تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 489

مساهمون:

ص٤٨٩
و زرق شير خر و كذا اكل مغز حب صنوبر صغار هر واحد نافع قروح مثانه است .

[ شيخ ]

شيخ مىفرمايد كه واجب است اجتناب از طعوم حريفه و مالحه و حامضه و شديد الحلاوت و مستحيل به سوى صفرا و تناول اغذيه عذبه حسن الكيموس و آنچه تغريه كند نمايند و رياضت به سبب احداث حدت تلهب ايشان را مضر بوده . و اگر محدث آن نشود به سبب تقويت عضو نافع گردد پس تجربه آن اندك اندك كنند و در قوانين مذكوره در قروح كليه نگاه كنند و اكثر آن‌ها در اين موضع نقل كنند . و كذلك در آنچه از شرب البان نوشته‌ايم نظر كنند كه آن به شرط مذكور نافع قروح مجارى بول است خصوصاً شير اسب ماده . و بدانند كه استظهار در علاج اين آنست كه اول تنقيه به ماء العسل يا ماء السكر مطبوخ به مدرات شرباً يا زرقاً استعمال نمايند بعده تابع آن سائر ادويه كنند پس اگر ريم در بول بسيار آيد بايد كه در آن آب خاكستر شجر انجير يا خاكستر درخت بلوط يا خاكستر شيح به مزرقه رسانند تا تنقيهء بالغ حاصل شود . و اما ادويهء مشروبه مثل اسپغول به روغن گل است و مثل شير خر و بز و اسب ماده كه دائم چند روز به مقدار هضم بنوشند و اكثر آن سه اوقيه بود و شيرده را قوابض مبرده خورانيده باشند و قرص خشخاش و قرص كاكنج به وزن مثقال به آب سرد . و از مراهم جيده كه بدان مالش كنند اين است كه بگيرند ميعه سائله يك درم و پيه مرغابى از سه تا چهار درم و موم سفيد دو استار و روغن بنفشه به قدر كفايت و ضماد سازند . و اين مرهم نافع است و خصوصاً هنگام تاكل بگيرند خرما و مويز و مازو و اقاقيا و شب و طراثيث و با وى زوفا و ميعه آميزند و بر عانه نهند . و قبل اين در قرحهء كه اندر آن تأكل نباشد اين مرهم استعمال كنند موم و پيه بط و روغن گل و استعمال مجففات شرباً و زرقاً نمايند و گاهى از اين حقنه بعينه استعمال كنند و مريض بارك بود يعنى بر زانو خفته باشد . و چون مشروبات نفع نكنند و خصوصاً در قرحهء كه قريب‌تر از مجرى باشد و با وى تأكل بود علاجش زراقات به ملحات در شير زنان حل كرده است و منجملهء آن قرص قراطيس است و قرص اندرفيلس به اندك مرداسنگ و سفيدآب و نشاسته و آهك مغسول . و اين نسخهء زراقه براى آن جيد است بگيرند گل مختوم و گل قيموليا و شاخ گوزن سوخته هر واحد يك جزو و شادنج و شب هر واحد ثلث جزو و افيون نصف سدس جزو و سفيدآب سه جزو و انزروت نيم جزو و مر و كندر هر واحد دو ثلث جزو همه را به اندك روغن گل و موم جمع كنند و در زراقه استعمال كنند و گاهى در آن زراوند يك جزو اضافه كرده مىشود . و خفيف‌تر از اين انزروت و نشاسته و سفيدآب است كه به شير زروق نمايند و اگر آن را به قلعى سوخته و كندر قوى كنند قوىتر گردد . و اين قرص مجرب است عصارهء لحية التيس گل مختوم بسد كهربا نشاسته مغز تخم خيار تخم خطمى مغز تخم خربزه يا تخم كرفس يا دوقو يا فطراساليون و قرص كاكنج دواى ديگر مغز تخم خيار مغز تخم خربزه مغز تخم بادرنگ مغز تخم كدو هر واحد پنج درم نشاسته چهار درم رب السوس هشت درم تخم خرفه سه درم و نيم مغز بادام شيرين مغز فندق بريان هر واحد چهار درم مغز چلغوزه سه درم و نيم تخم كرفس و دوقو تخم جرجير مغز حب المحلب هر واحد دو درم و نيم تخم حماض و مغز بادام و كتيرا و صمغ بادام و بزر البنج و افيون هر واحد سه درم نخود سياه ده درم زعفران پنج درم به ميفختج سرشته هر قرص به وزن دو درم سازند و به آب ترب يا به آب كرفس يا آب نخود سياه بخورند و خصوصاً بعد پاك شدن قرحه و بايد كه تقليل شرب آب نمايند . و چون درد اشتداد كند شياف ابيض كه در چشم استعمال مىكنند در شير زنان زروق نمايند . و ايضا قريب اين خشخاش و افيون و پيه ماكيان است به حقنه يا حمول يا زروق استعمال نمايند .

[ صاحب كامل ]

صاحب كامل گويد كه افضل چيزى كه بدان معالجه قروح مثانه و خروج ريم از آن كنند قرص كاكنج به شربت خشخاش است اگر با وى حرارت نبود . و اگر حرارت باشد قرص خشخاش به شريت خشخاش نافع است و كذلك مىبايد كه سائر تدبير به اغذيه و ادويهء كه در قروح كليه و خروج مده از آن ذكر كرديم نافع بود . و اين دوا قروح مثانه را نافع است مغز چلغوزه بست عدد مغز تخم خيار چهل عدد نشاسته نيم مثقال سنبل مثله تخم كرفس دو مثقال اول سنبل و تخم كرفس را به يك نيم رطل آب بجوشانند تا به نصف رسد و ادويه مذكوره را بدان بسرشند شربت دو درم تا سه به ميفختج . و فولس ذكر كرده كه اين دوا تجربه كرده‌ام و نافع يافتم و نسخهء آن همان است كه در قروح كليه در قول مجوسى گذشت .

[ جرجانى ]

جرجانى گويد كه طريق صواب در علاج اين علت آن است كه اول مثانه را از ريم پاك كنند به ماء العسل و جلاب كه در آن ادويهء مدره پخته باشند به خوردن و هم به زراقه در مجراى بول چكانيدن و علاج مثانه بيشتر به زراقه بود . و اگر ريم بسيار همىآيد خاكستر درخت انجير با خاكستر بلوط يا خاكستر درمنه در آب بياميزند و يك شبانه روز بنهند تا صاف شود و آب قوت خاكستر گيرد آن آب را بچكانند تا پاك شود و هر گاه كه حرقت و لذع به هم رسد شير زنان با روغن گل و شير خر و شكر و شير بز و شير اسب بنوشانند بيشتر سه اوقيه تا به آسانى
اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 489 | محمد اعظم خان ( ناظم جهان )