و آب به و آب سيب و آب لف انگور سرشته بر معده ضماد كنند .
[ بعض افاضل ]
و بعض افاضل گفتهاند كه چون در هيضه وجع و لذع مفرط از انصباب خلط حاد لذاع به موضع وجع باشد شرب انار به لعاب اسپغول بنوشانند تا از لاق خلط و ازالهء وجع نمايد .
و اگر وجع باز ظاهر گردد اعادهى آن نمايند .
[ سعيد بن هبة الله ]
سعيد بن هبة الله گفته كه بر طبيب واجب است كه از مشاهدهى اعراض رديه كه تابع اين مرض باشند محزون نگردد بلكه ابتدا به تنقيه معده از غذاى فاسد به نوشيدن آب گرم به مرات نمايند حتى كه معده از آن به قى و اسهال پاك شود و چون فضول زائل گردد و مريض صلاح يابد مىبايد كه تقويت معدهى او به رب انار كنند .
و اگر تشنگى بود آب سيب يا آب به بدهند و چون قى ساكن شود و تپ نباشد مريض را در حمام داخل كنند و بر اعضا آب نيمگرم ريزند و غذا به شورباى چوزهى مرغ به آب سماق يا به آب زرشك بدهند .
و اگر اسهال اسراف نمايد و قوت ضعيف گردد سفوف انار دانه به رب سفرجل ساده دهند و قوت را يارى دهند به شرب ماء الشعير كه در آن انار دانه و قطعهاى بهى پخته باشند .
و اگر عطش شديد باشد واجب است كه شيرهى تخم خرفه و زرشك به سكنجبين سفرجلى و آب سفرجل به طباشير و گل ارمنى بدهند و بر معده آب مورد يا آب سماق طلا نمايند و انعاش قوت او بارائح طيبه كنند .
و اگر قى ساكن نشود مريض را رب به گل خراسانى و طباشير و كافور و گل مختوم دهند .
و اگر قوت ضعيف گردد انعاش او به مغز نان به آب سفرجل و اندك شراب عفص نمايند و بر سرير نرم و تحريك ارجوجه اگر از آن لذت يابد و بمسح پيشانى از افيون خواب آورند و چون صلاح يابد به چوزهى مرغ به آب سماق غذا سازند خضر بن على گويد كه علاج هيضه مقصور بر ترك غذا در آن روز است و آب گرم بدهند تا تنقيهى مادهى معده نمايد و بر دفع فضول باقى اعانت كند و در شب شربت درد تازه دهند .
و اگر با آن مغص باشد در آن مطبوخ خطمى تنها افزايند .
و اگر قى افراط كند پارچهى مبلول به گلاب بر معده نهند و كعك مبلول به گلاب ببويند و روز دوم و سوم بر شربت مرد اقتصار نمايند تا آنكه قوت او قوى گردد بعده به تدبير اهل صحت عود كنند .
[ مصنف اقتباس ]
مصنف اقتباس مىنويسد كه در هيضهى صفراوى بهتر آن است كه آب شيرين خصوصاً از باران و گلاب دو سهآتشه هر دو برابر گرفته سكنجبين سادهى صادق الحموضت پنج توله در يك پياله داخل كرده نيمگرم بنوشانند تا قى خود به خود آيد و سه چهار مرتبه بلكه زياد و به تكرار دهند تا از دهن و بينى بى اختيار برآيد و خلط بيرون آيد و باز همچنين به تكرار بدهند .
و اگر بدوى از خارج احتياجى باشد مانند ارسال پر مرغ و انگشت در حلق به عمل آرند تا نقاى تام حاصل آيد .
و اگر اسهال ضعيف بود و طبع قبض با نفخ شكم باشد بايد كه سه چهار سرخ سقمونياى مشوى در آب آلو بخارا و يا تمر هندى كه در آن گلاب و عرق كاسنى باشد بدهند .
و اگر به قى دفع شود دو سه دفعه تكرار آن كنند تا طبع دو سه نوبت اجابت نمايد و الا به حقنهء لينهء علوى خان طبع را بكشايند و دو سه بار ديگر مكرر به عمل آرند تا نقاى تام رو دهد و بايد كه تن را هرگز از پارچه نپوشند بلكه سرد دارند از ترشح آب سرد و يا مريض را در حوضى كه آب تا به گلو باشد نشانند .
و اگر آن ميسر نشود در ظرفى كلان نشانده به فاصلهى دو سه شبر آب سرد اندك اندك ريزند تا منع گذارش كند و درون گرم شود و بعد قرار طبع جهت رفع ضعف جواهر مهره يك ماشه طباشير دو ماشه در شربت ليمون يك توله ليسانيده سكنجبين تفاحى و شربت به هر يك يك توله در گلاب و عرق بيدمشك و كاسنى هر يك چهار توله بدهند و باقى بعضى تدابيرات در علاج كلى گذشت .
علاج هيضه بلغمى
اگر ماده متوجه به خروج از قى باشد به آب نيمگرم و نمك و يا به آب ترب و سكنجبين عسلى و يا به طبيخ تخم ترب و شبت و نمك محلول و ديگر مقيات مكرر قى كنند بعد از آن سكنجبين و گلقند همراه گلاب بخورند .
و اگر ماده متوجه به اسفل بود براى تحليل آن و تقويت معده و تفتيح و نشف رطوبات فاسد از معده و امعاد اخراج آن به طريق امعا انيسون زيرهى سياه مصطكى عود غرقى جوشانيده صاف نموده گلقند داخل كرده نيمگرم چند بار بنوشانند و يا گلقند سه توله در عرق باديان عرق عنب الثعلب گلاب ماليده سكنجبين ساده داخل كرده بدهند و بعد نقاى معده شربت انارين منعنع عرق كموه عرق كاسنى گلاب دهند و تا كه قوت قوى و مساعد باشد در حبس نكوشند و بعد نقاى معده و امعا از طعام فاسد مطبوخ گشنيز خشك انيسون هركدام يك جزو و غير آن كه در علاج كلى در قول انطاكى گذشت سواى عناب بدهند و آشاميدن چاى خطائى كه با قرنفل و باديان خطائى به گلاب جوشانيده باشند مجرب است .
و اگر قى كند مكرر بدهند و مرباى آمله به طباشير و مصطكى نيز در هيضهى بارو به غايت سودمند است و دانهى هيل چهار ماشه گلقند سه توله نيز نافع و حب نارجيل و حب پوست بيخ اگر نيز معمول .
و به قول حكيم عابد آشاميدن زرنباد و از يك درم تا دو درم از ادويهى ديگر غنى مىكند و كذا سفوف زرد چوب بابول گوساله و هر دو به صحت تجربه پيوسته و خطا نكرده و خورانيدن نارجيل دريائى تنها و يا با فلفل سياه و عود هندى و عود صليب و فاد زهر معدنى از هر يك قدرى و كذا پپيتا با يك دو دانهى فلفل سياه و آشاميدن اندك اندك آبى كه به قدر سى مثقال گرفته در آن فاد زهر قنفذى