تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 481

مساهمون:

ص٤٨١
در بادنجان كاويده پر كرده بر آتش نرم پخته و كذا روغن به آن به شراب كهنه و روغن گل و كذا روغن جوز و كذا آب برگ سبز جوز و كذا موميائى قيراط به آب مرزنجوش و كذا شب به روغن به آن و يا به شراب كهنه و كذا غاليه به روغن خيرى حل كرده و كذا نمك به سركه و كذا قطران به آب مطبوخ زوفاى خشك آميخته و كذا زهرهء رخمه به روغن بادام تلخ در گوش مخالف و كذا زيت در پياز كاويده و پر كرده پخته و كذا روغن حب الصنوبر كبار و كذا روغن خيرى اصفر و آب قنطوريون و كذا فرفيون نيم درم فلفل يك درم در زيت ده درم جوشانيده و كذا آب نمام و كذا ذراريح در زيت انداخته هفت روز در آفتاب آويخته صاف نموده و كذا جگر حبارى خشك كرده به سنبل الطيب سائيده و كذا آب مشكطرامشيع و شير زن و كذا گل كرم در روغن خيرى حل كرده و كذا روغن اقحوان و كذا در بول شتر مر آميخته و كذا حلتيت و زنجبيل به روغن خردل و كذا كندر در شراب كهنه پخته و كذا دارفلفل باريك سوده در زيت آميخته و كذا آب برگ سوسن به روغن گل هر واحد در گوش چكانيدن مفيد و همچنين بخار بادروج و فراسيون و مرزنجوش و فوتنج مطبوخ به گوش رسانيدن و كذا سعوط آب چقندر و يا روغن بادام تلخ و كذا شرب موميائى به قدر نخود به جلاب از ادمان اكل صعتر و كذا ضماد اكليل الملك بميفختج و كذا فتيلهء انجير و خردل سوده و يا خردل و به ورق سوده و يا خربق سياه و جندبيدستر هر واحد يك درم زعفران دو درم سائيده فتيله ساخته در گوش داشتن داشتن و كذا ديگر ادويه كه به جهت طرش و طنين بارد مسطور گردد هر واحد نافع درد گوش بارد است .

[ مسيحى ]

مسيحى گويد كه هر گاه وجع عقب تخمه يا رياح بارده حادث گردد روغنى كه در آن سداب پخته باشند در گوش چكانند . و اگر كفايت نكند روغن سوسن كه در هر اوقيه از آن يك درم فرفيون و يك درم جندبيدستر حل كرده باشند قطور نمايند . و اگر اين هم كفايت نباشد اسهال به حب قوقايا كنند و در حمام داخل نمايند و عرق آورند و شراب صرف كهنه بنوشانند و هر گاه درد گوش از سوء مزاج بارد باشد روغن ناردين يا روغن سداب يا غار يا روغن بلسان يا روغن بابونه يا روغن سوسن يا روغن قيصوم يا روغن شبت يا نفط ازرق يا روغن بزر يا بارزد به روغن خيرى گداخته در گوش چكانند و يا صوف در روغن عقارب تر كرده در گوش بدارند پس اگر زرداب از آن سائل گردد روغن شهدانج آن را نفع كند .

[ شيخ ]

شيخ مىفرمايد كه اگر سبب درد گوش برودت متمكن در عمق يا از خارج باشد لازم است قطورات از روغن‌هاى گرم مثل روغن سنبل رومى و روغن اقحوان و روغن خروع و مانند آن كه در قول مسيحى گذشت استعمال نمايند و يا مثل زيت كه در آن سير پخته و صاف كرده باشند و يا زيت بفلفل و فرفيون و جندبيدستر و يا غاليه مقدار دانگى در يك مثقال روغن به آن يا روغنى ديگر از روغن‌هاى گرم خوشبو و بس است كه صاحب اين درد شراب صرف قوى بنوشند و خواب كند و چون بيدار شود درد زائل گردد . و اگر سببش ريح بارد باشد آنچه در باب دوى و طنين و آنچه براى درد گوش مادى كه سبب او خلط لا حج باشد مذكور گردد و آنچه سببش برودت بود مذكور شد آن را نفع كند و از چيزى كه آن را لائق بود اين است كه محجمه را به آب گرم پر كنند و حوالى گوش بچسبانند و آب سداب و حماما به عسل و يا آب قيصوم و مرزنجوش در روغن سوسن و يا جندبيدستر بادى بعد از آن كه در آن پخته و صاف كرده باشند و يا نطرون و سركه به روغن گل يا عصاره لوف در گوش چكانند . و اگر احتياج بدواى قوى تر افتد مثل فرفيون و جندبيدستر به روغن قسط و يا قسط بحرى و زراوند به كار برند و گاهى تكميد به جاورس و لبد گرم كرده آن را نفع دهد و از ادويه مشتركه براى اوجاع گوش و خصوصاً آنكه مائل ببرودت باشد زيت انفاق است كه در آن خنافس يا خراطين يا كرمى كه زير جراده مىباشد جوشانيده باشند و يا زهرهء ماهى به زيت انفاق يا پيه ورل يا روباه يا رخمه يا كلنگ و يا روغن عقارب كه آن بسيار نافع است و يا آب مرزنجوش تازه و يا مطبوخ برگ عزب و پوست آن و يا مطبوخ خراطين صاف كرده پيه بط در آن گداخته . و اگر مائل ببرودت بشدت باشد زهرهء نر گاو به روغن خيرى بجوشانند تا آنكه آب زهره تحليل و فانى گردد پس بردارند و به طريق قطور استعمال كنند كه اين نافع عجيب است و در معالجات اوجاع شديد گوش به استعمال مخدرات احتياج مىافتد و آن مثل فلونيا اندك به شير چكانيدن است و همچنين قرص زعفران و قرص كوكب و يا افيون و جندبيدستر و زعفران به شير زن و واجب است كه تأخير در استعمال مخدرات كنند تا آنكه خوف غشى گردد و خصوصاً اگر اخلاط بارد باشد كه اين اشيا آن را بسيار مضر است . و اگر از استعمال مخدرات ضرر پيدا شود بعد آن جندبيدستر تنها استعمال نمايند و گاهى اقراص از جندبيدستر ميسازند كه آن را باريك سائيده پس افيون سوده با وى آميخته به شراب صرف قرص بندد .

[ گيلانى ]

گيلانى مىنويسد كه معالجه وجع بارد كرده مىشود بتقطير اشياى حاره در گوش مثل آب سداب يا آب پياز يا آب سير يا آب بابونه يا مرزنجوش يا باديان و مانند آن و روغن‌هاى گرم مثل روغن بادام تلخ و روغن سداب يا روغن كه در آن ثوم پخته باشند . و اگر حاجت به قوىتر افتد روغن جندبيدستر و روغن فرفيون چكانند و بر حمام حار مواظبت نمايند و شراب كهنهء صرف خورند و انكبه آب بر طبيخ پودينه و شيح نمايند و يا بگيرند جندبيدستر دو حبه و افيون يك حبه و در روغن زنبق يا شراب حلو حل كرده نيم‌گرم در گوش چكانند و يا آب لحم بقر كه بر آتش نهند و سائل شود نيم‌گرم چكانند و غذا مزورهء زيرباج يا نخوداب دهند و هر گاه اصلاح يابد بقليه و مطنجن و گوشت بريان غذا سازند و دائم تكميد به زيت يا به روغنى گرم نمايند و صوف بدان تر كرده به گوش نهند .