آب نقيع انگزو بدهند سه روز .
و بعضى گفتهاند كه يك درم به سه روز بايد خورد و مجرب نوشتهاند و اين آزمودهء من نيست و همهء ادويه كه از بهر اين علت دهند در حمام و آبزن بدهند كه نافعتر بود و حب بلسان سوده يك مثقال سنگ گرده بريزاند .
و معجون ارمده در قول بوعلى گذشت و معجون عقرب در بحث حصات مثانه در قول ابو سهل خواهد آمد شربتى بعد از شش ماه كودكان را نيم دانگ و بزرگان را دانگى در آب كرفس .
[ محمود شيرازى ]
محمود شيرازى گويد كه در سنگ گرده و مثانه هر صبح مطبوخ از باديان سه درم و تخم كاسنى و اصل السوس مقشر كوفته هر واحد سه درم با شكر سفيد ده درم بنوشند و غذا مزورهء نخوداب به شيرهء قرطم و لحم كبك و يا شيرهء تخم خيارين و تخم خربزه هر واحد ده درم بنوشند .
و يا بگيرند باديان و انيسون هر واحد سه درم و با شكر سفيد ده درم جوشانيده صاف نموده بر آن شيرهء به زور ثلاثه هر واحد ده درم انداخته بنوشند .
و اگر درد اشتداد نمايد و امر عظيم گردد اين مطبوخ بياشامند باديان تخم كرفس تخم خبازى تخم خطمى هر واحد سه درم تخم كاسنى بنفشهء خشك هر واحد چهار درم عناب سپستان انجير سفيد هر واحد بيست عدد سناى مكى هفت درم اصل السوس مقشر چهار درم پرسياوشان پنج درم جعده خارخسك حاشا هر واحد هفت درم همه را در سه رطل آب بجوشانند تا به يك رطل بازآيد صاف كرده در آن ترنجبين و خيارشنبر هر واحد ده درم حل كرده سحرگاه بنوشند .
و اگر از اين دوا فايده نشود قى استعمال كنند بعد تناول اندك اغذيهء مختلفه مثل ماهى شور و ترب و خربزه و شبت .
و يا بگيرند شبت و سرمق و تخم ترب و تخم خربزه و تخم كرفس و برگ ترب و بيخ آن و در آب خوب بجوشانند و صاف كرده بر آن عسل و روغن كنجد و نمك انداخته بنوشند و به پر مرغ ملوث به روغن كنجد قى كنند و حلبه و قرطم و بنفشه و مانند آن كه در قول صاحب كامل گذشت جوشانيده آبزن نمايند و بر كمرگاه روغنهاى گرم محلل مثل بابونه و زنبق و نرگس و غير آن بمالند و از تناول اغذيهء غليظه مثل عضايد و حلواى نشاسته و جز آن احتراز كنند .
و اغذيهء لطيفهء زودگوار مثل نخوداب به لحوم ماكيان و گنجشك و كبوتر صحرايى و قليهء پرمصالح به نان خشكار تناول نمايند و ترك عشا و تقليل غذا نافع بود و هر روز چند بار حركت كنند و پاى بردارند .
و اگر مريض را طاقت شدت درد نباشد مخدرات مثل برشعثا و بزر البنج به شكر و خشخاش و غيره دهند .
و چون مرض مستحكم شود ادويهء مفتتهء حصات بخورند و از ادويهء حارهء مسخنه مثل زنجبيل مربى و فلفل و قرفه و قرنفل و مانند آن اجتناب سخت نمايند تا ماده به استفراغ لطيف و بقاى كثيف متحجر نشود .
و اين دوا حصات را بشكند اگر در مزاج حرارت باشد مغز تخم خيارين و تخم خربزه هر واحد ده درم تخم شلجم پنج درم تخم كرفس باديان انيسون هر واحد سه درم حب المحلب چهار درم همه را باريك ساييده به حرير بيخته سه درم با سكنجبين ساذج يا بزورى ده درم بخورند .
و اگر با وى حرارت نبود اين دوا دهند باديان تخم كرفس اسقولوقندريون هر واحد سه درم حب المحلب مغز تخم خيارين و تخم خربزه خارخسك صمغ آلو سياه پرسياوشان هر واحد چهار درم حب القلت پنج درم همه را باريك سوده بدارند شربت سه درم به سكنجبين بزورى ده درم غذا مزورهء نخود به مغز قرطم و اندك دارچينى دهند و معجون عقرب به حذر و احتياط استعمال كنند تا تسخين مزاج بسيار نكند و قرحهء مثانه به سبب شدت لذع در آنجا پيدا ننمايد .
و يا هر صبح يك مثقال معجون حجر اليهود يا شيرهء به زور ثلاثه هر واحد ده درم بخورند و يا بگيرند تخم گزر و تخم شلجم و تخم ترب و باديان هر واحد سه درم و شكر سفيد ده درم و جوشانيده صاف كرده با معجون حجر اليهود بنوشند .
و اگر سنگ در موضع واحد واقف بود و نازل و متحرك نگردد علامتش اين است كه درد چنان شديد بود كه مريض طاقت آن نيارد و سكون و خواب نبود و درد ساعتى ساكن نشود پس بايد كه ادويهء قوى الادرار مثل تخم گزر و كرفس و باديان و خيارين و خربزه و ادويهء مفتته حصات به قوت مثل اين دوا بدهند :
بگيرند فطراساليون فلفل سفيد و سياه هر واحد سه درم زنجبيل سنبل سليخه دارچينى بعده اسارون هر واحد چهار درم جندبيدستر فقاح اذخر حب بلسان هر واحد دو درم همه را باريك ساييده به حرير بيخته به عسل كف گرفته بسرشند شربتى از آن يك درم .
و اگر سنگ غير واقف در يك موضع باشد و علامتش اين است كه درد ساعتى ساكن شود و در ساعت ديگر هيجان نمايد و علاجش اين است كه هر صبح جلاب از پرسياوشان سه درم تخم شبت و اكليل و باديان و كرنب و گزر هر واحد ده درم بسيار گرم بنوشند و غذا نخوداب و مغز قرطم و دارچينى و انيسون به لحوم ماكيان و كبك و گنجشك بخورند و تكميد موضع به سبوس و جاورس و تمريخ به ادهان حاره محلله چون روغن زنبق و خسك و سوسن و غير آن به نوعى كه در قول صاحب كامل گذشت بايد كرد و ترياق كبير و مثروديطوس يا سنجرينيا هر چه از اين حاضر باشد دو درم به جلاب باديان سه درم بخورند و علاج ريگ گرده و مثانه مثل علاج سنگ بود و إلا در آن ادويهء حاره استعمال نكنند و نه مدرات بسيار قوى .
[ خجندى ]
خجندى گويد كه