تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 270

مساهمون:

ص٢٧٠
بيضه داخل كرده باشند نافع بود و اغذيهء ايشان مولد خون صالح باشد . مصنف ترويح گويد كه علاج مجمل آن قطع سبب است و آشاميدن جلابات از نبات و چار تخم روغن بادام و شيرين چكانيده و غذا ماء الشعير و ماش به لحوم چوزهء مرغ و دراج و جگر ماكيان فربه و اندك از نان ميده و سفيدهء بيضه نيم‌برشت و تنقيهء طحال و اصلاح تدبير از ترشى . و اما مفصل تنقيهء طحال است بدانچه در امراض طحال مذكور شد و خوردن اين سفوف طين نسخه آن بزرقطونا تخم مرو تخم ريحان نشاسته صمغ عربى گل ارمنى هر واحد يك جزو صمغ و گل و نشاسته را جريش كوبند و تخم‌ها را متوسط بريان نمايند و آميخته به روغن گل چرب كرده استعمال نمايند شربتى از آن سه درم به رب آس . و اين سفوف اكثر انواع سحج و اسهالات صفراويه را نيز نافع است و افعال اين سفوف تا ده ماه بعد يوم تركيب آن باقى مىماند . و ايضا آنچه آن را نافع بود سفوف به زور است و آن اين نوع سحج و رياح و نفخ را نفع كند صفت آن كرويا يا انيسون زيره كرمانى قاقله قرفه نانخواه تخم كرفس هر يك دو درم قرنفل نيم درم زنجبيل دارفلفل هر يك دو دانگ شكر بيست مثقال كوفته بيخته شربت دو درم و بايد كه شراب در اكثر انواع سحج نوشند مگر آن كه چون با وى حرارت نباشد و در اين هنگام اندكى از آن به العبهء قابضه بياشامند . ابو الحسن نوشته كه اگر سحج حادث از مرهء سودا باشد علاجش اخذ بزرقطوناى بريان و تخم مرو و تخم حماض و نشاسته و صمغ عربى و گل ارمنى و عصارهء بارتنگ مع شاه‌بلوط بريان به رب به كنند و بعد آن ماء الشعير به گل ارمنى و صمغ عربى بنوشند و آب بارتنگ و به رب آس استعمال نمايند

علاج سحج و قرحهء امعا از ثقل يابس

علاجش به علاج قولنج سدى و زحير كاذب كنند و مرطبات ملينه چون لعاب بهدانه و اسپغول و شربت بنفشه و روغن بادام و مانند آن و لعابات حاره و بارده چون خطمى خبازى بزرقطونا سپستان ريشهء خطمى بهدانه و غيره به ادويهء ملينه مثل گل بنفشه و انجير و گل سرخ و غيره آميخته بدهند . و گويند كه شير ماده گاو نيم پاؤ با ترنجبين سه توله و روغن بادام يك توله دادن مفيد بود و مغز خيارشنبر نيز توان داد . اما ديگر مسهلات قوى و به عصر مثل هليله و جز آن ندهند و پيش از نقاى امعا از ثفل چيزى قابض نبايد داد مگر وقتى كه امعا از براز خشك پاك شود و سحج باقى باشد مغريات و لعابات و اطيان و بعض قوابض استعمال توان كرد . و به قول شيخ علاج سحج ثفلى بدانچه تليين طبيعت نمايد و در آن لين نه دسومت و تغريه و ازلاق باشد بايد كرد و اقدام بر طعام مثل زردهء بيضهء نيم‌برشت و مثل شورباى خروس پير و مثل شورباى اسفيداج معمول از چوزهء مرغ نرم گوشت و فربه نمايند و حقنه‌هاى ملينه از عصارات مغريه مزلقه به روغن گل و زردى بيضه و مانند آن استعمال كنند و گاهى نفع مىكند . چون اين سحج طول نمايد اين دوا بگيرند بزر كتان و بزرقطونا و تخم مرو و تخم خطمى و لعاب اينها بستانند و قبل طعام بنوشانند كه اين جامع ازلاق و تسكين وجع و تغريه است و تناول آلو بخارا قبل از طعام گاهى ازالهء اين عارضه مىكند . سمرقندى و علامه گويند بسا است كه طبيعت بعد اخراج ثفل خشك مىباشد و سبب سحج در امعا هنوز باقى بود و از موضع سحج خون و خراطه سيلان مىكند و طبيب جاهل مىپندارد كه اسهال است و براى امساك او قابضات استعمال مىكند و احتباس براز و جفان او زياده مىشود و مؤدى به قولنج و زيادت سحج مىگردد و مريض هلاك مىشود . پس بايد كه تا از اخراج جميع اثقال يابسه مسدوده ساحجه خاطرجمع نشود استعمال قابضات ننمايند و بعد از آن هم به تدريج دهند و علاجش تليين شكم به مزلقات مثل لعابات و شربت بنفشه نمايند سواى مسهلاتى كه به حدت خود امعا را بخراشد و از قوابض چيزى ندهند بلكه بعد نقاى امعا از ثفل يابس بدان حقنه كنند اگر خروج خون و خراطه باقى بود . محشى شرح اسباب و علامات مىنويسد كه اغذيه و ادويهء نافعه در اين نوع همه آنچه در آن تليين و ازلاق بود مثل آن كه در قول شيخ گذشت و آب سبوس گندم به شكر و روغن بادام و نخوداب است . و اگر خوف عود قبض باشد ماء اللحم به ابازير مناسبه دهند و آب خالص نبايد نوشيد بلكه با چيزى از شربت بنفشه يا شربت انجير يا جلاب . و جالينوس گفته كه چون مزاج حار باشد بايد كه قبل طعام تنقل پنج عدد تا ده عدد آلو در جلاب خيسانده نمايند . و اگر در آن چيزى از آثار حرارت ظاهر نشود پنج يا ده دانه انجير بخورند . و گويند كه اگر زردى بيضهء نيم‌برشت سه يا چهار قبل طعام متصل بدان تناول نمايند قبض دور كند . و به قول شيخ نوشيدن آب آلو و خوردن اجاصيه به سرعت شفا بخشد . و سيد گفته كه تخم كتان و حلبه و حب الرشاد مساوى بجوشانند تا لعاب برآيد پس دو اوقيه از آن و از روغن كنجد و سه اوقيه عسل گرفته نيم‌گرم بنوشند و اين دو مرتبه به عمل آرند كه ثفل را به سرعت بلغزاند . خجندى گويد كه آب نقوع آلو بخارا به لعاب اسپغول و تخم خطمى بنوشند و يا هر صباح جلاب از عناب و تخم بارتنگ و تخم مرو و تخم ريحان كه روغن بادام شيرين بر آن چكانيده باشند بياشامند و تليين به ترنجبين و فلوس خيارشنبر كنند و غذا به چوزهء مرغ نمايند . بعضى گويند كه ادويهء لعابيه مزلقه مثل لعاب بهدانه و اسپغول و ريشهء خطمى تنها يا با چهارتخم به روغن بادام يا روغن گل چرب كرده و يا با شربت بنفشه بنوشند . و اگر اين مزلقات فايده نكنند مغز خيارشنبر را در آن لعاب حل كرده صاف نموده روغن بادام يا روغن گل آميخته بياشامند . بالجمله اول شكم را نرم بايد كرد و اين چنان باشد كه شربت بنفشهء مكرر چهار توله در گلاب نه توله بدهند و با شيرهء گل بنفشه يك توله گل سرخ نه ماشه گلقند چهار توله لعاب اسپغول و بهدانه و ريشهء خطمى هر يك چهار ماشه
اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 270 | محمد اعظم خان ( ناظم جهان )