تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 129

مساهمون:

ص١٢٩
اگر هوش نوشيدنى نداشته باشد و الا حقنهء حارهء علوى خان به عمل آرند كه به هوش آيد بعده ملينات و مدرات حاره و باردهء قويه به هم آميخته استعمال نمايند و بسا باشد كه در اين نوع نوبت به معالجهء كمتر رسد و بيمار هلاك گردد . و چون در اين نوع اختلاج در دوش چپ و يا در ديگر اعضا پديد آيد پس روز سوم به هلاك مىانجامد و همچنين بيهوشى كه بعد تنقيه به دورغب افتد و بول بىاراده بيرون آيد پس همان روز و يا روز ديگر بيمار بميرد و كذا فى العشرة الكاملة

علاج يرقان ورمى

و آنكه از ضعف جگر و يا از ضعف جرم مراره باشد اگر از ورم جگر بود تدبير او همان است كه در ورم حار جگر مذكور شد از فصد و اسهال و غيره مع رعايت مراره و اگر از ورم مراره باشد علاجش نيز علاج ورم كبد است . و ايضا در ورم مراره و سوزش در سينه شيرهء تخم خيارين نه ماشه لعاب بهدانه سه ماشه گلاب چهار توله شربت نيلوفر دو توله خاكشى شش ماشه غذا شله باز شيرهء اصل السوس چهار ماشه افزايند بعده مسهل از آلو بخارا ده دانه فلوس خيارشنبر شش توله ترنجبين دو توله گلقند چهار توله به عرق عنب الثعلب نيم پاؤ ماليده صاف كرده روغن بادام شش ماشه داخل كرده دهند . دوم روز از مسهل شيرهء تخم كاسنى شش ماشه گلاب چهار توله لعاب اسپغول نه ماشه گلقند سه توله بدهند . روز ديگر آلو بخارا ده دانه به عرق شاهتره پاؤ سير ماليده افزايند بعده اگر سوزش سينه و زردى چشم به دستور باشد مسهل آلو بخارا ده دانه تخم كاسنى كوفته گل سرخ سناى مكى هر يك شش ماشه گل نيلوفر چهار ماشه تمر هندى سه توله باديان چهار ماشه جوشانيده مغز فلوس شش توله گلقند سه توله روغن بادام ششماشه دهند . و اگر به سبب ورم صلب كهنهء جگر باشد به معالجهء آن پردازند بدانچه در اورام كبد مذكور شد و اين نوع اكثر به استسقا منجر گردد و به هلاكت رساند و به شدن آن دشوار بود . و اگر يرقان از ضعف جگر باشد به تدبيرى كه در ضعف جگر گذشت علاج نمايند . و اگر از ضعف جرم مراره باشد علاجش نيز بعينه علاج ضعف كبد است بهر آنكه مراره به اشتراك جگر تقويت مىيابد و به ضعف اين ضعيف مىگردد .

اقوال حكما :

[ صاحب كامل ]

صاحب كامل گويد كه هرگاه يرقان به سبب ورم حار جگر عارض شود فصد باسليق ابطى كنند چون قوت و سن و زمان و غيره مساعد باشد و به حسب حاجت و قوت اخراج دم نمايند و بعد از اين اسهال به طبيخ هليلهء زرد و سنا و شاهتره و گل سرخ و بنفشه و تخم كاسنى و تخم كشوث و تخم سرمق و پرسياوشان و آلو بخارا و عناب و سپستان و مانند آن خيارشنبر به قدر حاجت در آن ماليده كنند و اگر خواهند اسهال به آب لبلاب و آب سرمق با مغز فلوس نمايند . و اگر در اينجا تب باشد بعد از اين ماء الشعير به ترنجبين دهند و بعد چهار ساعت از آن ده درم سكنجبين ساده به اندك آب سرد نوشانند و انار ميخوش امتصاص كنند و آب هندوانه به طباشير و تخم خرفه دهند و غذا به مزورهء عدس و سرمق و لبلاب و كدو و ماش سازند و كاسنى و كاهو و كشوث و خرفه و آلو بخارا و توت و انار و جماز و بادام رطب دهند . و اگر صاحب يرقان حادث از ورم جگر را آب كاسنى و آب عنب الثعلب مروق چهار اوقيه كه در آن مغز فلوس هفت درم ماليده باشند بدهند نفع بخشد و تحليل ورم كند و يرقان را بكاهد و آبى كه در آن پرسياوشان جوشانيده باشند به اندك سكنجبين نفع بين نمايد . و اين قرص يرقانى را كه از ورم كبد باشد نافع است گل سرخ تخم سرمق هر واحد پنج درم انيسون باديان هر واحد يك نيم درم لك سه درم تخم خيار و تخم خرفه مثل آن سائيده به آب سرشته هر قرص به وزن مثقالى بسازند و به آب لبلاب و شكر بخورند . و ايضا طباشير سه درم لك مغسول دو درم زعفران ريوند چينى هر واحد نيم درم كافور يك دانگ همه را باريك سائيده هر قرص به وزن يك مثقال ساخته به آب كاسنى و كشوث و آب تمر هندى بدهند و به اضمده كه در ورم حار كبد گذشت ضماد نمايند . و اين ضماد نافع است براى يرقان كه از حرارت و ورم كبد باشد صندل سرخ گل سرخ هر واحد چهار درم صندل سفيد فوفل افسنتين هر واحد دو درم زعفران سنبل صبر هر واحد يك درم همه را باريك سائيده و موم سفيد پنج درم به روغن گل و روغن بنفشه هر واحد ده درم گداخته آميزند و بر كبد ضماد كنند .

[ مسيحى ]

مسيحى گويد كه اگر يرقان به سبب ورم حار كبد باشد بعد فصد باسليق آب عنب الثعلب و آب كاسنى و آب كشوث به سكنجبين بدهند . و چون در بول علامت نضج ظاهر شود صبر به ماء البقول و قدرى عصارهء غافث بنوشند و ماء الشعير به بعض اشيائى كه ادرار بول به رفق كند بياشامند چون بيخ كرفس و بيخ باديان و ماء العسل آب بسيار ساخته و بر جگر ضماد از صندلين و عنب الثعلب نمايند .

[ ابو الحسن ]

ابو الحسن مىنويسد كه علاج يرقان تابع ورم جگر به فصد و شرب ماء الشعير و بعده سكنجبين به آب سرد نمايند و آب انار و شيرهء تخم خرفه و آب تمر هندى و گلاب بنوشانند و اگر محموم باشد از غذا منع كنند و عوض او ماء الشعير بياشامند . و اگر قبض طبع باشد به آب آلو بخارا و شربت بنفشه تحريك نمايند و بهر تبريد كبد به صندل و آب عنب الثعلب و گلاب ضماد سازند . و اگر تب ساكن شود ماء الجبن به سكنجبين بنوشانند و به مزورهء غذا كنند و چون صلاح يابد به استعمال چوزهء مرغ به آبغوره اجازت دهند . و علاج يرقان تابع ورم مرارهء حار به نوشيدن ماء الشعير و يا آب انار و يا آب بارتنگ و تعديل طبع به خيارشنبر و جلاب كنند و هر گاه صلاح يابد به چوزهء مرغ معمول به سركه و گشنيز غذا سازند .

[ خجندى ]

خجندى گويد كه علاجش فصد و تليين طبيعت است و شرب آب انار به شكر سى درم با يك درم قرص كافور و جلاب نبات و برزقطونا و بهدانه . و بالجمله علاج آن علاج ورم كبد است و اين ضماد آن را سودمند بود گل سرخ صندل گشنيز اقاقيا رامك هر يك پنج درم كافور نيم دانگ سائيده به گلاب سرشته بر جگر ضماد كنند . و اين دوا يرقان از حرارت كبد يا ورم حار آن را نافع است مغز تخم خيارين زرشك هر يك سه درم طباشير لك
اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 129 | محمد اعظم خان ( ناظم جهان )