تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 318

مساهمون:

ص٣١٨
به روز هفتم رسيده بدهند روا بود و صاحب قولنج بارد را در طعام سير و فلفل و زيره و كرويا و انجدان داخل كنند . و اگر زيره دو درم كوفته در چهار اوقيه آب بجوشانند تا نصف بماند صاف نموده مغز قرطم پنج درم فانيذ اوقيه در آن حل كرده بنوشند طبع نرم كند و قولنج باز دارد و اگر دو درم روغن بادام اندازند بهتر بود چند روز استعمال نمايند . و اين شربت انجير سخت موافق بود انجير فربه يك من در چهار من آب بپزند تا به نيمه بازآيد صاف نموده باز بجوشانند تا به قوام جلاب آيد و در اثناى جوشانيدن يك درم دارچينى و يك درم خولنجان و يك درم زنجبيل سوده در صره بسته در آن افكنند و هر ساعت بمالند و بفشارند و جوز و نارجيل و فانيذ سود دارد . و اگر بدين علاج و تدبير زائل نشود ايارجات كبار بايد داد تا مواد غليظ از امعا پاك كند و آن را در هر چند روز قولنج معاودت كند مدام پيش از طعام اول چيزهاى ملين چون انجير به كارد زده در ماء العسل و جلاب تر كرده و آلو سياه به كارد زده و در جلاب خيسانيده تناول كند و بيضه مرغ نيم‌برشت خاصة كه فانيذ كوفته بر آن پاشيده باشند بنوشند و كامه كبر و آب كامه و عسل و روغن زرد و چقندر كه سخت پخته نباشند و حريره كه در آن شيرهء مغز قرطم و فانيذ داخل كرده باشند بنوشند و در طعام گندنا بيشتر اندازند . و اگر اول اندك جوز و بادام به شهد و فانيذ بخورد سود دارد .

[ محمود شيرازى ]

محمود شيرازى گويد كه جلاب از باديان و تخم كرفس و بادرنجبويه هر يك سه درم با گلقند عسلى ده درم بنوشند و تأخير غذا تا وقت سكون وجع كنند و تليين طبيعت به اين مطبوخ نمايند سناى مكى هفت درم بادرنجبويه سه درم باديان دو درم با شكر سفيد جوشانيده و معجون خيارشنبر هفت يا شش يا پنج مثقال به حسب قوت مريض در آن حل كرده بنوشند و يا سفرجلى مسهل پنج مثقال و يا شهرياران و يا جوارش تمر شش مثقال هرچه از اين حاضر باشد در آب گرم حل كرده بياشامند و تكميد موضع وجع به نمك و سبوس و جاورس گرم كرده نمايند و در آبزن آب گرم كه در آن قيصوم و خسك و نمام و حلبه و عنب الثعلب و غيره ادويهء كه در قول ابو سهل گذشت بپزند مريض را بنشانند . و اگر از اين درد ساكن نشود و طبيعت منحل نگردد حب سكبينج يا حبى كه در آن ايارج و تربد هر واحد يك درم است و در قول صاحب كامل مذكور شد سواى سقمونيا ساخته بدهند تا اسهال كثير آرد و اين حقنه نافع قولنج حادث از بلغم لزج است سناى مكى پنج درم يا هفت درم انجير ده عدد قنطوريون دقيق و غليظ هر واحد سه درم پرسياوشان چهار درم رطبه كف كرنب و چقندر هر واحد باقه بابونه اكليل الملك هر واحد كف باقى اجزا سواى پيه بچه كبوتر و شحم حنظل همان است كه در قول صاحب كامل گذشت .

[ خجندى ]

خجندى گويد كه اولًا شيافات مسهله بردارند پس اگر اسهال نشود حقنه حاده قويه به عمل آرند و قى كم از آن به قدر قوت كنند و بايد كه در قولنج از هر نوع كه باشد خصوصاً در بلغمى توجه به تلطيف خلط و تقطيع آن پس به اسهال آن كنند و مبادرت به اسهال قبل تلطيف ننمايند مگر آن كه درد عظيم باشد كه در آن مبادرت به مزلقات كنند . و اين معجون سهل الماخذ عديم الغائله براى تنقيه امعا از بلغم است مغز حب القرطم عسل انجير مساوى جمع كرده قوام نموده به قدر اوقيه بخورند . و اين حمول انواع قولنج را حل كند و رياح را متفرق سازد زيره برگ سداب هر واحد كف عرطنيثا دو درم به ورق دو درم به عسل سرشته به سفوف بردارند كه انفشاش رياح و اخراج آن نمايد . و اين حمول اسهال شكم و تنقيه امعا از بلغم كند سكبينج جاوشير مقل اشق حلتيت تربد هر واحد يك جزو صابون رقى مثل ادويه به شكر يا عسل مقوم سرشته فتيله‌ها سازند و يكى از آن استعمال كنند . و اين حقنه براى جميع انواع قولنج سواى ورمى مجرب است باديان انيسون تخم كرفس تخم شبت هر واحد چهار درم در يك رطل آب بپزند تا نصف بماند صاف كرده نه درم به ورق و ده درم شكر سرخ و ده درم روغن كنجد در آن حل كرده حقنه كنند . و از اشربه اقتصار بر شرب اين جلاب هر صبح نمايند باديان نانخواه تخم كرفس هر يك دو درم با ده درم گلقند بدهند . و از معاجين مسهله نافعه سفرجلى مسهل است چون در آب گرم يا اين مطبوخ حل كرده بدهند سنا پنج درم بادرنجبويه سه درم باديان دو درم با گلقند بجوشانند و اين نافع معده و مقوى و مطيب آن و مشهى تمام نيز هست و معجون خيارشنبر قولنج حار و يبوست امعا و علل صفراوى را نيز شديد النفع است و شهرياران سودا و زرد آب را نيز سود دارد و تمرى قولنج و درد معده و عسر البول را نيز مفيد است . و اگر تسكين و تليين نشود حب سكبينج يا حبى كه در قول محمود گذشت بدهند بعده شورباى چوزه مرغ با توابل بياشامند . و بدان كه قى عارض در قولنج اگر چه فى الجمله مضعف است مگر در استيصال مواد متشربه در جرم معده خاصة اگر ابتداى مواد آن از جانب معده باشد نافع است بهر آنكه بيشتر سبب در قولنج اجتماع رطوبات و بلاغم لزجه در معده باشد كه معده جزوى از آن به سوى امعا فرستد و ادوار قولنج تكرار كند و مدت او دراز گردد و قى در اين نوع شافى بود و اگرچه عرض مؤدى مضعف است . و اين حب مسهل است صبر شحم حنظل كتيرا تربد سفيد مكد يك جزو سقمونيا نيم جزو شبرم ربع جزو شربت مثقال به ماء الاصول . و اين حب مجرب است