تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 353

مساهمون:

ص٣٥٣
همين طور به عمل آرند كرم كبار و حب القرع دفع كند . ديگر در مويز منقى بجاى تخم آن بابرنگ پر كنند و بزرگ را بست دانه و طفل را پنجدانه دهند نافع بود و يا روغن پلاس پاپره بر شكم و عانه بمالند . ديگر كميله بابُرنگ بيخ حنظل سرخس تربد مرداسنگ هر واحد سه نيم ماشه پوست هليلهء زرد هفت ماشه مغز خسته شفتالو پنج عدد و مغز تخم كرنجوه سه عدد در سركه ساييده روغن ديودار روغن بهروزه هر واحد دو نيم ماشه افزوده بر حوالى ناف ضماد نمايند كه كرم را بكشد .

اقوال حكما

[ شيخ الرئيس ]

شيخ الرئيس مىفرمايد كه غرض مقصود در معالجات ديدان اين است كه از اسباب تولد ماده مولد آن از ماكولات مذكوره باز دارند و تنقيه بلغم نمايند از رودهء كه در آن كرم متولد شود و كرم را به ادويه كه به نسبت آنها سموم است بكشند و آن ادويهء تلخ طعم است كه بعضى از آن حار بود و بعضى بارد . و مذكور گردد ادويه كه بالخاصيت اين فعل كند و بعد قتل آن به ادويه اسهال آورند اگر طبيعت از خود آن را دفع نكند و نشايد كه بعد مردن كرم تا زمانى دراز او را در شكم گذارند كه مضرت بخار آن ضرر سمى رساند . و ادويه حار تا درجه سوم در تدبير آنها هر وقت موافقتر است مگر آنكه در آنجا تپ يا ورم باشد و ادويهء حار تلخ به حرارت خود مضاد مزاج كرمها است و هم مضاد كيفيتى است كه آنها حريص‌تر بر آنند اعنى چرب و شيرين . و گاهى مشروبات و حقنه‌ها چنان يافته مىشوند كه آن جامع اين هر سه خصال باشند و اما حمولات براى اخراج آن اولى از قتل كردن آن است مگر آنكه در معاى مستقيم كرم كوچك باشد . و گاهى حمول از جنس چرب و شيرين مىسازند تا كرم بسوى آن بنا بر محبت منجذب شود و چون بيرون آرند با وى خارج شود . و معالجه به مشروبات وقت خلو شكم اولى بود و چون سموم قاتله آنها در شير و در كباب و مانند آن پنهان كرده بخورانند كرم بر تناول آن حريص‌تر باشد و آن را زياده‌تر قبول كند . و گاهى صاحب ديدان را مثل شير دو روز ميخورانند و روز سوم در شير دواى قتال آن مىنوشانند . و گاهى قبل آن كباب مص مىكنند چه هرگاه كرم بوى آن مىيابد برمص اقدام مىكند تا بسوى آن منحدر گردد پس هرگاه عقب او اين ادويه دهند آن را زياده‌تر قبول كند . و چون حقنه‌هاى سميه قاتله استعمال نمايند اولى آن است كه معده را به قابضات طلا كنند و خصوصاً آنچه در آن قوت قاتله كرم باشد مثل سماق و طراثيت و اقاقيا در شراب حل كرده و همچنين كبر و شب به شراب و اگر متحمل قبض اين نباشد پس گل مختوم به شراب ضماد كنند . و چون ادويه ديدان بخورند بايد كه بينى را خوب بند كنند و از اخراج نفس و ادخال آن حتى الامكان كثرت نكنند و آهسته و كمتر گيرند و افضل آن است كه در نفس چيزى از بوى دوا مختلط نشود و از علاج متصل بعلاج ديدان اصلاح اشتها است چون ساقط شود . و گاهى در ضماوات و مشروبات چنان يافته مىشوند كه جامع تقويت اشتها و قتل و اخراج كرم باشند مثل شرب صبر به افسنتين و مثل حب معمول از اين و طلا از اين هر دو كذلك صبر مع ربوب ترش . و گاهى با ديدان اسهال جمع شود پس احتياج به قتل آن تنها افتد بهر آنكه حركت طبيعت آن را خارج كند . و گاهى حال اقتضا بر آن كند كه به قابضات تلخ قتل نمايند تا موت آنها و قبض طبيعت مجتمع گردد چون ديدان و اسهال جمع شوند و خوف سقوط اشتها باشد خصوصاً به اضمدهء قابضه كه قاتل ديدان باشند قوت ساقط نشود و بعد از آن خارج شوند يا به دفع طبيعت و يا به دواى مشروب و يا محمول . و گاهى با ديدان اورام در احشا باشد پس احتياج به تدبير لطيف افتد و ادويهء كه قتل حب القرع كند قويتر از آن بايد كه قتل كرم دراز نمايد . و آنكه قتل حب القرع و مستدير كند كرم دراز را نيز قتل نمايد و سبب در اين آن است كه مكان حب القرع بعيدتر از دواى مشروب است و پناه سخت دارند و به رطوبات كه آن را وقايه كننده است پوشيده مىباشند . و گاهى در كيسه غشايى صفاقى مستتر باشند و بهر آنكه متولد از ماده غليظتر و كثيف‌تر و اقرب به مزاج حار يابس و اشد عفونت و اشبه به چيزى سمى مىباشند پس شكل آنها از ادويه سميه منفعل نشود تا آنكه مفرط و غالب بسيار بر آن نباشند . ادويهء حارهء قتالهء ديدان و خصوصاً كرم دراز اما مفرده مثل فراسيون است و قردمانا يك مثقال و شيح و ترمس تلخ و سليخه و پودينه و آب آن و تخم دهمست و قسط تلخ و افتيمون و قرطم و نعنع و قنبيل و كمافيطوس و قنطوريون و مشكطرامشيع و ثوم خاصة گاهى حب القرع را قتل كند و باديان و آس و صعتر و فوفل و افسنتين و تخم كرنب و پوست غرب و بيخ راسن خشك سه اوقيه و زيرهء بريان و قيصوم و سعد و عرعر و انيسون و تخم كرفس و حرف در اين باب قوى است و شونيز و تخم سرمق اسهال آن مع قتل نمايد و همچنين لبلاب و بسفائج و اولى چيزى كه بعد قتل بدان اسهال كنند صبر است . و چون انسان زيت را وافر به مقدارى كه شراب او ممكن بود بنوشد قتل و اخراج كرم نمايد و خصوصاً زيت انفاق و آن كرم عريض را نيز قتل كند و به مرارت خود و به زلق بنا بر لزوجت قتل كند . و اگر شرب او يك دفعه ممكن نبود به دفعات در دو ملعقه بنوشند و حب النيل قتال كرم و حيات و مخرج آن است و گاهى در كرم عراض نفع كند . و اما مركبهء قتالهء آن مثل ترياق فاروق است و آنچه جامع قتل و اخراج بود مثل ايارج فيقرا و مثل اين