تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 561

مساهمون:

ص٥٦١
دور كنند و پوست او بخراشند به قدر يك رطل و در شير و اندك عسل بجوشانند آنگاه در هاون سنگى كوفته از غربال بيرون كنند و دو رطل عسل داخل كرده بر آتش بدارند تا مائيت خشك شود پس زنجبيل مصطكى دارچينى جوز به وادار فلفل قرنفل لسان العصافير زعفران سنبل خولنجان هر كدام سه درم شقاقل پنج درم كوفته بيخته بسرشند و از آتش فرود آورده بر هم زنند و از چهار درم تا هفت درم ميل نمايند و اين دوا قدما براى او وضع كرده‌اند و تجربه صحيح يافته بگيرند كندر و لسان العصافير و بوزيدان و عود و وج هر كدام يك جز و غبار طلع ذكر مثل مجموع همه را كوفته به مغز سر گنجشك نر كه در وقت هيجان آن‌ها صيد كرده باشند بسرشند و اين دوا را اثرى بزرگ است بعد استعمال ظاهر شود و اين دوا مجرب جالينوس است و به تجربه عجيب و غريب يافته‌اند بگيرند شير تازه صد درم و در آن شكر يك اوقيه حل كنند پس دارچينى و خولنجان و زنجبيل هر يك درم يا كم از اين سوده پاشيده بنوشند و تا ده روز متواتر استعمال نمايند و در اين اثنا جماع نكنند و بسيار مردم ضعيف القلوب به مداومت مفرحات و عطريات به صلاح آمدند و اهل تجارب گفته‌اند كسى را كه ضعف دل و دماغ و باه بود علاجش به مداومت مفرح ياقوتى و دواء المسك حلو و ترياق فاروقى و مثروديطوس و نوشدارو و شربت گاو زبان و بادرنجبويه و سيب است . و اگر ضعف معده باشد جوارش مصطكى دهند . و اگر ضعف جگر است نوشدارو بخورد . و اگر ضعف گرده است لبوب و فلاسفه تناول نمايد .

[ ابن نوح ]

ابن نوح گويد كه اگر از ضعف دماغ باشد تنقيه و تقويت آن كنند به ادويه‌ى مسهله و عزاعز و عطوسات و شمومات و سعوطات و طيوب حاره مثل بان و مشك و عنبر اگر ضعف آن از برودت باشد و به كافور و گل سرخ و صندل و بنفشه و بيد و نيلوفر اگر از حرارت بود و كذالك اگر از ضعف قلب باشد .

علاج ضعف باه از استرخاى قضيب

اگر استرخا به سبب ضعف و لاغرى بدن باشد علاجش همان است كه در ذيل علاج ضعف باه از قلت منى گفته شد . و اگر به سبب ترك جماع تا زمانى دراز واقع شود اغذيه‌ى باهيه مثل شير و شكر و ماهى تازه و گوشت بزغاله و بره و كبوتر بچه و چوزه زردى بيضه‌ى مرغ و كله و هريسه بخورند و هر چه منبه طبيعت و باعث بر شهوت گردد چنانچه استماع سرود زنان خوش آواز و قرائت كتب كه در آن بيان جماع و صفت معشوقان باشد اختيار كنند و شنيدن حكايات مشتمل بر رغبت جماع و نظر در تسافد حيوانات يعنى جفتى آن‌ها مهيج باه بود و كذا استعمال مروخات مثل روغن سوسن و خيرى به موم و زهره‌ى نر گاو و دلوكات مثل عاقرقرحا به روغن پنبه دانه بر ذكر و خصيه و عانه و آب نيم گرم بر آلت ريزند بعده شير ميش بمالند به تدريج زمانى طويل و عقب آن زفت رومى طلا كنند . و اگر به سبب قلت تولد رياح باشد ادويه و اغذيه‌ى باهيه‌ى نفاخه بخورند مانند پياز و نخود و گزرد انگور و باقلا و پسته و گوشت بره و مرغابى و كبوتر و انجير و شير به اندك دارچينى پس اگر قلت نفخ به سبب عدم حرارت باشد مسخنات از معاجين و روغن‌ها و غير آن استعمال كنند . و اگر به سبب قلت رطوبت باشد به ترطيب از حمام و تمريخ و غير آن علاج كنند و از باقلا و نخود و شير تازه به اندك دارچينى غذا سازند و از ادويه هر چه بسيار گرم نبود اختيار نمايند و شديد الحرارهء زنهار نخورند . و اگر به سبب سردى اعصاب قضيب بود پس اگر آلت در آب سرد كوچك شود و لاغر و سست نباشد علاجش به علاج فالج كنند و لبوب كبير و معجون فلاسفه و حافظ الصحهء و مزيد العمر و مثروديطوس و مانند آن بخورند و طلاها بمالند و اشياى خوشبو بويند و حقنه‌هاى مسخن عصب و هسوجات و حمولات مسخنه كه در استرخا و فالج گذشت در اين جا اثر تمام دارد . و اگر آلت كوچك نشود و لاغر باشد علاج پذير نبود و اين را غيبت گويند و صاحب او را عنّى نامند و به قول صاحب ذخيره اگر اين ضعف مادرزاد بود عنّى صادق اين باشد . و اگر عارضى بود علاج به دشوارى سود دهد و اين عارضى از جنس فالج بود .

ذكر ادويه مفرده كه براى ضعف باه از سردى اعصاب ذكر نافع است :

قضيب گاو و مايه‌ى شتر اعرابى استعمال كنند . و اگر مغز سر گنجشك نر در روغن چنبيلى مخلوط نموده بر قضيب و كف پا بمالند موجب هيجان شهوت جماع و نعوظ مىگردد و مجرب است . و اگر در آبى كه افيون مصرى حل كرده باشند مغز پنبه دانه را ساييده بر پارچه طلا كرده چند روز بر ذكر مثل مرهم نهند براى جالق نافع بود و كذا موميايى را در روغن نرگس گداخته طلا نمودن نيز مفيد بود ( طريق چوه‌ى مندوى ) . و اگر چوه‌ى مندوى را نيم ماشه با برگ تنبول بخورند از براى امراض بارده و تقويت باه مفيد بود و طريق ساختن آن اين است كه بگيرند مندوى و در آب تر كنند به قدرى كه نم بردارد و بعده به روغن ياسمين يا روغن ديگر خوشبو مندوى را از دست بمالند آن قدر كه بسيار چرب نشود پس