ريوند چينى عصارهء غافث تخم كاسنى تخم كشوث هر يك نيم درم كافور دو دانگ سائيده قرص سازند شربتى دو درم با سى درم آب كاسنى و ده درم آب عنب الثعلب
علاج يرقان سمى
ترياقات و آب كاسنى و قرص كافور و ماء الشعير و روغن بادام دهند و قى و تليين مفيد است .
و ثابت گويد كه جالينوس در اين يرقان ترياق كبير خورانيد و مريض شفا يافت و اين علاج وقت سكون اعراض حرارت است و تنقيه به ماء الجبن تا سه هفته بعد فصد مفيد است .
و گويند كه در سموم مشروبه اول رگ هفت اندام زنند و به فاصلهء سه چهار روز فصد باسليق گشايند و باقى همه تدبير آنچه در بحث سموم بيايد مع رعايت يرقان به كار برند و در سموم ملذوعه همان وقت رگ هفت اندام زنند و موضع گزيده را حجامت با شرط عميق كنند و شيشهء حجامت به زور بمكند و اضمده و اطليهء مبردهء مقوى قلب نهند و شيرهء بزورات بارده و زرشك با سكنجبين ليمونى مقطرى دهند .
و به قول شيخ علاجش ترياق و مثروديطوس براى مقاومت سم است بعده آب سيب ترش و آب انار و آب كاسنى و خرفه و لعاب بزرقطونا و زرشك و همه آنچه در آن تبريد با ترياقيت باشد مثل آب انارين كه مجرب است و اول تعديل نمايند بعده قصد نفس يرقان كنند و آنچه تجربه كرده شده در ابتداى عروض آن و خصوصاً اگر سم مشروب باشد اين است كه شير به روغن بادام دائم بنوشند و اما تدبير اغذيه آن است كه در سوء مزاج حار گذشت .
مجوسى گويد كه اگر يرقان از گزيدن حيوان ذى سم حار حادث شود و قوت مريض قوى باشد بايد كه فصد اكحل كنند و لعاب اسپغول و ماء القرع و آب هندوانه و آب كاسنى با تخم خرفه و طباشير و ماء الشعير به ترنجبين بنوشانند .
و ايضا قرص كافور دهند اگر اين بما يحتاج كفايت نكند .
و اگر يرقان از شرب و دواى حار افتد بايد كه قى كنانند و سائر ادويه و اغذيهء مبردهء مطفيه كه قبل از اين مذكور شد استعمال نمايند .
جرجانى و ايلاقى مىنويسند كه اگر يرقان از گزيدن حيوان سمى باشد فصد باسليق يا اكحل بگشايند تا خون ردى را از بدن كم كند بعده مطبوخ هليله دهند و ماء الشعير سرطانى به آب انار سودمند بود و آب عنب الثعلب و آب بارتنگ و آب كاسنى با خيارشنبر و با سكنجبين و آبغوره نافع باشد و باقى علاج در باب علاج گزيدن جانوران زهرناك ياد كرده آيد .
ابن الياس مىگويد كه اگر از نوشيدن دواى سمى يا گزيدن حيوان ذى سم باشد هر صباح جلاب از آب انار ترش و شيرين سه اوقيه و طباشير يك درم با قرص كافور يك مثقال يا لعاب بزرقطونا و بهدانه بنوشانند و غذا ماء الشعير به روغن بادام دهند و يا آب هندوانه سه اوقيه و شكر ده درم بنوشند .
و ضمادى كه در علاج يرقان ورمى در قول خجندى مذكور شد و اين ضماد صندلين فوفل گل سرخ بنفشه نيلوفر مساوى كوفته بيخته به گلاب يا آب لف كرم يا به آب خلاف سرشته بر جگر ضماد كنند .
و اگر صاحب يرقان را قبض قوى عارض شود تليين طبيعت به مطبوخ فواكه مقوى به سقمونيا كنند و غذا ماء الشعير دهند .
طبرى گويد كه علاجش فصد و نوشيدن ماء الشعير و نفض اخلاط فاسد است اگرچه به حقنه باشد و بعد از تنقيه قرص كافور به آب كاسنى يا به سكنجبين يا به ماء الشعير بدهند و مقابلهء كيفيت سم به اضداد آن هنگام معالجهء اين نوع كنند .
و اگر چيزى از آن به سوى دماغ مرتقى شود حتى كه تميز او متغير گردد امر به دوشيدن شير بر سر از پستان زن يا بز نمايند .
و ابو ماهر صاحب اين نوع را شير خر يا ترياق اگر مزاج مريض متحمل بودى و به اقراص يا به حضض مىنوشانيد و اكثر به حضض مىداد .
بعض متأخرين مىنويسند كه گاهى يرقان از شميدن روائح سميه حريفه يكبارگى با غثيان و قى و تب صفراوى و خفقان و غشى پديد آيد و علاجش اين است كه اول فصد باسليق ايمن كنند و خون وافر گيرند تا به هوش آيد و عطريات بارد مانند عطر خس و گلاب و گل و غيره ببويانند و شيرهء زرشك چهار ماشه و خيارين و كاسنى و مغز تخم خربزه هر يك نه ماشه تخم كاهو پنج ماشه آلو بخارا هفت عدد در عرق بيدمشك و كاسنى و گلاب و نيلوفر هر يك هفت توله برآورده با سكنجبين تفاحى علوى خان و شربت نيلوفر هر يك دو توله دهند و لخلخه و پاشويه و حجامت بلاشرط كنند و وقت شام زهرمهرهء طباشير گرد سماق هر يك ماشه با شربت انارين دو توله ليسانيده بالايش شربت صندل ترش و سكنجبين سيب ليمونى علوى خان هر يك دو توله در عرق بيدمشك نه توله دهند و غذا زرشكيه و سماقيه با برنج بدهند و يا پالك در بنوماش پخته با ترشى ليمون كاغذى و همين نمط هفت روز دوا و غذا به عمل آرند و روز هشتم اين مسهل دهند برگ شاهتره تخم كاسنى عنب الثعلب گل سرخ بنفشه نيلوفر هر يك نه ماشه افسنتين چهار ماشه تخم كشوث هفت ماشه آلو بخارا يازده عدد و سپستان چهل عدد در گلاب و عرق كاسنى و مكوه نيم آثار شب خيسانيده صبح جوش دهند كه سوم حصه بماند ماليده صاف نموده گلقند چهار توله مغز خيارشنبر هفت توله ترنجبين شش توله شربت دينار معتدل علوى خان چهار توله روغن بادام شيرين هفت ماشه اضافه نموده به كار برند و به جاى آب بر عرق كاسنى و گلاب اكتفا نمايند و وقت شام شلهء اسفاناخى دهند و صبح اين تبريد طباشير زرد هر يك يك ماشه در خميرهء صندل ترش نه ماشه آميخته ليسانيده شيرهء كاسنى و مغز تخم كدو هر يك نه ماشه لعاب بهدانه سه ماشه در عرق بيدمشك و كاسنى هر يك نه توله برآورده شربت نيلوفر و سيب ولايتى هر يك دو توله داخل كرده سبوس اسپغول هفت ماشه