تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 232

مساهمون:

ص٢٣٢
زياده كند و اهل عرب را اين مرض بسيار عارض مىشود و علاج او به اين طريق مىنمايند كه ماست را از آهن گرم كرده به دفعات داغ كرده مىخورند پس بعضى از ايشان ذكر مىكنند كه از اين بعد چندى مرض زائل مىشود . و بعضى گويند كه آن در اول تناول قطع مىكند و بعض اوائل بيان كرده‌اند كه اگر به اين علت حرارت مزاج باشد بگيرند حب الرشاد پنج درم و در دوغ گاو بجوشانند تا بسته گردد پس آن را بخورند كه فى الفور اين علت را قطع كند و اما كسى را كه در مزاج او حرارت باشد اين دوا او را مناسب نيست . و ابو ماهر گويد كه من در اين علت كه با حرارت مزاج بود در ماء الشعير خرنوب نبطى و حب الآس و جفت بلوط و تخم گل پخته خورانيدم و به سهولت آن را قطع نمود .

[ مؤلف اقتباس ]

مؤلف اقتباس مىنويسد كه اول زهره و جگر را به اطليه و اضمده مبرده سرد سازند تا سه چهار روز متواتر و شيرهء خرفه نه ماشه لعاب بهدانه سه ماشه اسپغول نه ماشه بنوشانند و غذا آش جو با نبات دهند . و اگر بند نشود مطبوخ هليلهء زرد و شربت ورد مكرر اهليلچى علوى خان نوشانند چهار پنج روز تا تنقيه صفراوى موذى نموده حبس آن كند . و اگر اندك باقى ماند جهت حبس و تعديل سفوف حب الرمان و قرص طباشير و معجون سماق بدوغ آهن‌تاب بدهند كه خيلى نافع است . و همچنين اين مغلى انجبار استاد صاحب شفاء الاسقام پوست بيخ انجبار يك مثقال ريشه خطمى پوست خشخاش هر يك پنج درم زرشك سماق هر يك سه درم حلبه حب الآس هر يك دو درم عود قاقله صندل سفيد هر يك پنج درم مصطكى ربع درم جوشانيده صاف نموده تخم خرفهء بريان سه درم در آن شيرهء كشيده طباشير يك درم سوده پاشيده شربت ورد قابض و بهى خام هر يك وقيه تخم بارتنگ و حماض هر دو بريان نيم درم خورده بنوشنده و پنيرمايهء خرگوش مازو كزمازج هر يك دو مثقال سماق تخم حماض بارتنگ حب الآس جفت بلوط دانه هيل اناردانه جمله بريان كرده پوست بيرون پسته مرواريد كهربا خستهء جامن سوخته بسد سوخته هر يك سه مثقال پوست سنگدانه مرغ خستهء انبه گل سرخ هر يك هشت مثقال دانه انگور به سركه تر كرده بريان نموده دوازده مثقال كوفته بيخته و رب سيب سرشته حب‌ها به قدر نخود بندند شربتى از دو حب تا بيست حب . و اين دوا نيز براى اسهال صفراوى مجرب است سماق كتيرا گشنيز خشك طباشير هر يك ماشه در شربت كوكنار يك توله آميخته بليسانند و بالايش شيرهء خرفهء بريان و كاسنى هر يك نه ماشه زرشك هفت ماشه لعاب بهدانه و ريشه خطمى هر يك سه ماشه شربت صندل ترش سه توله سبوس اسپغول هفت ماشه بنوشانند غذا زرشكيه و سماقيه و رمانيه و يا برنج با جغرات دهند . و اگر بعد اسقاط اسهال صفراوى مع خفقان و ضعف و غشى افتد فادزهر بزى دو ماشه در بالائى جغرات گاؤى دو توله صبح دهند و وقت شام شيرهء خرفهء بريان نه ماشه زرشك سه ماشه شربت خشخاش دو توله تخم نيلوفر هفت ماشه پاشيده بدهند غذا پلاؤ و خشكهء گيلانى با جغرات و مرباى كرونده و انبه و تمر هندى دهند كه در دو هفته صحت مىشود

علاج اسهال معوى سوداوى

و آنچه از شرب مسهل قوى بود پس اگر از انصباب سودا بر امعا باشد هر چه در اسهال معدى سوداوى و آنچه در اسهال طحالى گذشت به كار برند . و ايضا بعد تنقيه از مواد فاسد آشاميدن دوغ آهن‌تاب يا شير آهن‌تاب مفيد بود . و گويند كه چون اين علت طول كشد و مزمن گردد و در آخر افيون و عنبر و فادزهر فائده نبخشد نشان هلاكت باشد . و ايضا اگر اين نوع در آخر حميات افتد قاتل بود . و اگر از شرب مسهل قوى باشد هر چه در علاج اسهال معدى از ادويهء مسهله مسطور شد به كار برند . و گويند كه در اسهال كه از استعمال ادويهء مسهلهء حاده مثل سقمونيا و ماذريون و حب السلاطين و عصارهء ريوند و مچوقان و جلاپا افتد اول رگ باسليق زنند و چار تخم بريان به روغن بادام چرب نموده يك توله و شربت سيب و به هر يك دو توله در گلاب و عرق كيوره هر يك پنج توله دهند . و يا اين دوا دهند جواهرمهره دو ماشه در خميرهء زمرد نه ماشه ورق طلا يك عدد به شيرهء خشخاش و خرفه و هندبا و مغز تخم كدو هر يك نه ماشه لعاب بهدانه و ريشه خطمى هر يك سه ماشه در عرق بيدمشك و كيوره و گلاب و عرق گاؤزبان هر يك هفت توله تخم فرنجمشك نه ماشه . و اگر به زور لعابيه را در دوغ گاؤى يك لمحه گذاشته دهند در يك روز فائده مىدهد

علاج اسهال معوى از ضعف امعا

هر چه در علاج استرخا و فالج مذكور شد بدان علاج نمايند مع رعايت اسهال و ليكن اين نوع اصلًا علاج نمىپذيرد و كذا فى النبض الكبير . و طبرى گويد كه گاهى در امعا نقصان حسن حادث شود و بدان سبب خلفهء كه براز در غير وقت او خارج شود و ارادهء او باطل گردد پديد آيد اين هر دو وجه بود و يا از ضعف در اعصابى كه
اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 232 | محمد اعظم خان ( ناظم جهان )