تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 449

مساهمون:

ص٤٤٩
اسپغول و گلاب طلا بر جفن سازند و هر چه در فصل شرى بيايد حسب حاجت بر گيرند و به آب غوره بشويند .

خشونت جفن

و او آن است كه بعد از حكه در باطن پلك درشتى مع سرخى و سيلان اشك بدون بثور حادث شود و باشد كه با خشونت ثقل و وجع عارض گردد و اكثر عقب رمد بهم رسد و بعضى خشونت را از اقسام جرب شمرده‌اند سببش رطوبت شور يا رسيدن غبار يا دخان به چشم است .

علاج

فصد سررو و حجامت كنند و فصد ماقين نيز نافع است و مسهل صفرا دهند و يا پوست هليلهء زرد بيست درم نيم‌كوفته در شيشه كرده آب صد درم بر آن انداخته يك هفته در آفتاب گذارند پس صاف نموده در نصف آن پانزده درم شكر سفيد داخل كرده بياشامند و قرص بنفشه نيز مفيد است و بعد از تنقيه پلك را به شياف احمر لين و يا اصفر لين و يا حاد به حسب حاجت بخارند و يا باسليقون اكتحال نمايند و هر گاه حرارت يا حدت پيدا شود به اكتحال شادنج مغسول تسكين نموده به شياف احمر لين بخارند و ذرور اغبر به كار برند و به تدريج احمر حاد استعمال كنند يعنى به قول جالينوس استعمال ادويه حاده به مقدار عظم مرض باشد و استعمال آنها نشايد مگر بعد تنقيه به فصد و مسهل تا ورم بهم نرسد . و گويند كه اكتحال سنبل رومى و يا شب به عسل آميخته و يا باسليقون و يا سركهء مخروج به آب و يا زنجار حديد و يا عصاره حصرم و يا اشق و يا زبد البحر و يا زنگار مخلوط به ادويه خشونت اجفان كه مقوى فعل آنها است و يا گل سرخ و يا دخان زفت و يا مرواريد سوخته و تقطير نشاسته محلول در شير دختر با سفيدى بيضه و يا صمغ عربى در گلاب حل كرده و يا دوام تقطير شير دختران هر واحد نافع خشونت را به عسل دلك مىنمايند و اين هنگام حرارت قوى جائز نبود و بعضى آن را بشادنج حك مىكنند و بعضى بمغرفهء ميل ميخراشند و بعضى به چوب انجير يا برگ آن . و به قول ايلاقى حك جفن چندان بايد كه خون فاسد از آن برآيد و خشونت تحليل يابد و بايد كه ثمد و نشاسته و شياف ابيض و امثال آن استعمال ننمايند كه از جهت تسديد موجب فرط خشونت ميگردند

حكهء اجفان و ماق

و آن خارش است كه در باطن پلك و بيشتر در ماق اعظم و قريب بدان و گاهى در ماق اصغر و گاهى در تمام پلك بهم ميرسد و با سرخى جفن و سيلان اشك شور باشد و با آن خشونت معتد به و بثور متقرح و منشق نبود به خلاف جرب و سببش رطوبت مالح بعد قىست خواه از خلط حار باشد خواه از غير حار . و به قول جالينوس از آفتاب و غبار نيز حادث شود مع فساد اغذيه و خوردن توابل و ملوحات و كوامخ و بقول حاره و مانند آن

علاج

آنچه در حكه العين گذشت به كار برند مثل كاسنى تازه يا تخم آن كوفته به روغن گل بر پلك ضماد كنند و تضميد به شحم انار ترش نيز مفيد است و مازو و هليلهء سياه ضماد كردن نيز مفيد و تمريخ بادهان مرطبه كنند . و اگر كفايت نكند عدس مقشر گل سرخ سماق شحم انار بميفختج سرشته ضماد نمايند و شياف سماق يا برود حصرم يا توتياى مربى به آب و آب سماق اكتحال سازند و چشم را به آبى كه در آن گل سرخ و عدس جوشانيده باشند بشويند و شستن و تكميد به آب گرم نيز نافع است . و اگر فائده نشود فصد سررو كنند و بعد از آن فصد رگ پيشانى گشايند و مسهل و حب ايرج و قوقايا و ايارج مقوى يا مطبوخ هليله و شاهتره و يا ماء الجبن به حسب خلط غالب به ادويه لائق آن مكرر دهند بعده اكحال مدمعه مثل باسليقون و كحل غريزى و روشنائى اكتحال سازند و زنگار مخلوط با كحل و فلفل و قلقطار و زنجبيل و سنبل هندى و سركهء مخلوط به آب هر واحد جالب دمعه و نافع حكهء جفن است و اصلاح غذا به تناول گوشت بزغاله و حملان و نان گندم صاف و نقل بانجير و مويز و مانند آن ترطيب مزاج بدوام حمام به آب نيم‌گرم و مروخات بادهان شيرين مثل روغن گل و بنفشه و نطولات بر سر و اشربهء مرطبهء مسكن لذع و حدت ماده در اين باب سودمندست اگر با حكه رطوبت باشد دواى ارسطراطيس يا ارسطوطين نافع بود . و به قول روفس قطور سركه ممزوج به آب مزيل حكه است و اكتحال آبنوس محرق مغسول و كذا خولان و كذا كندر و كذا صبر و كذا آب پياز و مثل او توتياى كرمانى و كذا دخان بطم يا مر يا ميعه يا قطران يا زفت يا كندر يا قطن هر واحد مفيد و كذا تكميد به خرقه كه در آب يك رطل سماق يك اوقيه جوشانده باشند تر كرده و كذا توتياى كرمانى دو درم هليلهء زرد صبر سقوطرى فلفل دارفلفل ماميران زردچوب هر واحد يك درم مثل غبار سائيده از پارچه گذرانيده به آب حصرم هفت روز در آفتاب داشته بعده اكتحال نمودن نافع حكه ماقين است . و جالينوس گويد كه هر گاه ادويه موضعيه قبل فصد و تنقيه به مسهل استعمال نمايند در چشم وجع و ضربان و بباعث آن انصباب مواد به سوى چشم حادث كنند و ترك نمك و ترشى و ادويه و اغذيهء حريفه نمايند . و بالجمله علاج آن مانند علاج خشونت و جرب خفيف است .
اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 449 | محمد اعظم خان ( ناظم جهان )