تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 216

مساهمون:

ص٢١٦
راحت يابد به سبب اندفاع ماده موذى و گاهى از شدت الم بنا بر مرور آن اخلاط بر موضع جراحت قريب به غشى گردد . و تدبيرش اين است كه با وجود مراعات جگر از تعديل مزاج و اخلاط چنانچه مذكور شد علاج سحج به مغريات مثل صمغ و نشاسته و كتيرا و بزرقطونا و بارتنگ و تودرى مضروب به آب گرم و ممزوج به روغن گل نمايند و اين دوا نيز مفيد است اسپغول بارتنگ تخم خرفه مغز تخم خيارين هر واحد يك درم نشاسته صمغ عربى هر يك دو درم گل ارمنى يك درم و نيم سواى اسپغول و بارتنگ همه را كوفته به هم آميخته به قدر حاجت در آب گرم لت كنند و روغن گل آميخته بنوشند و باقى هر چه در علاج سحج بيايد به كار برند . و جرجانى گويد كه اگر اسهال كبدى طول كند سحج پيدا نمايد هيچ دواى قابض نشايد داد ليكن چيزهاى مغزى نرم بايد داد و اين سفوف نرم است بگيرند تخم خطمى و تخم خبازى هر دو مقشر هر يك پنج درم نشاسته صمغ عربى هر يك ده درم همه را بريان كرده نرم بسايند و ده درم گل ارمنى كوفته در آن آميزند شربتى سه درم به شربت آس . و اگر با سحج طبع خشك بود بگيرند تخم خطمى و تخم خبازى مقشر كوفته اسپغول و تخم كنوچه و تخم ريحان مساوى اسپغول خام ناكوفته با هم بياميزند و به روغن گل چرب كرده به آب نيم‌گرم بدهند شربتى سه درم . و اگر خيارشنبر در آب حل كنند و اين تخم‌ها با وى بياميزند صواب بود و گاه باشد كه در اسهال كبدى خراطه اندك بيرون آيد و طبيب گمان برد كه از روده است و از علاج جگر بازايستد و مرض زائل شود پس در علاجات تأمل نيك بايد كرد و از مراعات جگر باز نبايد ايستاد

علاج اسهال مرارى

علاجش آن است كه در علاج اسهال معدى صفراوى گذشت . و به قول شيخ آن متعلق است در آخر امر به معالجات احوال كبد و مراره و معدهء مولد صفرا و بايد كه از آنجا طلب كنند . و جرجانى و ايلاقى گويند كه طريق علاج اين نوع آن است كه نگاه كنند اگر صفرا بسيار بود اول به طبيخ هليلهء زرد و تمر هندى تنقيه كنند بعده تدبير منع اسهال كنند به كشكاب سويق جو و سفوف حب الرمان و قرص طباشير و دوغ سنگ‌تاب و آهن‌تاب دهند . و اگر سفوف حب الرمان با كشكاب دهند صواب بود . و اگر چهارم وزن پست جو تخم خشخاش سفيد بگيرند و هر دو را به آب سائيده شيرهء برآورند و بپزند سخت نافع بود . و اگر دو جزو پست جو و يك جزو سفوف حب الرمان آميخته بپزند اسهال صفرا باز دارد و كعك بغدادى چون سرمه سوده با دوغ آهن‌تاب سود دارد سى درم از اين كعك سوده يا كمتر يا بيشتر در شبانه‌روزى به تفاريق بدهند و ثريد چرب سكباج لحم بقر اسهال كهن صفراوى را باز دارد . صفت سفوف حب الرمان بگيرند اناردانه بريان كرده صد درم گشنيز خشك يك شبانه‌روز در سركه تر كرده و بريان نموده پنجاه درم سماق گلنار هر يك پانزده درم كزمازج خرنوب نبطى هر يك ده درم همه را بكوبند شربتى از دو درم تا سه درم صفت قرص طباشير گل سرخ و صمغ عربى بريان و گل ارمنى و جفت بلوط و طباشير هر يك پنج درم تخم حماض هفت درم حب الآس چهار درم نشاستهء بريان سه درم شربتى مثقال نافع بود . ديگر گل سرخ هشت درم تخم حماض بريان صمغ عربى بريان طباشير هر يك چهار درم تخم خيار مقشر بريان سه درم شربتى مثقال و ضمادات كه در علاج امراض جگر از سوء مزاج حار مذكور شد به كار برند و طعام از اناردانه و سماق و زرشك و غوره فرمايند و آب شربت به يا شربت ريباس دهند . صفت ضماد نافع بگيرند صندلين و فوفل و گل سرخ و مازو و گل ارمنى و اقاقيا و سك و رامك همه را كوفته به گلاب و آب مورد يا به آب به سرشته هر وقت بر معده نهند و مدام تازه بكنند نافع بود

علاج اسهال طحالى

هر چه در علاج اسهال معدى سوداوى گذشت به كار برند . و ايضا اول رگ باسليق زنند و به فاصلهء سه چهار روز اسيلم چپ گشايند و محجمهء نارى نهند و ماء الجبن نوشانند و در تقويت سپرز و فم معده و اعضاى رئيسه مشغول باشند و بعد از انفراغ ماء الجبن جهت تقويت اين خميرهء مرواريد دهند مراوريد ناسفته يك توله بسد يشب سبز كهربا مكد هفت ماشه گل گز گل گاؤزبان هر يك پنج ماشه عود خام چهار ماشه طباشير لاجورد مغسول هر يك نه ماشه در آملهء مربى بيست و پنج عدد و قند نيم پاؤ شربت سيب و بهى هر يك سه توله قوام ساخته دو مثقال به اين ماء اللحم بخورند گوشت حلوان سه آثار گل گاؤزبان گاؤزبان بيخ كبر گل نيلوفر گل كاسنى مكد هفت توله تخم بادرنجبويه نه توله بهمنين هفت و نيم توله اشنه گل گز مكد چهار توله ابريشم خام بيست و پنج توله برگ فرنجمشك ده توله تخم بادروج و بالنگو و فرنجمشك مكد سه توله تخم بادرنجبويه دوازده توله تخم بادرنگ خبه هر يك نه توله صندل سفيد دو نيم توله زعفران هفت ماشه مشك عنبر هر يك سه ماشه از جمله سه شيشه عرق كشند شربتى از هفت توله تا پانزده توله با تخم شربتى هفت ماشه . و اين ضماد بر طحال نمايند كزمازج مصطكى بيخ كبر سداب برگ گز عنب الثعلب مكد هفت ماشه . و اين سفوف مكرر به تجربه رسيده جوز السرو و سك رامك سعد كوفى گل پسته گل گز كندر كهربا بسد يشب سبز طباشير مكد دو درم سواى بسد و يشب همه را در روغن بادام و نارجيل بريان كرده يك درم از آن در آملهء مربى يك عدد سرشته