زائل سازد آن شاء الله تعالى اگر چه مزمن باشد .
[ مصنف اقتباس العلاج ]
و مصنف اقتباس العلاج نوشته كه علاج مخصوص زقى اين چند ترتيب است كه مبين مىگردد :
اول آنكه جهت استفراغ حب ماذريون و شبرم و قرص ماذريون و معجون آن و معجون هليلهء زرد و غيره استعمال نمايند .
دوم آنكه بعد از تنقيهء بدن چيزها استعمال نمايند كه رفع غائلهء آنها كند از اشربهء و اغذيهء مناسبه و تقويت احشا نمايند به ادويهء دابغ و مقوى و مدر مانند اطريفلات و معجونات كه در آن هليلجات باشند چون معجون خبث الحديد و فنجنوش و غيره چون دبيد الورد و دواء الكركم كبير و صغير و دواء اللك .
سوم آنكه مقويات قلب اكلًا و شماً به كار برند و حرارت غريزى را برافروزانند به مفرحات مناسبه و حركات معتدله و فرحتهاى قويه مثل ديدار عزيزان و محبوبان و سماع مغنيان و رقص لوليان خوب منظر .
چهارم آنكه اضمده و اطليهء معرقه بر شكم گذاشتن و مطبوخ داود انطاكى نوشانند كه آن در قول مؤلف خلاصه گذشت و هم معرق و هم مدر است و به كرات و مرات در تجربهء بنده آمده و اصلًا تخلف نمىكند سواى تربد .
و آنجا كه سوء مزاج گرم سبب بوده باشد و به آن تب هم يار باشد خصوصاً غب خالص و يا غير خالص تدبير به نوبت بايد كرد چنانچه روزى جهت تعديل حرارت جگر مروق مكوه و كاسنى هر يك سه و نيم توله سكنجبين بزورى بارد دو توله نوشانند و اغذيهء بارده كه ذى ترياقيت باشند يا ترشى زرشك و ليمون كاغذى دهند و اضمده و اطليهء مبرده نهند .
و روزى جهت تفتيح و نضج ماده كوشند به مثل مروق باديان و مكوه و قرطم و شاهتره هر يك سه توله با شربت بنفشه و شربت شاهترهء مدبر هر يك دو توله و يا زياده به حسب برداشت قوت
و روزى به تليين شكم و تقليل ماده كوشند به دادن خيارشنبر هفت توله و گلقند و شربت دينار معتدل علوى خان هر يك چهار توله و ترنجبين شش توله و روغن بادام هفت ماشه در مروقات مذكوره .
و روزى در ادرار كوشند به دادن قرص زرشك كبير به آب برگ ترب و شلجم و كسنب و كرفس و شربت كشوث .
و روزى نخوداب مرغ و دراج تنها دهند جهت تقويت احشا و به فاصلهء هر سه چهار روز قى نمايند به مقيات مناسبه و بعده ده دوازده روز دوائى دهند كه به اسهال و ادرار رفع آن آب نمايد مثل دواء الاسقيل و حب شبرم و حب مسهل و شربت الهى علوى خان و بعد از آن اصلاح حرارت آن به مثل شربت غوره و انار كوهى و ليمون كنند .
و بنا بر تسكين تشنگى آب انار ميخوش و شيرين در آب كاسنى و غذاهاى چاشنىدار زرشكى و رمانى و سركه كم كم دهند و از آب مطلقاً و فواكه رطبه اجتناب ورزند .
و هرگاه از تدابير مذكوره فائده نشود و مزمن گردد شير شتر با بول او و يا ماء الجبن شير شتر با روغن ماذريون دهند .
و اگر از اين هم به نشود بزل نمايند و چون بزل كنند و تب آيد بسيار ردى بل مهلك است كذا فى النبض الكبير .
[ خضر بن على ]
و خضر بن على گويد كه چون ماذريون در عصارهء گل سرخ تازه بخيسانند بعده از اين عصاره شربت ورد بسازند و بياشامند استفراغ ماء اصفر كند .
و چون شيرانجير با شكر عقد كرده حب بندند و دو حب از آن بخورند هر روز به قدر حمصه استفراغ آب به رفق نمايد و عقب آن شربت غوره يا شربت ليمو بنوشند .
و ايضا صاحب زقى را در ريگ گرم دفن كنند و دخن مسخن بر شكم او بپاشند .
[ طبرى ]
و طبرى در باب استسقا مع الحمى مىنويسد كه قبل استكمال و انتهاى زقى تعفن اخلاط و احتداد او جائز است پس در اين هنگام او تب پيدا كند خواه تب عفنى به ادوار غير منتظم يا ادوار منتظم بود و ادوار غير منتظم بر عفونت در مواقع كثير از اعضا ميان عروق دلالت كند و منتظم الادوار بر عفونت موضع واحد دليل باشد .
و اما چون اين نوع مستحكم گردد تعفن اخلاط جائز نبود تا كه با وى تب باشد و اين تب در زقى باشد كه سبب او حرارت و فساد قوت كبد به فرط حرارت بود .
و اما زقى كه سبب آن برد باشد كمتر بود كه از آن تب پيدا گردد بعد حدوث مرض پس اگر با زقى تب باشد نظر به قوت مريض و مقدار حرارت او و حال كبد آن نمايند اگر جگر گرم و قوت او صالح بود بايد كه اشياى معتدلهء مسكنه مثل آب كاسنى و آب طرخشقوق و آب عنب الثعلب با سكنجبين بنوشانند و به زيرباجات مزوره غذا سازند و چيزى از معجونات گرم مثل كلكلانج و دواء الكركم و مانند آن نخورانند بلكه بر آنچه مذكور شد در تطفيه اقتصار كنند و در اصلاح مزاج كبد جهد نمايند چه هر گاه جگر قوى شود و حرارت او ساكن گردد و مزاج او به اعتدال آيد تب زائل شود سيما چون تب از احتداد اخلاط باشد نه از عفونت آن .
و هرگاه تب از عفونت اخلاط بود نه از احتداد آن كمتر به شود و در اكثر امر نقا از حمى به سبب سريان عفونت در جميع رطوبات بدن به سبب استعداد اين آن را و نيز به سبب شريان فساد در اعضا و اخلاط نيابد پس مفيد شود .
و اگر تسكين اخلاط نمايند و نقا واقع شود بهر آنكه صحت از تب نباشد مگر عند سكون اخلاط و صفاى آن و زوال حرارت عارضى و اين با استسقا نادر بود و گاهى براى صاحب تب مع استسقاى زقى چون مزاج مريض قوى و جگر او قوى صالح الاحوال باشد اين قرص تركيب دهند بگيرند گل سرخ طباشير تخم كشوث تخم كاسنى هر واحد سه درم راوند ماذريون مدبر به سركهء هليلهء زرد هر يك دو درم كوكب الارض توبال مس هر واحد يك درم كوفته بيخته به آب كاسنى مروق هر قرص به وزن يك درم سازند و يك قرص هر روز با پانزده درم آب كاسنى صحرائى و مثل او سكنجبين و