چه اين به سبب ارتفاع بخارات از معده به سوى رأس مىباشد و مزاج دماغ شيخ بالطبع بارد بود و استحمام و ريختن آب نيمگرم بر سر به مقدار معتدل بمشائخ نافع بود .
و به قول شيخ از ادويهء جيديه براى مشائخ و كسى كه ضعف بصر او از جماع و مانند آن باشد اين است كه توتيا به قدر حاجت بسايند و روغن بلسان زياده از آن آميزند و در شراب به قدر حاجت بسايند و بردارند .
ارطلاؤس گويد كه در ضعف بصر مشائخ شانه نمودن در موى سر هر روز چند مرتبه و همجنين ماليدن اطراف و آشاميدن شربت افسنتين قبل از طعام و سكنجبين فصلى و تعطيس و استفراغ غراغر خردل مفيد است و ترك جماع بالمره و سائر رياضات بدنيه و نفسانيه و ترك استفراغات و نظر نمودن به سوى اشياى روشن بزاق و خفى و نقل نمودن بهواى معتدل و اغذيهء لطيف صالح و تدبير اوفق و مراعات اكل غذا و حفظ اوقات او تا تخمه نكند حافظ بصارت مابقى است .
[ علاج ضعف بصر از نظر به قرص آفتاب در وقت كسوف ]
علاج ضعف بصر از نظر به قرص آفتاب در وقت كسوف يا از نظر در طشت پر آب كه در ساعت كسوف شعاع آفتاب در آن افتد پس اگر شعاع او در ملتحمه اثر كرده باشد با دمعه و الم بود اگر مانع نباشد به مسهل و حب ايارج و قوقايا و حب صبر تنقيه كنند و فصد فيقال از دست مقابل چشم دردمند نمايند .
و اگر الم در هر دو چشم باشد فصد از دست راست كنند بعده اگر قاروره بر حرارت قوى دلالت كند بر شب ماء الشعير دوام كنند و از غذا بر مزورات اقتصار ورزند و دخان روغن بنفشه زبد البحر اقليمياى نقره صمغ فارسى نشاسته كتيرا دمالاخوين كحل شلوذى يعنى مغربى و كحل اصفهانى و توتياى هندى يا حشرى مساوى كوفته بيخته بعده شير خر داخل كرده در آفتاب گذارند و هر روز قدرى شير خر داخل كرده باشند حتى كه پنج شش بار تسقيهء شير كرده شود پس خشك كنند و بار ديگر بسايند و به بيزند و خوب سرمه سا نموده صبح و شام بميل در چشم كشند پس اگر در چشم چرك بسيار آيد و سرخى مفرط ظاهر شود علاج رمد صفراوى كنند و شعير مقشر ده حبه چشميزج ده حبه انزروت سفيد دو دانگ كتيرا سفيد يك دانگ بهدانه نيم درم نيم كوفته ذر شيشه كنند و بر آن ده درم شير خير يا شير زنان ريزند و بر آتش گذارند تا غليظ گردد پس سرد كرده سه قطره در چشم چكانند به چند دفعه و هر دفعه بر آتش گذارند و فرود آورده سرد كرده چكانند و هر گاه سرخى زائل شود و چرك كم گردد شياف ابيض سه عدد در شير زنان گداخته در چشم كشند .
و اگر كفايت نكند ذرور ابيض آميزند تا مثل مرهم گردد در چشم كشند بنوعى كه مقدار صالح از آن بميل گرفته زير پلك اعلى گذارند و بر چشم رفاده به گلاب تر كرده بعصابه بر بندند و ساعتى بر پشت بخوابند پس چشم را پاك كنند و هر روز سه بار به عمل آرند .
و هرگاه رمد و دمعه و التزاق زائل گردد و ظلمت بصر باقى ماند شادنج عدسى مغسول دو درم كهربا يك درم توتياى هندى توتياى كرمانى دارفلفل هر واحد نيم درم كحل اصفهانى يك درم مرواريد ناسفته دو درم بسد محرق عقيق بحرى سرخ كه بشجر عقيق معروف است هر يك نيم درم هليله زرد دو دانگ باريك سائيده بعده نشاسته يك درم و نمك چينى يك درم سوده داخل كرده خوب صلايه نمايند .
و اگر مريض محرور باشد كافور نيم دانگ افزايند .
و اگر مرطوب يا شيخ يا در بلد بارد باشد مشك يك قيراط اضافه نمايند و به تدريج اكتحال كنند روز اول در هر چشم يك ميل و روز دوم دو ميل تا آنكه هر روز چهار ميل در هر چشم كشيده باشند .
و اگر كفايت نكند در محرور به روغن بنفشه يا كدو يا نيلوفر سعوط كنند .
و اگر يبوست نيز باشد روغن بنفشه به شير زنان آميخته به كار برند و از مشى در آفتاب و اغذيهء يابسه منع كنند و اگر ضعف بصر فقط به غير رمد و دمعه و رمص و التزاق عارض شود و مزاج عليل از اعتدال او بحرارت خارج باشد به ماء الشعير و ديگر مطفيات تسكين نمايند و فصد سر رو كنند بعده روشنائى و باسليقون استعمال نمايند و از اطعمهء غليظهء مبخره مثل لحم بقر و ماهى و البان منع كنند و بر اغذيهء ملطفه اقتصار ورزند احتياج تنقيه باشد به حب صبر يا حب ايارج قوقايا نمايند .
و اگر در مزاج او برودت و رطوبت باشد بمرى يا بمويزج و عاقرقرحا هر دو سائيده در ميفختج حل كرده غرغره نمايند و سعد و مصطگى خائيده آب دهن بريزند .
و هرگاه در هر دو حالت مذكوره پلك چشم گرم شود برگ گل بنفشه نيم درم نشاسته صمغ عربى هر واحد دو دانگ برگ عصى الراعى خشك يك درم سرمهء اصفهانى يك درم و ثلث توتياى هندى دو ثلث درم كافور يك قيراط سائيده بحرير بيخته در هاون خوب حل كرده صبح و شام در چشم كشند .
و اگر وقت بيدارى از خواب خشكى در چشم محسوس شود مغز بادام مقشر دو درم در شير دختران سائيده و قدرى بنفشه و اندكى لعاب اسبغول آميخته لت كنند حتى كه مثل مرهم گردد بر پارچه طلا كرده بر چشم وقت خواب بندند .
و اگر وقت آميختن روغن بنفشه دوا رقيق شود اندكى نشاسته داخل كنند .
و اگر در هر دو حالت مسطور پلك مسترخى گردد شحم انار ترش باريك سائيده اندكى اقاقيا و گلاب آميخته بزنند تا مثل مرهم شود بر پارچه نهاده وقت خواب بر چشم نهند .
و اگر در كشيدن پلك به بالا كفايت نكند قدرى حضض و اندكى كزمازج و اندك خاكستر چوب انگور اضافه كرده به آب باران يا گلاب مثل مرهم ساخته وقت خواب بر پلك ضماد نمايند .
و اگر مريض معتاد حجامت باشد در هر دو حال حجامت كنند و هر گاه در اين قسم صداع حادث شود و نبض و قاروره بر حرارت مزاج دلالت كند ازالهء حرارت بمطفيات كنند و اصلاح غذا نمايند بعده به روغن بنفشه يا روغن كدو و شير دختران سعوط كنند و اگر از اين فائده نشود شياف ابيض يك دانگ در شير دختران يك درم گداخته روغن كدو نيم درم افزوده سعوط نمايند .
و اگر قاروره در حالت هيجان صداع سفيد خام باشد و طبيعت به اعتدال بود