تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 431

مساهمون:

ص٤٣١
و خوف غشى چيزى باقى باشد مادام كه تمام قرار نشود نبايد خفت و در رفع آن عرض بايد كوشيد و ماليدن عضلات ابط و اطراف و ترسانيدن به يكبارگى به آواز شديد و همچنين متعجب ساختن در اين به آب بسى نافع و مجرب است و كذلك شميدن عطرهاى مناسبه و اما در حالت وقوع تشنج و احتباس بول پارچه بافته دو سه ته كرده در روغن قسط تر نموده بر پس گردن و عضلات دست و پا نهند و قيروطى گرم بر كمرگاه و مثانه نيم‌گرم بمالند و گل پلاس و برگ قنب هر دو پاو آثار جوش كرده بر عانه بربندند و از بنفشه و اكليل و بابونه و تخم شبت و عنب الثعلب هر يك سه توله برگ كرنب و نيب و بنگ هر يك نه توله جوش كرده انكباب نمايند و شيره‌ى تخم خرپزه و قرطم و خيارين و خار خسك هر يك نه ماشه و شربت بزورى چهار توله به تكرار دهند تا بول بكشايد و اما در سدرد وارد وقوع زحير و مغص به معالجه‌ى آنها رجوع نمايند كه به مقام هر يك مسطور است . و اگر غشى واقع شود بهر حيله تحريك قى كنند و اطراف و بينى و گوش و ميان پشت او را سخت بمالند و موى صدغين و پيشانى به موخيه بركشند و شربت مسك و يا دواء المسك به ماء اللحم ساده در حلق چكانند و يا تنها مشك يك ماشه در گلاب و كيورا هر يك دو توله اندك اندك بچكانند و اما در وقوع فواق به تدبير آن رجوع فرمايند كه بيايد و گلاب قرنفلى و شراب ريحانى هر يك يك نيم توله ماء اللحم پنج توله دهند كه عظيم الاثر است و هرگاه كه اعراض منكره در اين علت تسكين يابند مريض را هيچ غذا ندهند و خفته و خاموش و در استراحت دارند و اندكى از حافظ الصحت و يا مزيد العمر خورانند تا بر خواب و بر تسكين اخلاط اعانت نمايد و از گرسنگى و تشنگى كشيدن وحشت به هم نرسد و چون اشتهاى طعام نيكو پديد آيد و خواهند كه غذا دهند بايد كه اندكى از آنچه مقوى معده و خفيف و سريع الهضم باشد مانند شورباى بچه‌ى مرغ بنان روه دهند و بالايش جوز الطيب يكروماشه در گلقند پنج درم خورانند و يا پوست هليله‌ى زرد و هليله‌ى با نمك لاهورى در دهان دارند و از آب سرد شكم سير يكبارگى خوردن مدت يك هفته و اقل تا سه روز اجتناب ورزند . و ايضاً از خوردن چيزهاى دير هضم و محرك اخلاط چون هرسيه و بيضه‌ى مرغ و خرپزه و شيرينىهاى مضعف معده و شورباى بسيار روغن و شراب و امثال اين‌ها بر حذر باشند . و اگر به جمل عادت باشد بعد يك هفته اجازت دهند ليكن در غير وقت امتلا و خلو و تناول همه اقسام شيرينىها و فواكه بار در طب چون سيب و به و امرود و انگور و ناشپاتى و خرپزه و هندوانه و آلو و شفتالوى شيرين و زردآلو و آلوبالو و قوت سياه و سفيد و نقوعات حلو و اغذيه‌ى لزجه‌ى چون هر سه و كله پاچه و چنگال و ماهيچه و حلواى مغزى و طعام‌هاى پر روغن مثل پلاو مطنجن و مزعفر و اغذيه لبنيه چون مهليه و شير برنج و فالوده و نوشيدن آب سرد مضر معده‌اند و بر ضعف آن اعانت نمايند و زعفران بالخاصيت به معده‌ى اهل هيضه مضر است و همه آنچه در بطلان اشتها گفته آيد در اينجا نافع بود و كذا اكثر رياضات و در آب سر و غوطه زدن و در هواى سرد ساكن بودن و آب چشم‌ها نوشيدن . شيخ الرئيس و مؤلف جامع مىنويسند كه براى هيضه تدبيرى در ابتداى حركت آن و تدبيرى در وسط و حركت آن و تدبيرى هنگام هيجان روى و عصيان خبيث و حركت اعراض مخوفه‌ى آن مخصوص است يعنى در هيضه تدابير در حالات ثلثه اعنى ابتدا و اشتداد و انتها خاص است . اما در ابتدا چون علامات هيضه ظاهر شود يعنى تغيير آروغ از حال خود شروع كند و در معده ثقل و در امعا نخس محسوس گردد و با آن غثيان يا تهوع باشد واجب است كه بر آن چيزى از غذا البته تناول ننمايند و نه بعد از آن مگر عند خوف سقوط قوت كه در آن حالت تدبير او بدانچه مذكور گردد بايد كرد پس اولى چيزى كه عمل بدان سزاوار است آن قذف شىء فاسد به قى بود اگر طعام هنوز قريب از فوق و طافى باشد . و اگر چنين نباشد و راسب بود اتباع او بدانچه انحدار او نمايد از ملفيات شكم نمايند و قى و ملين به مقدارى باشد كه به اخراج آن شايد غير آنكه زياده بر آن يا شىء غريب از آن اخراج نمايد و بايد كه به چيزى قى كنند كه در آن ارخاى معده و اضعاف قوت آن نباشد مثل آنكه در روغن كنجد و مثل روغن زيتون و آب گرم است و در آن چيز تغذيه هم نباشد مثل ماء العسل و سكنجبين شيرين به آب گرم چه صاحبان هيضه مفتقر به ضد تغذيه‌اند مگر به ضرورت بلكه به مثل آب گرم تنها يا مع اندك بوره‌ى ارمنى يا به نمك نفطى يا آب گرم مع زيره‌ى قليل قى بايد كرد و كذلك اگر از خود قى مىآيد و ايشان تهوع ايذا دهد در آنجا نيز اين علاج نمايند چه به قراط ذكر كرده كه قى گاهى به قى و اسهال منع مىشود و گاهى قى منع مىگردد و به اسهال و اسهال به قى و واجب است كه اسهال او به حمول خفيف از ترنجبين و شكر و نمك باشد يا به حقنه‌ى خفيف از آب چقندر به قدر شصت درم و به ورق اندك مقدار مثقال و شكر سرخ به قدر ده درم و روغن گل يا كنجد مقدار هفت مثقال و يا به خوردن مثل كمونى كه آن در اينجا بسيار نافع است و اما در اشتداد چون قى افراط نمايد به وضع محاجم بى شرط بر شكم حبس او نمائيد بسا است كه احتياج به بستن اطراف افتد و بر شكم به عصاره‌ى فواكه غير قابضه طلا نمايند . و اگر حرارت قوى نباشد بدواء الطين نيشاپورى علاج كنند بعد از آن بايد كه رعايت چيزى نمايند كه خارج مىشود پس مادامى كه كيلوس يا شبيه به آن خارج گردد به وجهى از وجوه البته حبس او جائز نيست كه در آن خطر عظيم است چنانچه بعضى مردم را ديدم