تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 131

مساهمون:

ص١٣١
پاشيده دهند و همين نمط سه مسهل داده بنگرند اگر اندكى باقى ماند روز شانزدهم در مسهل مذكور پوست هليله زرد و كابلى و هليلهء سياه برگ سنا ريوند خطائى هر يك نه ماشه شربت ورد مكرر هليلجى علوى خان چهار توله اضافه نموده دهند . و در تبريد قرص زرشك سه ماشه و شربت بزورى و شربت كشوث هر يك دو توله تخم شربتى هفت ماشه و روز ديگر در مروق كاسنى و مكوه تبريد دهند و غذا شورباى بچهء بز لبنى با برنج دهند سه چهار روز همين دوا و غذا داده موقوف سازند و ليكن تا يك هفته رشته پرهيز را از دست ندهند و جهت تعديل مفرحات مناسبه با عرق بيدمشك استعمال نمايند . ايضا گويند كه اگر از سير باغ در موسم باقلازار كه بخار سمومى قوىتر آن را باشد و نافرمان نيز در آن بسيار بود اول اندك درد سر و تب خفيف به سبب مصاحبت بخار باقلا زار و نافرمان پيدا شود و روز ديگر در همه بدن و چشم‌ها و چهره زردى ظاهر شود و تب غلبه كند و بول زرد مايل به سياهى گردد شربت ليمون كاغذى و سكنجبين ساده هر يك دو توله در گلاب و بيدمشك و عرق كاسنى و عرق نيلوفر هر يك پنج توله داخل كرده بنوشانند و وقت عصر زهرمهرهء خطائى يك ماشه در شربت انارين يك توله ليسانيده بالايش شربت نيلوفر دو توله در عرق زرشك نه توله دهند و غذا خشكهء گيلانى به مرباى كرونده و انبه و تمر هندى مقرر سازند و در شب سوم اگر بيهوشى پديد آيد و صبح بول احمر اقتم بود با اندكى هذيان همان وقت فصد باسليق كنند و خون وافر گيرند كه همان وقت بيهوشى و هذيان زائل شود و يرقان و تب نصف باقى ماند پس شيرهء زرشك پنج ماشه و تخم كاسنى و گل بنفشه و گل سرخ هر يك هفت ماشه آلو بخارا ده عدد در گلاب و عرق بيدمشك و شاهتره و كاسنى و بهارنارنج هر يك پنج توله شربت بنفشه و ليمون هر يك دو توله نوشانند و غذا به دستور ليكن بعد تناول غذا دانهء انار ولايتى دو حصه و انار كوهى يك حصه تنقل نمايند هر دو وقت و به جاى آب آب يخ و يا شورهء پرورده بنوشند و اكثر در شب و روز به ترنم و رقص لوليان خوب صورت و خوش آواز خود را مشغول دارند و دوا و غذا به دستور دارند و پيوسته نظر بر حوض پر آب شيرين كه اندر آن ماهيان باشند بدارند كه همين تدبير بدون مسهل و ملين مزاج در پانزده روز به اصلاح آيد . و اگر فصد نكنند در مدت مديد بعد مسهلات قويه و ديگر تدابير به مشقت تمام صحت گردد

علاج يرقان وبائى

بايد كه در روز اول رگ هفت اندام زنند و دوغ گاو در گلاب آميخته بنوشانند بلكه در حوض پر كرده بيمار را در آن نشانند و تا به گلو باشد و تا دير نشسته دارند كه لرزه پديد آيد پس بيرون آورده در پنبهء مندوفه دارند و اين دوا دهند زهر مهره زرشك گرد سماق صندل سفيد طباشير در خميرهء صندل ترش يك توله آميخته بليسانند و شيرهء زرشك و خيارين ( بياض موافق اصل ) و كاسنى و مغز تخم كدوى شيرين هر يك نه ماشه آلو بخارا زردآلو هر يك پنج عدد در گلاب و عرق بهار كرته و كاسنى و گل نيلوفر هر يك هفت توله شربت انار و صندل هر يك دو توله و از صندل سفيد در دوغ گاوى سوده پارچه تر كرده بر سينه و جگر نهند و نگذارند كه خشك شود و به جاى آب بر دوغ يا عرق بهار و گلاب آميخته اكتفا كنند . و چون روز پنجم يا ششم باشد پس هرگز فصد نكنند كه موجب هلاكت مىگردد و غذا اسفاناخ و خرفه با دوغ دهند و وقت ظهر آب تربوز و ماء القرع با شربت نيلوفر نوشانند و تمر هندى و گلقند در اين امر از مجربات است و تا هفته بر اين تدبير ثابت مانند تا به خير بگذرد پس به روز هشتم ملين از مغز خيارشنبر و گلقند و تمر هندى و روغن بادام بدهند و روز نهم اين تبريد دهند زهرمهره جواهر مهره طباشير هر يك يك ماشه در خمير صندل ترش نه ماشه سرشته با شيرهء زرشك پنج ماشه و كاسنى و مغز تخم تربوز و كدو هر يك سه ماشه شربت بنفشه چهار توله بخورند و غذا شلهء پالك خورانند و دوغ را موقوف سازند روز دهم مسهلى دهند كه در آن ادويهء ترياقيه بسيار باشند و بسا باشد كه بعد از انفراغ مسهل احتباس بول پديد آيد و شكم نفخ گردد و به هيچ تدبير بول نگشايد و همان روز يا روز دوم به هلاك انجامد و همچنين بعضى را اسهال رقيق با حبس بول و فواق افتد و به روز سوم بميرد و بعضى را فواق فقط و بعضى را سختى جگر با تهبج و اسهال خونى افتد پس به روز دوم هلاك مىسازد و بسا باشد كه عرق هم زرد آيد و به هلاك انجامد كذا فى النبض الكبير . و اكثر به مشاهده چنان آمده كه بزاق و عرق هم زرد گشته پس اين چنين كسان هرگز از اين بلا خلاصى نيابند كذا فى المجسطى . و هر گاه در تعفن هوا چنين اتفاق افتد و يرقان قوى پديد آيد كه عرق و بزاق و پارچه‌هاى پوشيدنى همه زرد گردد شيرهء تخم كاسنى دو توله در آب سرد و گلاب هر يك نه توله و عرق بهاركرته سه توله برآورده نمك لاهورى دو ماشه سوده آميخته مانند رهنى هفت مرتبه تقطير نموده به سركهء كهنه سه توله و يا مقطر يك نيم توله نوشانند و يا يك دسته برگ كاسنى سبز و چهارم حصه آن برگ ريحان سبز با نيم درم نمك طبرزد بخايند و هر وقت كه تشنه شوند آب انارين معصور به گلاب از نبات شيرين ساخته نوشانند و غذا قليهء كاسنى و كاهو كه در آن مج مدبر ( مج بنوماش را گويند كه به هندى مونگ نامند ) افتاده باشد در روغن گاو پخته به آب ليمو و سركه ترش كرده بدهند . و اگر هوا متعفن گشته مورث يرقان گردد بىتب برگ حناى سبز هفت ماشه تخم كاسنى نه ماشه شب خيسانيده صبح ماليده صاف كرده فانيذ با نمك طعام يك ماشه انداخته ليمون كاغذى يك عدد افشرده بنوشند . و اگر حناى سبز به دست نيايد عوض آن خشك دو چند بگيرند . و اگر شيرهء تخم خرفه نه ماشه در آب برآورده نمك طعام يك ماشه داخل كرده بنوشانند و غذا پست جو رقيق دهند مفيد مىشود
اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 131 | محمد اعظم خان ( ناظم جهان )