تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 321

مساهمون:

ص٣٢١
به اذن الله تعالى نطرون اسكندرانى دو ثلث اوقيه در آب گرم و روغن زيت حل كرده حقنه كنند بايد كه مقدار مجموع دو ثلث رطل باشد و آب و روغن مساوى باشد و يا روغن ثلث آب بود . و چون مرض اشتداد كند و هيچ يكى از تدابير مفيد نيفتد بستانند سرگين گرگ خاصة آنچه بر روى خار افتاده باشد و با عسل سرشته به مشك و فلفل سياه خوشبو ساخته بدهند و پس از آن ماء الاصول بنوشانند و مادام كه درد ثابت باشد هر شب تخم كتان و حلبه حب الرشاد در آب جوشانيده و لعاب آن را صاف نموده دو اوقيه با قدرى فانيذ و روغن كنجد بدهند و از غذا منع كنند . و اگر چاره نباشد به شورباى مرغ تغذيه سازند

علاج قولنج ريحى

هر چه در علاج قولنج بلغمى گذشت علاج اين است مگر آنكه شياف و حقنه و مسهل كه در اينجا استعمال كنند كاسر رياح باشد مثل اين شياف بوره مقل جاوشير تخم سداب جندبيدستر حنظل از هر يك مقدار لائق گرفته با قوام شكر سرخ سرشته شياف سازند . و مثل اين حقنه سداب نمام بابونه قيصوم مرزنجوش تخم كرفس باديان نانخواه انجير به مقدار مناسب در آب بجوشانند و عسل آميخته نيم‌گرم حقنه كنند . و مثل اين مسهل پوست بيخ باديان و بيخ كاسنى قنطوريون بسفايج هر يك هفت ماشه تخم كرفس درونج هر يك پنج ماشه انجير زرد پنج عدد مويز منقى دو توله تخم قرطم يك توله صعتر انيسون هر يك چهارماشه تربد سفيد نه ماشه زنجبيل سه ماشه سناى مكى دو توله جوشانيده صاف نموده مغز خيارشنبر هفت توله گلقند چهار توله ماليده باز صاف كرده شربت دينار چهار توله روغن بادام هفت ماشه داخل كرده بدهند . و فرداى آن كمونى كبير و معجون حب الغار هر يك پنج ماشه خورده شيرهء باديان نه ماشه انيسون هفت ماشه و صعتر و زيره سياه هر يك چهار ماشه و قرطم يك نيم توله و الايچى كلان پنج عدد در گلاب يك نيم پاؤ برآورده عسل سه توله داخل كرده حرف و يا تودريين نه ماشه پاشيده بنوشند . شب حب سكبينج خورده باشند همچنين سه چهار مسهل دهند و غذا شوربا با نان و يا به جوارش نارمشك و يا شهرياران اسهال آورند . و بعد از تنقيه جهت تعديل و دفع رياح معجون كندر و جوارش انجدان به عرق نانخواه و صعتر دهند . و اين ماء البروز نيز براى تحليل باد و اخراج مواد نافع است نانخواه كاشم كرويا زيره كرمانى صعتر شونيز هر يك كفى در سه رطل آب بپزند تا يك رطل بماند صبح و شام بيست درم از آن يا سه درم روغن بيدانجير بنوشند . و هرگاه بعد استعمال شياف و حقنه و مسهل و خروج ريح و ماده آن درد ساكن نشود سببش برودت امعا باشد در اين وقت جهت تسكين امعا اين حقنه كنند بابونه اكليل الملك برنجاسف سداب نانخواه شونيز نيم‌كوفته در آب جوشانيده صاف نموده زيت و اندكى جندبيدستر آميخته حقنه كنند . و مريض را بفرمايند كه دوا را زمانى طويل در شكم بدارد تا گرمى آن به وجه احسن امعا را حاصل گردد . و نافع‌ترين اشيا در قولنج ريحى خوردن كمونى و فنداويقون و سنجرينيا و ترياق كبير است همچنين بادمهرج و جوارش انجدان و حب ملوك و حب افاويه و نارمشك و حب حلتيت و حلواى مغز تخم بيدانجير و معجون قولنج و كاسر رياح و مداومت جوارش كمونى مسهل يا ثبادريطوس هر روز به مقدارى كه اجابت معمولى به لينت شود . و پرهيز از جميع بقول و غير آن اشياى مولد رياح در دفع قولنج ريحى دورى همواره معمول و مجرب است و مالش روغن سداب و شبت بر شكم و نوشيدن ماء العسل و عرق باديان و گلاب عوض آب سرد مفيد بود . و اگر انصباب سودا بر امعا موجب نفخ و قولنج ريحى گردد چنانچه بعضى را در ماليخولياى مراقى افتد جهت تليين طبع و تحليل رياح حقنه و شياف و غير آن كه مذكور شد استعمال نمايند و زيره و كرويا جوشانيده نوشيدن و پودينه و سداب و جعده و صعتر و شونيز در سركه كهنه پخته تكميد كردن مفيد بود و بعد افاقه تنقيه سودا نمايند و هرچه در علاج قولنج سوداوى بيايد به كار برند .

ذكر بعض ادويه يونانيه كه نافع قولنج ريحى است :

مهندس گويد كه ليسيدن حب المحلب به عسل نافع قولنج ريحى بود . و به قول تميمى و ابن صهاربخت نوشيدن روغن بلسان مفيد قولنج ريحى و بلغمى است و خوردن قردمانا كه آن كروياى برى است به آب مطبوخ انيسون به قول جالينوس و مداينى و ابن جزله نافع قولنج ريحى باشد و شرب فطراساليون در اين نوع مجرب سويدى است . و به قول مالقى خوردن صعتر به آب گرم حل قولنج ريحى به سرعت كند و كذا شرب مشك و كذا لعق نانخواه سوده به عسل سرشته و كذا شرب درونج يا كاشم و ادويهء مستعمله در آبزن . و كماد قولنج ريحى اين است انيسون زيره سياه عنب الثعلب حلبه باديان اكليل الملك مغز تخم بيدانجير نمام پودينه برنجاسف شبت صعتر مرزنگوش جندبيدستر بابونه در آب جوشانيده عليل را در آن نشانند و يا اين آب در مثانه گاو انداخته بر ناف مريض نهند .

بادمهرج كه جهت قولنج ريحى و بلغمى و رياح شكم نفع تام دارد

[ صفت آن ]

حلبه تخم حرمل هر يك سى درم درونج عقربى عاقرقرحا فلفل دارفلفل اسارون سليخه قسط زعفران زنجبيل هر يك دو درم كوفته بيخته به عسل بسرشند شربتى دو درم .

جوارش انجدان قولنج بگشايد و رياح دفع كند و آروغ ترش را نافع بود

[ صفت آن ]

فلفل دارفلفل هر يك پنج درم ايرسا زنجبيل هر يك شش درم انيسون باديان