تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 440

مساهمون:

ص٤٤٠
كه علاجش حيله كردن در جذب مواد بسوى چشم است و اين برياضت و بجدال و بكثرت كلام و مالش سر به روغن‌هاى مائل به حرارت مثل روغن بابونه و شستن رو به آب نيم گرم و اغذيهء مرطبه حاصل شود و همهء ملوحات و حموضات و اشياى حريفه مضر بود و هر گاه چشم به حالت خود عود كند به اين كحل اكتحال نمايند بگيرند اسرب صاف و بر آن اندك روغن بنفشه انداخته با سر انگشت خوب بمالند تا از آن چرك برآيد بعده آن را با شادنج عدسى محرق سوده بحرير بيخته و اندك سرمهء اصفهانى آميخته صبح و شب در چشم كشند و از اكحال جيده اين است كه از توتيا و نشاسته و اقليمياى فضه هر يك يك درم شياف ماميثا ثلث درم مرواريد نيم درم صبر يك دانگ زعفران يك دانگ به گلاب سائيده استعمال نمايند و اين ادويه را با وجود تجفيف آنها بهر آن اختيار كرده‌اند كه در آن تقويت و تجفيف فضول است .

زرقه

يعنى كبودى چشم و آن تلون حدقه است به رنگ آسمانجونى كه آن را گربه چشمى نيز گويند و آن دو نوع است اصلى و عرضى اصلى علاج پذير نيست و سبب عرضى نتو و عظم رطوبت جليديه است از كثرت زجاجيه خواه ورم طبقهء صلبيه و مشيميه و شبكيه و يا تغير مزاج عنبيه است از رطوبت غليظ چنانچه در اكثر صبيان به سبب غلبهء رطوبت و خامى آن قبل از نهوض مىباشد و اين را اسكندر برص العين ناميده و مثل برص بمشكل علاج پذيرد و يا تغير رنگ قرنيه است از يبوست و يا قلت رطوبت بيضيه چنانچه در مشائخ و صاحبان امراض يابس بواسطهء تحليل رطوبت اصلى مىافتد . و جالينوس گويد كه زرقهء عارض بمشائخ از فرط يبس عين مىباشد و اين زرقه قسمى از آب متولد در چشم است .

تشخيص اسباب مذكور

بايد كه چشم مريض ملاحظه نمايند كه با نتو اكبرست يا لاغر اصغر اگر با نتو اكبر باشد بپرسند كه الم در قعر چشم محسوس مىشود يا نه اگر نتو با الم باشد از ورم صلبيه و مشيميه بود . و اگر بى الم باشد از كثرت زجاجيه بود . و اگر چشم لاغر و صغير نمايد و ديگر آثار غلبهء خشكى و سن شيخوخت و بطلان بصر شاهد او بود از يبوست قرنيه يا نقصان بيضيه باشد . و اگر علامات هر دو قسم يافته نشود و صرف آثار غلبهء رطوبت دريافت گردد يا سن صبى باشد از رطوبت عنبيه بود

علاج

آنچه از نتو و عظم رطوبت جليديه باشد تنقيهء بدن نمايند بدآنچه موافق سن و مزاج و فصل باشد و فصد و لزوم پرهيز تام و تقليل طعام و استعمال اغذيه كه در آن تجفيف باشد مثل قلىها و مطنجنات و گوشت گنجشك و استرداد بمزاج طبعى و قصد تنقيه رأس كنند و حجامت نقره و بستن چشم و شستن آن به آب عوسج و آب آس نيز براى نتو و حجوظ جليديه مفيد نوشته‌اند پس اگر در مزاج مريض حدت نباشد و ورمى كه از آن نتو جليديه عارض شود ورم بلغمى يا سوداوى صلب باشد استفراغات به مطبوخات مسهله و حقنجات لينه نمايند . و ايضا اگر مزاج مريض بارد بود غرغره مضائقه ندارد و ادهان حار مثل مصطگى و ناردين و قسط و رازقى و روغن بادام تلخ و روغن غار در بينى چكانند و مانند شادنج و دارفلفل و زنجبيل و زبد البحر و هليلهء سياه در چشم كشند . و اگر در مزاج حدت باشد و با الم بود روغن‌هاى بارد مثل روغن گل و بنفشه و شير دختران در بينى چكانند و نشاسته و صمغ عربى و سرمهء سياه و طوطيا و تباشير در چشم كشند . و بالجمله طبيب در امر مزاج مريض غلطى نكند زيرا كه علاج خاص چشم ممكن نيست مگر بعد رد بدن بمزاج طبعى او و هر چه در حجوظ مذكور شد حسب واجب به عمل آرند . و ايضا آنچه از ورم صلبيه باشد هر چه در علاج اوجاع عين بهر تدارك ورم مذكور مسطور شد استعمال نمايند و آنچه از تغيير رطوبت عنبيه بود بعد آشاميدن ماء الاصول تنقيه به مسهل بلغم و حب ايارج و قوقايا و ايارجات قوى مثل ايارج جالينوس و ايارج لوغاذيا نمايند و غراغر منقى دماغ مثل ايارج يا سكنجبين عنصلى و يا سركه با خردل و سعوط به آب چقندر يا شونيز و بندق هندى و باديان حاره مانند روغن به آن و مرزنجوش و زنبق و عطوسات محلله مسخنه مانند جندبيدستر و كندش و مضغ مصطگى با وج به عمل آرند و در تدابير اكل و شرب اشياى ناشف رطوبت استعمال كنند و باكتحال روغن ناردين و روغن بيد انجير و شرب آنها دوام نمايند و بهر تعديل مزاج معاجين گرم انقر و يا خورانند و ملازمت اطريفل كبير و صغير و هليلهء مربى و همچنين سفوف هليله و اسطوخودوس و شكر و جوارش اترج و سفرجل نافع و اكتحال بروشنائى و باسليقون مفيد و مشك و زعفران باريك سائيده بميل موم در چشم كشند و ادامت آنها مع سرمه و گلاب نيز سودمندست و ميل در حنظل تر فرو برده مكرر در چشم كشند و كذا اكتحال بخاكستر حنظل و قطور عصارهء حنظل و اكتحال به روغن آجر و كذا آب پوست سبز جوز مفيد و زعفران تنها و روغن زعفران و كذا عصارهء عنب الثعلب و اقاقيا بدوام اكتحال كردن تسويد حدقه مىنمايد و يا سرمهء اصفهانى سه درم مرواريد يك درم مشك كافور هر واحد يك دانگ دخان روغن زيتون با روغن زنبق يا روغن ياسمين دو درم زعفران يك درم سرمه سا نموده استعمال نمايند . و اگر خواهند مازو اقاقيا هر واحد يك درم عوض مرواريد و كافور و زعفران كنند و يا عصاره خسك دو درم مازو سبز سوده روغن زيتون روغن كنجد غير مقشر هر واحد يك درم به آتش ملايم بجوشانند حتى كه سياه گردد در چشم كشند و بنج خشك به آب بجوشانند تا كه مثل شهد گردد در چشم كشيدن از مجربات بوعلى سينا است و بندق سوخته به روغن زيتون يا كنجد آميخته با يافوخ كودك ازرق تا چهل روز ماليدن نيز مجرب او است و بعضى آب پوست انار داخل كرده‌اند و بعضى صدف سوخته عوض بندق نوشته‌اند و بعضى طلاى بندق فقط بر تارك سر مفيد گفته‌اند و يا عصارهء پوست انار شيرين
اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 440 | محمد اعظم خان ( ناظم جهان )