تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 482

مساهمون:

ص٤٨٢

علاج درد گوش بارد رمادى

نضج ماده از منضج بلغم نموده به مسهل گرم و حب ايارج تنقيه نمايند و بعد از تنقيه ادويه كه در علاج بارد ساذج و ديگر بخورات و قطورات محلله مكرر استعمال كنند و ادهان حاره چون روغن ترب و غير آن نيم‌گرم در گوش چكانند . و اگر نسج عنكبوت به روغن جوش كرده در گوش چكانند جميع اوجاع باردهء گوش را نافع بود و قطور آب افسنتين با زهرهء بز در روغن بادام تلخ پخته جهت درد گوش و كرى قديم مجرب نوشته و كذا مر و صبر در بول جاموش يا نر گاو حل كرده چكانيدن مجرب نوشته و براى تحليل مادهء كه از قطورات آرام نشود انكبه آب گل خطمى گل بابونه اكليل الملك بزر كتان تخم مر و نمام مرزنجوش پر سياوشان هر يك شش ماشه زوفاى خشك سه ماشه جوشانيده معمول است و عنب الثعلب پوست خشخاش هر يك چهار ماشه دارچينى زوفاى خشك هر يك سه ماشه نمام دو ماشه مرزنجوش آرد جو پر سياوشان هر يك چهار ماشه از انبوبه بخار گرفتن نيز نافع . و بدانند كه در دو سه بار از انكباب اگر ورم يا بثره باشد مىشكافد و ريم بر مىآيد و گر نه معلوم مىشود كه درد ساذج يا از نوازل است و در صورت نزله اول به تنقيه دماغ متوجه شوند به طريقى كه در علاج نزله مذكور شد بعده بخور بز را لبنج گل بابونه باديان اكليل الملك عنب الثعلب هر يك نه ماشه برگ فنجنكشت افتيمون هندى سبوس گندم هر يك سه توله استعمال كنند و شياف ماميثا و شياف ابيض برابر در روغن بابونه و زنبق آميخته در گوش چكانند و اين بخور حكيم علوى خان براى درد گوش نزلى از مجربات است كوكنار سه توله مرزنگوش چوب چينى عشبهء مغربى بيخ لاله صحرائى بزر البنج عنب الثعلب هر واحد يك توله به دستور بخار بگيرند و باقى تدبير از بحث نزله اخذ كنند .

اقوال حكما :

[ ابو سهل ]

ابو سهل مىنويسد كه اگر درد گوش از امتلا حادث شود اسهال خلط نمايند بعدهء تنقيه خاص دماغ بغرغره سازند . و اگر مرض زائل نشود و حاجت به استفراغ قوى افتد بعض ايارجات كبار مثل ايارج لوغاذيا و جالينوس و ارجيحانس استعمال نمايند بعده استعمال ادويه معطسه كنند . و اگر وجع از خلط غليظ يا ريح غليظ باشد معالجه به ادويه قوى التقطيع و جلا بايد كرد مثلا زنگار به عسل و اندكى سركه آميخته در گوش چكانند و يا زهرهء گاو ببعض ادهان مسخنه مثل روغن به آن و ناردين و بلسان آميخته بچكانند و يا آب برگ حنظل تازه يا روغن بادام تلخ يا روغن ترب يا آب برگ شهدانج چكانند اگر درد از سده باشد و اين دوا اوجع گوش را نافع است علك يك اوقيه روغن خيرى دو اوقيه روغن بادام تلخ نيم اوقيه روغنها را بجوشانند و علك در آن بگذارند و چون مخلوط گردد در ظرف آبگينه بردارند و هنگام حاجت سه قطره از آن نيم‌گرم در گوش چكانند و اين دوا وجع و طنين را نافع ميعهء سائله چهار درم روغن خيرى يك اوقيه آميخته بر انگشت بدارند تا آنكه غليظ گردد در ظرف آبگينه بدارند و هر قدر كه كهنه شود قوت او زياده گردد و اين دوا وجع گوش صعب را مفيد است بگيرند زهرهء نر گاو و بر آن روغن خيرى بريزند و به آتش نرم بيزند تا آب زهره فانى شود و روغن بماند و در شيشه كرده وقت حاجت نيم‌گرم استعمال نمايند .

[ شيخ ]

شيخ مىفرمايد كه اگر سبب درد گوش امتلاى بدن از سر باشد واجب است كه تنقيه ناحيهء سر از جنس آن امتلا كنند پس اگر خلط لزج لاحج باشد به حبوب شبيار و غراغر تنقيه نمايند پس اگر لاحج مستكن در ناحيه گوش بود بايد كه بعد اسهال بخورات ملينه و قطورات لينه نيز استعمال نمايند بعده بتكرار قصد نقض خلط به مستفرغات عضو كنند .

[ صاحب كامل ]

صاحب كامل گويد كه درد گوش اگر از سوء مزاج بارد باشد بايد كه نظر كنند اگر در بدن علامات غلبهء بلغم و رطوبت ظاهر شود مريض را حب ايارج و قوقايا بخورانند و غرغره به ايارج فيقرا مع سكنجبين فرمايند تا بدين دماغ او پاك شود بعد از آن بعض روغن‌هاى گرم متل روغن ناردين و روغن قسط و روغن غار در گوش چكانند و يا روغن ترب كه آن را موافق و نافع است و يا آب مرزنجوش افشرده بچكانند كه مجرب است و يا بگيرند كندر و باريك سائيده در اندك شراب حل كرده روغن بادام تلخ يا روغن ترب آميخته اندك اندك در گوش چكانند و يا پنبه در آن تر كرده در گوش نهند و يا بگيرند اندكى مرمكى و در بول مادهء گاه حل كرده نيم گرم بچكانند و يا بگيرند اندك آب ترب و قدرى آب مرزنجوش و بر آن قليلى زيت انفاق بريزند و بجوشانند تا آب فانى گردد و روغن باقى ماند بعده اين روغن در گوش چكانند كه آن برودت و ريح عارض گوش را نافع است و يا بگيرند برگ عزب تازه و باريك سائيده در انار كاواك كرده به اندك آب پر نمايند و گل بالاى آن ماليده و جوش داده در گوش چكانند . و اگر درد از برودت با سيلان رطوبت از گوش باشد قدرى زهرهء خرس يا زهرهء كلنگ به روغن بادام تلخ يا روغن زنبق حل كرده چكانند و يا بگيرند افيون به وزن يك حبه و باريك سائيده به روغن گل حل كرده در گوش بچكانند .

[ ابن هبة الله ]

ابن هبة الله گويد كه علاج درد گوش بارد به استفراغ بدن از خلط بارد به حب قوقايا كنند و جلنجبين بخورانند و غرغره بسكنجبين و ايارج براى تنقيه سر كنند و بتعريق در حمام بر ناشتا امر نمايند و بر سر آب مطبوخ مرزنجوش و نمام و بابونه ريزند و روغن بابونه در گوش چكانند و بكندش عطسه آورند كذا بمزورهء زيرباج يا به نخوداب سازند و بعد صلاح بقلايا و مطنجنات و كبه‌آب دهند .

[ ابن الياس ]

ابن الياس گويد كه در سوء مزاج بلغمى هر صبح جلاب باديان و بادرنجبويه هر واحد دو درم با گلقند ده درم بنوشند و غذا مزورهء نخوداب با شيرهء حب القرطم و گوشت ماكيان و تيهو خورند و تنقيه دماغ به حب ايارج و قوقايا سازند