]

ايلاقى گويد كه آن چه از بلغم غليظ باشد بر آن ظهور علامات امتلاى بلغمى و تقدم تدابير مؤلد بلغم دلالت كند مكرر قى نمايند و در آن مبالغه كنند تا ماده كم شود و اعضاى عليا را بمالند و رياضت استعمال نمايند و طعام اندك و لطيف خورند و ادويه كاسر رياح مقلل منى بخورند و بر قضيب و حوالى آن ضماد كنند و آن چه ماده آن خون باشد علامات امتلاى دموى از حرارت ملمس و سرخى رنگ و تدابير گذشته بر آن گواهى دهد اول فصد نمايند و بعد از آن به تكرار قى كنند و شربت نيلوفر و بيخ آن و تخم فنجنگشت بدهند تا تولد منى كم شود و سركه از روغن گل و گلاب و عصاره برگ خرفه و كاهو و آب طبيخ عدس مقشر بر قضيب و حوالى آن و كمرگاه و زهار طلاكنند و شيرهء تخم كاهو و تخم خرفه در آب سرد دهند و غذا آن چه در بحث كثرت شهوت مذكور شد بدهند . و جالينوس در كتاب حيلة البرء گفته كه جوانى را اين مرض عارض شد فصد او كردم و قيروطى روغن گل و مر صافى به آب سرد طلا كردم و بابونه ضماد نمودم و بيخ نيلوفر و تخم فنجنكشت خورانيدم و شفا يافت . و چون مرض به انتها رسد سداب و تخم آن دادن سود دارد .

[ ابو منصور ]

ابو منصور گويد كه از ذكر محركات شهوت منع كنند و غذا دراج و تيهو و بچه ماكيان دهند و غمز قضيب و دلك او دائم به اشياى لينه نمايند و اين دوا نافع است بيخ نى فارسى پودينه بزر البنج تخم كاهو تخم سداب حب الفقد گل سرخ مساوى سوده شربتى دو درم به آب سرد . و جالينوس گفته كه از دادن دواى مسهل در اين مرض حذر كنند كه آن هيجان وجع كند . و محمد بن زكريا نوشته كه در اين علت استفراغ به اسهال و ادرار بول نشايد . و اگر واجب بود به فصد و قى كنند .

[ سعيد ]

سعيد گويد كه اگر اين مرض از رياح غليظه مجتمعه درآورده ذكر حادث شود علاجش به قى و پرهيز و امتناع از اغذيه مولد رياح كنند و معالجه او به ادويه به دو وجه كنند يكى تحليل رياح موذيه به ادويه مسخنه و دوم منع تولد او به ادويه مبرده و اين هر دو قسم ادويه همان است كه در قول مجوسى مذكور شد ليكن از ادويه مسخنه در حالت امتلاى بدن قبل از تنقيه آن حذر كنند كه استعمال آن هيجان مرض نمايد و ادويه مبرده نيز در قول مذكور مسطور شد و غذا چوزه مرغ به طريق زيرباج يا به آب سماق دهند و به آب رياحين حاره بشويند و غذا گوشت بريان بدهند . و اگر اين علت از منى راسخ در اوعيه آن باشد علاجش به فصد از باسليق و شرب مبردات مثل ماء الشعير و آب انار و شرب شيرهء تخم خرفه و تخم خيار و استفراغ بدن به شربت بنفشه و خوردن بقول بارد مثل كاهو و خرفه و تناول جغرات و عدس مقشر مطبوخ به سركه نمايند و بايد كه حقنه به ماء الشعير مع روغن بنفشه و كافور استعمال كنند و بر پشت برگ بنفشه و لعاب اسپغول ضماد نمايند و رصاص بر پشت گذارند و از خواب بر پشت منع كنند و بر پشت آب سرد بريزند .

[ انطاكى ]

انطاكى گويد كه سبب فريسموس يعنى دوام انتصاب قضيب به غير شهوت انقلاب منى و رطوبات كه در اوعيه منى باشد به سوى ريح غليظ نفاخ به باعث تقدم امتلاى غذاى منفخ و كثرت خواب بر پشت بود پس اگر قضيب اختلاج كند تولد او در آنجا باشد و الا از ديگر عضو بر آن وارد بود و در علاج
اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 614 | محمد اعظم خان ( ناظم جهان )