استعمال نكنند .
[ ابو منصور ]
ابو منصور گويد كه بعد فصد باسليق و لزوم ماء الشعير آن را آب كاسنى و عنب الثعلب و خيارشنبر و كاهو و خرفه دهند دانه و كدو و خيار و غذا به ماء الشعير غليظ و بقول مسلوق مطيب به اندك سركه و روغن بادام و گشنيز سبز و خشك نافع بود .
و چون تب و حرارت ساكن شود قرص انبرباريس كه در علاج ورم دموى در قول شيخ مسطور باشد با سكنجبين ساده يا بزورى بدهند .
و ضماد در ابتدا به صندل و گل سرخ و كافور و گلاب پارچه تر كرده سرد نموده بر جگر نهند و هر گاه گرم شود تبديل آن نمايند و در وسط مرض گل سرخ بنفشه صندل هر يك چهار درم كافور زعفران هر يك نيم درم كوفته بيخته روغن گل و آب كدو و آب هندوانه و آب خرفه و سويق عدس و كعك سوده ده مثقال آميخته در صيف سرد و در شتا گرم كرده ضماد نمايند اگر با ورم اسهال باشد قرص حماض به رب ريباس دهند و بعد آن آب سويق جو بنوشانند و بهى و گل سرخ در آب بپزند تا مهرا شود و سوده ضماد كنند .
و اگر حرارت اندك باشد اندك شراب قابض داخل كنند و يا در شراب تخم مويز تر كرده بجوشانند تا قوت او اخذ كند پس گل مختوم و گشنيز و سنبل و زعفران آميخته ضماد كنند كه از آن قوىتر است .
[ ابن الياس ]
ابن الياس گويد كه هر صباح جلاب از تخم كاسنى سه درم نيلوفر چهار درم و شكر سفيد با ترنجبين ده درم بنوشند و اسهال طبيعت به مطبوخ فواكه يا به مطبوخ هليله يا به نقوع مشمش به شيرخشت و ترنجبين هر واحد ده درم يا به فلوس خيارشنبر ده درم كنند و غذا ماء الشعير به خشخاش سازند و تضميد كبد در ابتداى ورم به صندلين و نيلوفر و گل سرخ و عصارهء ماميثا مساوى سائيده به آب كاسنى يا به آب حى العالم سرشته ضماد نمايند .
و چون از ابتدا تجاوز كند روادع ترك نمايند و اين ضماد نيز در ابتداى ورم صفراوى و دموى نافع برگ عنب الثعلب برگ كاكنج طحلب گل سرخ تازه يا بنفشه تازه صندلين سائيده به آب حى العالم سرشته ضماد كنند .
[ ابو الحسن ]
ابو الحسن گفته كه علاج ورم صفراوى به شرب ماء الشعير و آب انار ترش و شيرهء خرفه به سكنجبين كنند .
و اگر طبع قبض باشد تحريك او به آب تمر هندى و جلاب نمايند يا آب كاسنى به سكنجبين دهند و تقويت جگر به قرص انبرباريس و تبريد كبد به صندل و كافور و گلاب كنند و غذا بزوره آب حصرم و در آخر به چوزهء مرغ به آب سماق سازند .
[ طبرى ]
طبرى گويد كه اصعب اورام و اشد اعراض ورم معروف به فلغمونى است و سبب فاعل او صفرا است كه از مراره به سوى كبد رجوع مىكند و به دم آن مختلط مىگردد و سده در عروق واقع مىشود و ورم در لحم كبد مىافتد و اين است فلغمونى پس اگر قوانين استفراغ اطلاق يابند تنقيه او به اين طبيخ كنند تخم كشوث تخم كاسنى تخم كاهو هر واحد ده درم عنب الثعلب برگ اسپغول هر واحد باقه تمر هندى منقى بيست درم آلو بخارا سى عدد پوست هليله زرد پنج درم گل سرخ و بنفشه هر واحد سه درم مويز منقى ده درم همه را به رسم مطبوخ بپزند تا مهرا گردد بعده صاف كرده هفتاد درم از آن گرفته هفت درم مغز فلوس در آن ماليده و سه طسوج سقمونياى مشوى در سيب آميخته بنوشند و از غذا بر مزورات متخذ به سركه و شكر و آب حصرم اقتصار نمايند و كاهو و كاسنى و طرخشقوق و مانند آن مسلوق بخورند و انار ميخوش بدهند و طبيب را لازم كه استخراج موضع سده كند پس اگر ما بين زهره و عروق كبد باشد چيزى از قابضات مثل سيب ترش و به ميخوش ندهند تا عروق تنگ نگردد و مراره بر جذب صفرا حاصل در دم كبد قادر نباشد و علامت سده اين موضع آن است كه قى صفراوى كم و اسهال آن بيشتر گردد سيما چون استفراغ به دوا كنند و بالعكس چون سده در ماساريقا باشد يعنى قى بسيار و اسهال صفراوى كم بود و از آنچه علاج اين كبد بدان كنند چون قاروره متوسط الحمرة باشد اين رائب است بگيرند رائب مضروب به ضرب قوى سى درم و آب لبلاب جوشانيده صاف كرده ده درم به سكنجبين ساده در بلد حار و مزاج حار بنوشانند .
و اگر احتمال كنند به سكنجبين بزورى زيادهتر مفتح سده و سهلتر به معالجه بود و همه آنچه لذع كبد نمايد و اگرچه تسكين صفرا كند از استعمال او اجتناب نمايند و سالمتر آن است كه ماء الشعير و حشاء خندروس كه در آن سماق و ريباس پخته باشند استعمال كنند .
و اگر احتمال استفراغ به حقنه كند اين حقنه به عمل آرند ماء الشعير مطبوخ به عناب و سپستان و جفرى بگيرند سى درم و آب برگ اسپغول مروق هفت درم شكر سفيد سه درم روغن بنفشه ده درم به دفعات متوالى حقنه كنند تا آنكه زردى چهره و چشم ابتدا به خلو نمايد و حرقت و التهاب تخفيف يابد ترك استفراغ او كنند و تضميد كبد او به اين ضماد نمايند بگيرند خشف يا قسب ده درم برگ اسپغول برگ بارتنگ هر واحد باقه گل سرخ كشوث هر واحد كف سويق شعير سى درم همه را به آب برگ عنب الثعلب بپزند تا مهرا شود مثل حسوء شيخين گردد بعده خوب برهم زنند و بر پارچه طلا كرده بر كبد نهند دائم الا در آخر هضم .
و از ضماد خالص براى اين علت اين است گل سرخ گلنار هر دوره ده درم شياف ماميثا سه درم فوفل دو دانگ فضه كافور يك نيم دانگ همه را باريك سائيده در آب گشنيز تر آميخته ضماد كنند اگر قاروره مريض سرخ نباشد و اين صالحيترين ضماد است كه در فلغمونى كبد استعمال كنند .
و هرگاه در مريض علامات خون ثابت شود به فصد باك نيست و ابو ماهر را ديدم