تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 558

مساهمون:

ص٥٥٨
گنجشك نر خانگى پنجاه قطعه همه را از استخوان و چربى جدا كرده ورق ورق نموده دارچينى صندل سفيد بهمن سرخ بهمن سفيد شقاقل مصرى ساذج هندى گشنيز خشك گل سرخ هر يك دو نيم مثقال گل گاو زبان هفت و نيم مثقال كوفته بر آن پاشيده يك شب بگذارند و روز ديگر با آب آهن تاب و گلاب و عرق بيدمشك آب زردك آب نيشكر آب سيب شيرين آب امرود هر يك يك رطل عرق كشند در وقت عرق كشيدن عنبر اشهب مشك تبتى زعفران هر يك يك مثقال در پارچه كتانى بسته بر دهان نيچه بندند يا در ظرفى كه عرق در آن ميچكد بگذارند و دو فنجان از آن صبح و دوشام بنوشند .

ماء اللحم مخترع حكيم علوى خان كه مقوى بدن و جميع قوتها و به نهايت مقوى باه است و مصلح ناقهين از امراض و مسمن بدن و محسن رنگ رخسار و مجرب است

[ صفت آن ]

گوشت بزغاله شش ماهه يك من تبريز گوشت مرغ فربه سه قطعه گوشت دراج نه قطعه گوشت لوه پانزده قطعه مجموع را از چربى و استخوان جدا ساخته ورق كرده صندل سفيد گشنيز خشك و ادهيل غنچه گل سرخ دارچينى هر يك پنج مثقال كوفته بر آن پاشيده در پاتيله نقره كباب نيم برشت كرده به گلاب عرق بيدمشك آب زردك آب انار شيرين هر يك دو من آب سيب شيرين آب به شيرين آب نيشكر آب امرود عرق گاو زبان هر يك يك من داخل كرده عرق كشند پس در آن عرق برگ پان يك صد عدد و بهمن سرخ بهمن سفيد شقاقل هر يك پنج مثقال خولنجان ساذج هندى دانهى هيل خصية الثعلب گل گاو زبان هر يك دوازده مثقال و نيم گل سرخ يك من تبريزى چاى خطائى اشنه هر يك ده مثقال ابريشم خام بيست مثقال دارچينى هفت مثقال يك شب گذاشته روز ديگر عرق كشند و در اين مرتبه عنبر اشهب مشك تبتى زعفران هر يك يك مثقال بر دهان نيچه بندند

نوع ديگر مؤلف حكيم موصوف

[ صفت آن ]

گوشت بزغاله چهار و نيم آثار لوه بست عدد دراج و هر يك ده عدد گنجشك نر يك‌صد عدد مرغ پنج عدد پاك كرده دارچينى دانهى هيل زنجبيل باديان گل سرخ زيرهى سياه قرنفل مصطكى هر واحد يك توله زعفران نيم توله نيم كوفته بر گوشتها پاشيده در مامى تابه نقره بر روغن گاو بريان كنند كه ميل به سرخى آرد پس در ديگ مسى قلعى دار كرده گلاب سه آثار عرق بيدمشك پنج آثار عرق بهار نارنج دو آثار عرق گاو زبان آب نيشكر سرخ هر يك پنج آثار آب طلا تاب به قدر حاجت داخل نموده دارچينى دانهى هيل زنجبيل باديان شقاقل بهمنين ساذج هندى بادرنجبويه گل بنفشه پنج بنفشه گل گاو زبان هر يك پنج توله زرنباد سه و نيم توله اسارون سه توله عنبر اشهب زعفران هر واحد يك توله مشك سه درم افزوده به دستور عرق كشند شربتى پنج توله با حلواى مخترع حكيم ممدوح كه در علاج نوع سابقه مسطور شد

ايضاً از تأليف موصوف اليه كه نهايت مقوى است و تجربه شده

[ صفت آن ]

گوشت بزغاله چهار ماهه يك رطل دراج جوان فربه چهار قطعه گردانگ سه قطعه همه را از چربى و استخوان جدا كرده ورق نموده دانهى هيل ده مثقال صندل سفيد طباشير غنچه گل سرخ هر يك دو مثقال كوفته بر آن پاشيده در ديگچه نقره كباب نيم خام نموده به حدى كه گوشت رطوبت پس دهد و رطوبت آن خشك نشود پس گل سرخ تازه دو رطل كاسنى تازه نيم رطل ابريشم خام ربع رطل صندل سفيد بيست مثقال بهمن سرخ بهمن سفيد شقاقل هر يك ده مثقال گل كنتيكى گل سيوتى هر يك پنجاه مثقال دارچينى دانهى هيل ساذج هندى خولنجان هر يك ده مثقال گل گاو زبان گل نيلوفر هر يك شش رطل گل بيدمشك تازه نيم رطل باديان‌تر ربع رطل گلاب آب نيشكر آب انگور عرق بيدمشك آب سيب شيرين هر يك يك رطل آب به شيرين آب امرود آب انار شيرين آب آهن تاب آب طلاتاب هر يك دو رطل ادويه ادرين آبها تمام شب بخيسانند و روز ديگر با يك من زردك ريزه ريزه كرده داخل نموده به دستور مقرر عرق كشند و در وقت كشيدن عنبر اشهب مشك تبتى زعفران هر يك يك مثقال سوده در ظرفى كه در آن عرق ميچكد گذارند و هر روز دو پياله قهوه خورى از آن صبح و دو پياله شام بنوشند

ايضاً از اختراع حكيم ممدوح عظيم النافع از براى امراض بارده و مقوى قلب و جميع اعضاى رئيسه و گرده است و خفقان و غشى بارد و ضعف باه از برودت را به نهايت مفيد و مجرب است

[ صفت آن ]

گوشت بره چهار ماه گوشت بزغاله فربه كه از استخوان و چربى جدا كرده باشند يك من تبريز مرغ فربه سه قطعه دراج چهار قطعه سنگ خواره يعنى لوه هفت قطعه گنجشك نر خانگى سى و پنج قطعه كبوتر خانگى نو پرواز آمده هفت قطعه همه را از چربى و استخوان جدا كرده ورق نموده در پاتيله نقره كباب نيم خام نمايند پس دارچينى سلينحه عود هندى عود صليب اسطوخودوس قرنفل مصطكى نانخواه خولنجان زرنباد سنبل الطيب جوزبوا بسباسه دانهى هيل ساذج هندى هر يك يك مثقال نيم كوفته داخل كرده به قدر احتياج آب بر روى آن كرده عرق كشند . و اگر در وقت