تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 510

مساهمون:

ص٥١٠

رض اذن

كه مجازاً انكسار الاذن نيز خوانند و آن عبارت است از كوفته شدن و شكستن غضروف گوش سببش رسيدن ضغطه يا وقوع ضربهء قوى مفرق اتصال است

علاج

بعد فصد قيفال يا باسليق و تليين طبيعت صبر دو ثلث درم و مر دو دانگ و مغاث و اقاقيا هر واحد يك درم و راتينج دو دانگ و حنا نيم درم سائيده ضماد كنند . و در نسخهء حكيم علوى خان روسخنج عوض راتينج است و نوشته كه اين ادويه به سفيدهء بيضه آميخته بر پارچهء كتان آلوده بدان ضماد نمايند اگر انكسار از داخل بود و ميل به خارج نمايد ضماد از بيرون نمايند . و اگر كسر از خارج و ميل به سوى داخل باشد ضماد بر داخل گوش سازند . و اگر انكسار به افسنح باشد و اجزاى آن ظاهر گردد ضماد از هر دو جانب داخل و خارج كنند و ضماد مر صبر اقاقيا كندذ به سفيدهء تخم‌مرغ سرشته و يا مغز نان به عسل سرشته به قول ايلاقى و شيخ نيز نافع است و كندر تنها هم از ادويه نافعه رض اذن است و ضماد كندر محلول به زيت و يا زفت با شير و يا زيت و كندر و يا مر و صدف مكلس نفع مىكند به شدخ گوش و كذا ضماد پياز به لبوس به سويق يا به زردى بيضه آميخته و يا كبريت به سركه و عسل يا به خمير گندم يا به عسل و خمر آميخته نافع شدخ اذن است . و به قول رازى ضماد لحم صدف و يا ماميثا و مر هر دو يا به لحم صدف و كذا اسفيداج رصاص نافع رض اذن است . بالجمله بعد سه روز ضماد به رفق تمام جدا كرده به طين حر طلا كنند و يك شبانه‌روز بگذارند . و به قول گيلانى اگر خوف ورم باشد به سمسم كوفته يا به خندروس به آب جوشانيده ضماد نمايند و سزاوار است كه در اين مرض اضمده خفيفهء بدون رباط يا به رباط خفيف باشد و در گوش صوف مبلول به روغن گل نهند اگر امر خفيف باشد و اما چون رض قوى بود و در بدن امتلا باشد كه از آن خوف ورم عظيم در نواحى سر بود پس فصد كه به دست اگر مانعى نباشد و تليين طبيعت نمايند بعده سائر تدابير به عمل آرند و اضمدهء مذكور استعمال نمايند و بعد سه روز به آهستگى كشاده نظر كنند اگر مثل ورم ظاهر گردد حلزون خرد بسايند و طين ارمنى آميخته از داخل و خارج ضماد كنند . و اگر ورم داخل اذن پيدا شود سركه و روغن گل را مع شير دختران خوب بهم آميخته بچكانند و ديگر ثطورات كه در ورم گوش گذشت به كار برند . و اگر از آن ماده ترشح نمايد بر آن اين مرهم بهر اندمال گذارند صمغ بطم و زفت رومى هر واحد يك جزو و بهروزه نيم جزو اول قيروطى و از موم و پيه بط مرتب كنند و هنوز بر سر آتش باشد كه اين ادويه آميخته فرود آرند و بمالند و اين مرهم مخصوص به اعضاى غضروفى است . و گويند كه اين مرض در مشائخ علاج نپذيرد .

انقلاع اذن

يعنى برآمدن گوش از موضع خود به سبب جذب قوى و يا ورم و يا رياح ضاغط

علاج

براى امالهء ماده فصد باسليق نمايند درد آن به موضع خود به ملايمت كنند و رفاه نرم نهاده به عصابه بربندند و بعد هر سه روز بگشايند تا آنكه مستحكم شود . و اگر بعد از آن درد باقى ماند به قيروطى مركب از پيه بط و روغن گل كه در آن آب برگ خطمى و خبازى و آب بزرقطونا و آب كشنيز سبز انداخته تسقيه نمايند تمريخ سازند و در سوراخ گوش نيز نهند . و اگر درد ساكن نشود نان جو خشك در آب تر كنند تا نرم شود قدرى سركه و روغن گل بر آن بپاشند و مثل ضماد ساخته بربندند .

هرب اذن

و آن حالتى است كه گوش متنفر و متاذى مىگردد از شنيدن آواز عظيم و حاد به سبب ضعف قوت نفسانى در دماغ بتمامه و يا ضعف قوت فايضه به سوى سمع فقط و نسبت اين مرض به جامئهء سمع مثل نسبت قمور است به حائسهء بصر

علاج

تقويت دماغ از اطريفلات و خميرجات كنند و اغذيه و شمومات و مروخات و غيره مقويات دماغ به كار برند و آنچه در علاج امراض دماغى حادث از ضعف دماغ و صداع ضعف دماغى مفصل مسطور شد حسب حاجت به عمل آورند .

امراض انف

يعنى بينى و آن نوزده مرض است يعنى خشم و فساد شم و رعاف و زكام و نزله و اورام و بثور بينى و قروح و ناصورهء انف و بواسير انف و اربيان و سرطان و عطاس و رض انف و جفاف انف و حكهء انف و احتباس شىء در انف و سدهء خيشوم و خنان و ديدان انف و انتفاخ انف و انقباض انف . شيخ مىفرمايد كه بعض معالجات بينى مختص به راه بينى نيستند مثل غراغر و اطليهء سر و بعضى از آن اختصاص به بينى دارند چنانچه بخورات و سعوطات و شمومات و نشوقات و نفوخات و هر كسى را كه حاجت به سعوط ادويه افتد بايد كه اول دهن خود از آب پر كند تا دوا به دهن نرود و بر پشت بخوابد و سر را به سوى پشت مائل و خم سازد پس دوا به زور بالا كشد و گاهى بعد استعمال اين ادويه در سر سوزش پيدا مىشود در اين صورت اگر خود به خود رفع گردد بهتر و الا روغن