عود هندى نرم سوده بر اطراف و جميع بدن و تدفين به عود هندى نيز عابص عرق و مقوى قوى و ارواح نوشتهاند .
و ايضا قوت را به آب به و ماء اللحم و خوشبوها به دو دهند و ماده را به خارج حركت ندهند و مثل زر و مذكور در غشى استفراغى كه از داخل باشد استعمال نبايد كرد بلكه واجب است كه تقويت قوت در همه استفراغى نمايند لا سيما به تقريب روايح اغذيهى مشهيه و مانند آن كه مذكور شد .
ابو الحسن مىنويسد كه علاج غشى تابع استفراغ به ضد ماده باشد اگر ماده مائل به سوى خارج بود مثل عرق گلاب بر رو بزنند و مريض را در مواضع بارده بدارند و بر جسد او آب آس بمالند و به آب بارد بشويند و ربوب قابضه بياشامند و از حمام منع كنند و به ذعت امر نمايند و غذا چوزهى مرغ به آب سماق يا آب زرشك بدهند .
و اگر ماده مائل به سوى داخل باشد مثل بيضه و ذرب دست و پا بمالند و شراب خوشبو بياشامند و در حمام داخل نمايند و قوت را به روايح طيبه مثل صندل و كافور و گلاب مدو دهند و همان مبلول در شراب ريحانى يا چوزهى مرغ به آب سماق غذا سازند .
و اگر غشى تابع قى صفراوى باشد ساقها به بندند و بمالند و بر معده به آب و لف گرم و گلاب ضماد كنند و گلاب و آب زرشك و آب به آب ليمو بياشامند و ترشى ترنج بخورانند و آب تمر هندى يا سيب يا آب انار دانه بنوشانند و به مرود سماق غذا سازند .
و اگر قوت ضعيف باشد و چوزهى مرغ بدهند و اگر قى بلغمى باشد طبنجه به اين بخورانند و شراب بياشامند و بچوزهى مرغ غذا سازند و بر معده آب مرز نجوش طلا كنند .
و اگر غشى تابع نزف الدم باشد به وضع محاجم و بفراريح و ربوب قابضه و بروايح عطرهى بارده حبس آن نمايند .
صاحب كامل گويد كه گاو غشى عارض نشود در استفراغ پس اگر از استطلاق شكم باشد علاجش آن است كه آب سرد بر روى زنند و نفس را به گرفتن بينى و دهن بند نمايند و عضل ساعدين به بندند و كف دست خوب بمالند و قى آورند و فم معده بمالند و تسخين آن نمايند و شراب ريحانى ممزوج و به آب سرد بياشامند و نان منقوع در شراب بخورانند و اشياى خوشبو و از رياحين و غيره ببويانند و تبخير عود خام نمايند و بعد روايح طيبه به اغذيهى سهل الانهضام و سريع النفوذ مثل نان مبلول در شراب ريحانى و آب لحوم چوزهى مرغ و دراج و سيب غذا سازند .
و اگر استطلاق بطن از حيضه باشد آب سرد بر بدن ريزند .
و اگر از ذرب يا شرب و دواى مسهل باشد آب گرم بر بدن بريزند و مريض را در حمام داخل نمايند .
و اگر استفراغ به قى باشد همه آنچه مذكور شد استعمال نمايند مگر عوض قى شياف ملين طبيعت و به جاى بستن دست و دلك آنها عضل ساقين و دلك قدمين به عمل آرند و ادويهى مسكن قى كه در باب آن ذكر خواهد يافت بدهند .
و اگر قى صفراوى باشد به گلاب و كافور و عصارهى سفرجل و آب ليف گرم و مانند آن بر معده ضماد كنند .
و اگر قى بلغمى باشد به سبك و رامك و لادن و آب مز به جوش و نمام و عود قرنفل و بسباسه و مانند آن ضماد نمايند و چون استفراغ به عرق باشد صاحب او را از حمام و شراب منع نمايند و بستن دستها و پاىها و امساك نفس نشايد كرد ليكن پاشيدن آب سرد بر چهره و ريختن گلاب كه در آن آس و شب جوشانيده باشند بر بدن يا آب طلع و آب اس و طلاى بدن به اشياى قابضه مثل اقاقيا و رامك و حضض به روغن طلع و روغن آس و مانند آن كه در علاج كثرت عرق مسطور گردد به عمل آرند به سكون و دعت امر كنند و در موضع بارد هوا خوابانند و رياحين باردهى قابضه نزديك دارند .
و اگر استفراغ برعاف باشد مافعات رعاف استعمال نمايند و دست و پاها ببندند و بمالند و محاجم بر كبد نهند اگر رعاف از مسخر راست آيد يا بر طحال اگر از منخر چپ باشد و رياحين بارد قابض نزد او دارند و سر و كله را به صندل و گلاب و كافور ضماد كنند و از شراب و حمام منع نمايند و شربت سيب در آب آن بياشامند زمان مبلول به آن بخورانند .
و اگر قوت ضعيف باشد نان مبلول به شراب غليظ بدهند و شراب حاد كهنه ندهند و ماء اللحم با قدرى شربت سيب يا شراب غليظ و گوشت مدقوق مطبوخ به آب سيب و آب امر و دوبه و مانند آن استعمال نمايند و غشى كه زنان را از حيض يا عقب نفاس عارض شود اشيائى كه حبس دم نمايند و فرزجات قابضه همابسه دم كه مذكور گردد استعمال كنند و ساعدين بربندند و كفين به زور بمالند و آب سرد و گلاب سر بر روى زننده محاجم بر پستان نهند و اشياى طيب الرائحه كه به آن قبض باشد نزديك دارند و به ماء اللحم و سيب و به دام و غذا سازند و مسكن در موضع بارد و مهب باد شمالى اختيار كنند و بادكش مبلول به گلاب بخبانند و كذلك چون عارض گردد غشى از خروج دم حادث از جراعات و فصد حبس دم به ادويه قابضه حاجسه نمايند و تقويت نفس به اشياى خوشبو و تقويت بدن به غذاى موافق آن كنند و كذلك در غشى كه به سبب انفجار مده از خراجات باشد به عمل آرند .
صاحب ذخيره و غير آن نوشتهاند كه اگر سبب غشى اسهال قوى باشد يا سببى ديگر كه از آن برودت پيدا شده باشد مثل فصد يا جراحت كه از آن خون بسيار رفته باشد آب سرد و گلاب سرد بر سينه و اندام او نبايد زد ليكن بوى كباب و مرغ بريان كرده كه كشنيز خشك بر آن پاشيده باشند و بوى سيب و به و امرود كه بر به آتش افكنند و بوى نان گرم ببويانند و ماء اللحم به اندكى شراب رقيق در حلق او چكانند و فم معده را به روغن گرم مثل روغن ناردين و مصطكى بمالند و چكانيدن دواء المسك به نحوى كه در علاج غشى و سوء مزاجى بارد
اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 319
مساهمون: محمد اعظم خان ( ناظم جهان )
ص٣١٩