مبرده مثل پايچه و شورباى چرب به روغن بادام و ماء الشعير و هريسه به لحم طيور و البان مثل شير خر و بز و ميش و گاو بنوشند و ادامت تنقيه بدن نمايند
سيد مينويسد كه اول اشربه و ادويهء جاليه كه سوزاننده نباشد چون جلاب و ماء العسل و كشكاب به عسل و ادويهء كه در جرب گرده ذكر يافت مىبايد خورد و به زراقه در مجراى بول چكانند و در هر چند روز به قى استفراغ كنند و شير خر و شير بز را در اين منفعت بسيار است و لعاب دانهء آبى و اسپغول با شكر و روغن بادام بعد از آنكه مثانه را به اشربهء جاليه پاك كرده باشند سود دارد .
و طبيخ حلبه به انگبين و شيرهء تخم خيار و تخم آبى پخته ملحم است و غذا پايچه بره و اسفيدباجهاى چرب و هريسه گوشت مرغ فربه بايد داد .
و آب معدن گوگرد خوردن و اندر آن نشستن سود دارد و شير زنان تنها و يا لعابها در مجراى بول چكانيدن مفيد بود .
محمود گويد كه هر صبح شربت بنفشه يا شربت خشخاش ده درم در آب گرم حل كرده بنوشند و غذا مزورهء ماش به شير بادام و جلاب از عناب ده عدد و بنفشه پنج درم بنوشند و يا لعاب اسپغول و لعاب بهدانه هر كدام كه باشد ده درم با شكر سفيد ده درم بياشامند و در احليل شير زنان و لعابات مذكوره بچكانند و به حريرهء آرد گندم و مغز بادام و روغن آن و شكر سفيد و اكارع جدى غذا سازند .
خجندى گويد كه شربت عناب به لعاب بهدانه يا اسپغول بدهند و روغن بنفشه و قيروطى ساده به روغن كنجد بر عانه بمالند
سعيد گويد كه علاج جرب مثانه به فصد و خوردن بنادق البزور و شرب لعابات به شربت بنفشه و استعمال شيرهء تخم خيارين و شيرهء خرفه به شربت خشخاش و آشاميدن شير خر و بز به گل مختوم و زراقه به شير زنان و لعاب بهدانه و روغن نيلوفر و شياف ابيض سازند و غذا به شورباى چرب يا زردى بيضهء نيمبرشت نمايند
جمود دم در مثانه
گاهى خون كه از جگر و يا گرده در مثانه ريزد و منجمد گردد و گاهى به سبب ضربه و سقط يا حمل بار گران رگ بزرگ از مثانه بشكافد و خون بسته شود .
تشخيص اين چنان بايد كرد كه اگر بعد اسباب مذكوره و بول الدم زردى رنگ چهره و كرب و غشى و سردى دست و پا و عرق سرد و صغر نفس و نبض مع ضعف و تواتر و غثيان و گاهى لرزه به مريض عارض شود بدانند كه خون در مثانه منجمد گشته و به قول جالينوس تب شديد يا لرزه و قشعريره به سبب حدوث كيفيت سميه در خون منجمد نيز با علامات مذكوره پديد آيد
علاج
: سكنجبين عنصلى تنها يا به اندك خاكستر چوب انجير در آب گرم بدهند و يا مقطعات مثل برنجاسف و تخم كرفس و تخم ترب و سداب برى جوشانيده با سكنجبين مذكور آميخته بنوشند و سكنجبين شبى نيز نافع است .
و گاهى نوشيدن سركه تنها فى الحال صحت مىبخشد و كذا شرب بسفايج و قرطم و پنيرمايهها نافع بود و در آبى كه ادويه محلله ملطفه مثل اكليل الملك و حاشا و اذخر و انجدان و بابونه و پودينه و سداب و اقحوان جوشانيده باشند بنشينند و بر مثانه بريزند و ثفل او ضماد كنند و روغن بابونه و ترب و شبت بمالند و زمانى طويل در هواى حمام مقام سازند و طبيخ مذكور بر مثانه ريزند .
و اين آبزن نيز مجرب است تخم شبت و حلبه و قلت و كاكنج و تخم خربزه و گوكهر و و قرطم و گل بابونه و اكليل الملك و بنفشه و ريوند چينى و بزر البنج هر يك سه توله برگ نيب و سنبهالو و قرطم و كرنب و كرم و گز و پودينه باغى و مشكطرامشيع و پنبهء باغى و انار و قنب هر يك هفت توله .
و آنچه در اين باب عظيم النفع يافتهاند اين دوا منقول از معالجات روفس است جگر خر خشك سه ماشه زهرهء سنگپشت يك ماشه در آب خاكستر انگور هفت توله و يا به مطبخ سداب و يا نخود سياه بخورند و غذا نخودآب مرغ يا شورباى مرغ با نان دهند .
و اگر از اين تدابير فائده نشود و مدرات قوى التحليل چون قردمانا و فاوانيا و حب بلسان و عود بلسان و فوة الصبغ و ابهل و زراوند به آب نخود سياه بايد داد و ادويهء مفتت حصات دهند .
و اگر هيچ تدبير سود ندهد و خوف هلاكت باشد مثانه را به طريقى كه در سنگ مثانه شق مىكنند شكافته خون منجمد را بيرون آرند .
شيخ مىفرمايد كه علاجش علاج حصات است و گاهى در آن شرب سكنجبين كفايت كند .
و اگر بدان قى كنند جائز است و خصوصاً عنصلى و خصوصاً با قدرى خاكستر چوب انجير يا با مطبوخ مقطعات و ادويه حصات بدهند و پنيرمايه خرگوش ادويهء حصويه به مزرقه چكانند و در آبزن مطبوخ حشائش حصويه نشينند .
و از چيزهائى كه براى اين ستودهاند شرب حب بلسان دو درم يا مثل او عود فاواينا و حب فاوانيا و خصوصاً با عود او يا مثل اظفار الطيب يا مثقال قردمانا به آب گرم يا به سركه خمر و زيت انفاق است و سكنجبين ترش عنصلى نزد من بهتر از خلى است چه سركه