كوفته ده دانه جو مقشر كوفته يك درم بهدامهء شيرين كوفته ده دانه انزروت سفيد مربى به شير خر دو دانگ جمله را در شيشه كرده بر آن شير مادر پسر انداخته بر آتش زغال به رفق بپزند تا كه پخته گردد و در قوام حريره آيد و بردارند هرگاه نيمگرم بماند در يك روز سه يا چهار بار در چشم چكانند كه اين صلابت برده را تحليل مىكند .
و اگر تحليل آن مشكل گردد بستانند قدرى حلبه و اندكى گندم و كوفته بپزند بعده خطمى سفيد كوفته قدرى داخل كرده و روغن بنفشه و روغن خيرى اندكى چكانيده و قدرى سفيدهء بيضهء مرغ آميخته با هم بياميزند كه مثل مرهم گردد بعده بر پلك بالا ضماد نمايند و سست بربندند كه لزوم اين ضماد نضج برده مىنمايد .
و اگر صلابت زياده گردد برده را بآهن بردارند و قطع كنند و به ادويهء مجففه معالجه نمايند و هر گاه برده منفجر و متقرح شود علاج او الزام قطور و تضميد جفن دائم به بزر قطوناى مدقوق مضروب به سفيدى بيضه كنند كه مادهء برص را امتصاص كند .
و هرگاه در برده مده باقى نماند و سخ حاصل شود به شياف ابار و شياف ابيض و شياف كندر اكتحال نمايند و اين شياف نيز در قروح و جراحات اجفان و چشم تأثير نيك دارد بگيرند كندر سرخ راتينج دمالاخوين انزروت سفيداب نشاسته صمغ عربى مساوى بسايند و بدان مر يك جزو و زعفران ربع جزو و ريوند چينى نصف جزو اقاقيا گلنار هر واحد ثلث جزو باريك سائيده آميزند و به شير خر و سفيدى بيضه رقيق سرشته شياف كوچك سازند .
و اگر از آن ذرور بسازند جائزست .
شعيره
و آن ورمى است صلب طولانى به شكل دانهء جو كه بر كنارهء پلك و يا در باطن آن حادث گردد و مادهء او قريب بمادهء برده است ليكن رطوبت آن كمتر و اقرب بدمويت بود و از اين جهت سيلان مىيابد و هر گاه با آن حمرت و حرارت باشد استحاله بسوداويت مىنمايد و نزد بعضى مادهء آن اكثر دموى بود و گاهى مائل بسوداويت .
و به قول بعضى مادهء او فضلهء غليظ مخرقه و مويه است و بيشتر امزجهء يابسه و كهول را و در فصل خريف و بلاد يابسه بهم ميرسد و آن مرضى است سليم و قسمى از شعيره است كه آن را عروس گويند و آن بثره شبيث شعيره مىباشد ليكن سرخ رنگ و نرم بود به خلاف شعيره كه صلب منعقد و رنگ آن همرنگ پلك باشد و اين نوع بعد شب خوارى طعام و افراط در اكل ظاهر مىگردد و به گرسنگى زمانى طويل و تكميد به آب گرم زائل مىشود و مادهء اين بيشتر خون خالص باشد و يحتمل بثرهء كه در هندى آن را گهانجنى و گونجنى و گهيرى گويند از همين قبيل باشد
علاج
اگر ضرورت بود فصد قيفال و تنقيه بدن و دماغ به مطبوخ فواكه مع افتيمون و هليلهء هندى و ايارج و حب قوقايا و حب افتيمون آميخته نمايند و غرغره به حسب مزاج و وقت به كار برند و تقليل غذا و ترك طعام شب و منع از اشياى مبخره و اطعمهء غليظه كنند و بر بخار آب گرم و بر آبى كه در آن ادويه محلله جوشانيده باشند انكباب سازند و اكثر به حمام روند و به آب گرم نطول نمايند و در ابتدا بصبر و حضض و ماميثا و گل ارمنى به آب كاسنى طلا كنند و يا جدوار تنزوى خطائى به آب عنب الثعلب تازه يا آب كشنيز سبز سازند و يا خستهء خرما به روغن گل سرشته ضماد كنند و روز اول رسوت گيرد هليلهء سياه به آب كوكنار طلا كردن و كذا موم گرم كرده نهادن يا كشمش شق كرده نيم گرم گذاشتن يا خرمهرهء كلان در آب سوده طلا كردن يا ريوند چينى يك ماشه پس افگندهء مگس چهار سرخ خسته خرما يك عدد در آب سائيده طلا كردن و بعد از نضج زغال كهنهء ديوار خام به اندك در آب سائيده ضماد نمودن .
و اگر سرعت نضج مطلوب باشد قرنفل زرد چوب به آب سائيده و يا حلتيت به سركه حل كرده نيمگرم طلا ساختن و خانهء زنبور طلا كردن براى گهانجى معمول است .
بالجمله در شعيره بعد از ابتدا بموم گرم ميل فرو برده بر شعيره بمالند و يا اشق و سكبينج در سركه و روغن گل ضماد كنند و يا مرهم داخليون با مغز نان در آب تر كرده يا به عسل سرشته ضماد نمايند يا ميعه مكرر بمالند و يا آرد جو بهروزه با چربى آميخته ضماد كنند و قيروطى كه در برده گذشت مفيد شناسند و ضماد پشك سوسمار و يا صمغ عربى به سركه و يا به ورق نيم درم ميعه دو درم و نيم آميخته و يا انجير به شراب عسلى پخته تا مهرا شود سائيده ميعه افزوده و يا آرد جو عوض انجير به دستور پخته و يا اشق و ميعه به سركه حل كرده و يا مر و زعفران در گلاب حل كرده و يا مقل ازرق به آب دهن صائم و يا انزروت و زعفران به گلاب حل نمده و يا قنطوريون دقيق به آب سوده و يا آرد گندم به آب و عسل پخته و قنه اضافه كرده نيز نافع شعيره است و اگر از قلقند و نوشادر و صمغ عربى مساوى شياف ساخته اول شعيره را بميل خاريده ضماد نمايند نيز مفيد بود و طلا بسكبينج در آب يا سركه حل كرده و كماد به پيه گداخته يا به آرد جو و قنه يا پنير گرم كرده يا نان گرم مكرر به تبديل يكى بعد ديگرى و گندم خائيده و ماش خائيده بستن و تكميد به زيت ذبابى كه در آن مگس انداخته در آفتاب گذاشته باشند تا آنكه متغير و گداخته گردد و ماليدن مگس كه سر او دور نموده باشند و نيز ماليدن خون كبوتر و يا خون ورشان يعنى كبوتر صحرائى و خون شفنين و كذا ضماد بقنه يك جزو كه در آن بوره ربع جزو يا سدس جزو داخل كرده باشند به آب يا سركه سرشته و طلاى اريباسوس كه در برده گذشت و مرهم داخليون هر واحد نافع است و همچنين طلا بموم سرخ و روغن گداخته و مگس سر بريده سائيده آميخته بعد شستن به آب بسيار گرم و تكميد بدان يا ضماد موم بزاج سرشته و يا انجير پخته يا صبر به گلاب حل كرده يا نان محلول به سركه و يا انجير خشك و قنه به شراب پخته همه سودمندست و كذا خاريدن پلك به شياف احمر حاد و اخضر مفيد .
و جالينوس گويد كه اگر شير انجير به عسل بجوشانند و نان ميده و قدرى قنه آميخته ضماد