تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 526

مساهمون:

ص٥٢٦
و سير و جرجير و گوشت غليظ مثل گاوميش و آهو و غيره و چيزهاى سخت غليظ و عفص و شور و ترش و فواكه رطبه و روبروى باد سرد و آب جارى نشستن بپرهيزند و خواب روز زكام و نزله پيدا كند . و اگر چه نزله حار باشد از هواى سرد و آب بسيار سرد اجتناب ورزند و سر را از سردى و هواى سرد به كلاه يا عمامه پوشيده دارد و حتى الوسع بر سر روغن نمالد و از خفتن بر پشت و خواب روز خصوصاً بعد از طعام و خوردن مموضات و لبنيات و سرنگون كردن و حركت عنيف نمودن و از امتلا و تخمه و جماع محترز باشد و بالين پست داشتن و پيشانى را بر بالش گذاشته خوابيدن در اين اوقات بهتر است و در ابتدا زكام را حبس نسازند بلكه اگر محتبس شود از بخور و انكباب و غيره جارى كنند و نزلهء نازلهء حلق و صدر را به فتيله داشتن در بينى اماله نمايند و خداوند اين علت را فصد مناسب نبود مگر در بعضى صور مثلا اگر ماده كثير و حار بود خوف افتادن به طرف ريه و حدوث قرحه باشد پس آن وقت فصد نمايند و به قدر ضرورت خون بگيرند و آنجا كه حاجت به فصد و اسهال هر دو باشد ابتدا به فصد نمايند بعده مسهل دهند . و به قول بقراط در نزلهء كه بسيار حدت نداشته باشد فصد بعد سه روز مناسب بود و عطسهء بسيار از خود يا به استعمال معطسات در ابتداى نزله و زكام ضار است منع نضج و جذب فضول ديگر مىكند و بعد نضج نافع است از جهت دفع فضول نضج پس اگر در اول زكام خودبه خود عطسه بسيار آيد به مسكنات او كه در عطاس مذكور گردد باز دارند و همچنين حمام در اول زكام مضر بود به جهت تحليل رقيق ماده و تغليظ به قى و در آخر آن بعد نضج جهت تحليل بقاياى ماده مفيد . و اگر با نزله تپ بود استحمام نبايد كرد و كسى را كه زكام بسيار عارض شود دماغ او ضعيف بود پس در حالت صحت استحمام و تعريق او را سود دارد و بايد كه طعام ناخورده اندر حمام رود و در آن زياده مكث ننمايد و به تدريج سر پوشيده بيرون آيد و حقنه جذب فضول مىكند و چون با نزله نخس به جاى پستان دريابند دليل ميل ماده به سوى جنب باشد پس مبادرت به فصد نمايند و تدخين اكثر تپ آورد و استعمال حب السعال براى خشونت صدر است نه بهر مواد سر و هر كه را نوازل در تابستان و زمستان دوام نمايد براى او حب قوقايا نافع‌ترين علاج و مجرب است و حركت اعضاى سافله براى نوازل بنا بر جذب ماده به اسفل بسيار نافع بود بعد از آن استعمال تكميدات و تبخرات مع مراعات عدم استعمال آن بر امتلا و كذلك ماليدن پاىها زير زانو به دلك عنيف موجع طويل انفع تدابير است . و گويند كه نطول آب بسيار گرم و استنشاق او در زكام برء الساعه است و موى سر زود تراشيدن و سر خاريدن و شانه كردن به نحوى كه شانه به قعر موها و پوست سر رسد مسام را بگشايد و مادهء نزله را دفع سازد و جميع اطعمه مغريع مانع نزله و نافع او است . انطاكى گويد كه ملاك امر در علاج اين مرض تنقيه دماغ است بهر آنكه اگر آنچه مهيا به نزول است اگر حبس گردد حواس را فاسد و كدر و مظلم گرداند بعد از آن حفظ اعضا از سائل اگر مضرت بدان يابند و اين يا به منع بود مطلقاً يا به ازالهء آنچه حاصل شده بهر آنكه اگر در اعضاى فك باقى ماند در بينى و لثه متعفن شود و التهاب آرد بعد از اين اخراج فضول به نفث يا تحليل از سينه و معده و قصبهء ريه كنند و كذا از اعضاى سافله اگر مواد بدان برسد خصوصاً اگر قاروره متغير گردد بعد از آن حبس آن اگر افراط كند بعده تقويت دماغ پس اين قوانين علاج در نوازل مطلق وافى است و از خواص است كه مركوم چون خرما ببويد بعده صرهء آن در پارچه بسته در راه اندازد و زكام به سوى كسى كه آن را بگشايد منتقل گردد و كذلك سرگين استر چون بر آن تفل كرده آن را اندازند و بايد كه در مدت مرض بر پشت خواب نكنند و در خواص آمده هر كه ادمان تعليق آهن نمايد حدوث نزلات از آن دفع گردد . و گويند كه گل ارمنى شماً و شرباً مانع حدوث نزله است و كذا ضماد باقلا تنها و يا در سركه يك شبانه روز تر كرده خشك نموده سائيده و كذا تضميد غبار آسيا و كذا عود الفرح و كذا كندر سوده در سفيدهء بيضه سرشته بر خرقه كتان ماليده بر صدغين چسبانيدن مانع حدوث نوازل است و همچنين ذرور مازو سبز و يا تخم عود الفرح و يا سندروس و يا شوكهء مصريه و يا جوز السرو و يا برگ شهدانج و يا كهربا هر واحد سوده بر مقدم رأس و تغذيه به ماش نافع است و بخور شكر و شرب جلاب آن در نزلات صعب مجرب سويدى است . و بدانند كه از كلام شيخ و قرشى و غيرهما مستفاد مىشود كه علاج نزله و زكام محصور است در شش اغراض يعنى تقليل ماده موجب به تحليل و استفراغ و تليين و مقابله سيب فاعل يعنى تعديل مزاج و قطع سيلان ماده و تعذيل قوالم و تحريك او به طرف ديگر يعنى امالهء ماده به جهت مخالف و تقدم منع آنچه از آن متولد شود مثل خشم و قروح امف يا مثل خشونت حلق و سرفه و قروح ريه و آنچه قريب بدان است و ورم آنها اما تقليس ماده به استعمال تنقيه بدن است در حار به فصد سر ورو و مسهل مخرج اخلاط حاره و حقنهء جاذب ماده باسفل و در بارد به ادويه مسهله بلغم رأس از مشروبات و حقنجات و قلت اكل و شرب آب يا ترك او اصلا يك شبانه روز . و اما مقابله بر سبب غاعل در حار جهد كنند به تبريد راسن بدانچه مبرد و بالقوه باشد مثل دخول حمام هر صبح بر نهار و ريختن آب بر دست و پا و مسح اطراف و سره و مقعد و مذاكر و آنچه متصل آن باشد به روغن بنفشه و استعمال نطول از جو و خشخاش و بنفشه و بابونه و ريختن مبردات بر سر و ميل به اغذيه خفيف مبرد و مرطب بالقوه مثل كدو و ملوخيا و اسفاناخ و رحله هر يك از اين‌ها مطبوخ به روغن بادام برشته . و اما در بارد جهد نمايند چنان كه دغدغه و عطاس ابتدا كند به تسخين سر و
اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 526 | محمد اعظم خان ( ناظم جهان )