از اصلاح او قطع نمايند چه اين اكثر از اتساع عصبه مىافتد ليكن اگر عصبه سالم باشد و اتساع ثقبه تا اكليل نبود بعد ازالهء امراض سابقه و تنقيه به فصد و مسهل و حب ايارج و قطع شريان صدغ شياف مرارت و هر جه در ابتداى نزول الماء به كار آيد بنا بر حفظ بصارت ما بقى استعمال نمايند .
و گويند كه حجامت بى شرط بر قفا و اكتحال بعصارهء باديان و به شيافى كه از عصارهء باديان و زعفران ساخته باشند و شادنج كه به آب پرورده باشند در اكثر انواع انتشار سودمند است .
و صاحب كامل گويد كه اتصاع ثقبه كه او انتشار است زائل نمىشود چه لاعلاج است مگر آنكه بكحل و توتياى هندى و اقليمياى فضه و اقليمياى ذهب و سائر كحلها كه در آن قبض و تقويت باشد اكتحال نمايند .
و حكيم شريف خان مىنويسد كه شخصى را اتساع تا اكليل رسيده بود به سبب موجود بودن آثار امتلا به فصد و تنقيهء بدن و سر علاج كردم پس استعمال اكحال نمودم صحت كلى يافت و مؤلف نيز مصدق اين قول است چنانچه كنيز خوشدامنم را بعد صداع شديد دفعهً بصارت باطل شد چون به چشم او نگاه كردم دريافتم كه اتساع ثقبهء عنبيه عارض شده باستعمال سفوف اجزاى اطريفل و كحل مقوى ايما نمودم در چند روز بصارت او عود نمود .
ضيق
و او آن است كه ثقبهء عنبيه از مقدار معتاد تنگ تر شود .
و اريباسيس گويد كه ضيق حدقه يا مع صفر تمام چشم باشد و يا صرف در ثقبه باشد و اين اگر طبعى بود نه به حد افراط .
و اگر مرضى بود از اتساع روى تر باشد و گاهى بانسداد مؤدى گردد و سبب او غلبهء يبس يا رطوبت ممد و قرنيه يا عنبيه از جوانب به سوى وسط باشد و يا اجتماع خلط غليظ در ثقبه و يا يبس و قلت بيضيه و يا ورم طبقات يا زوال عنبيه بود و اكثر اين مرض از يبوست عارض شود و ضعف بصر و رؤيت اشيا بزرگتر از مقدار اصلى لازم اين مرض است .
طريق تشخيص اسباب مذكوره :
اگر ضيق با درد و تمدد در سر و چشم باشد سببش ورم طبقات يا زوال عنبيه بود بعده فرق در ميان هر دو از علامات مخصوصه زوال عنبيه كه در فصل اوجاع عين مذكور شد نمايند .
و اگر آثار ورم و يا زوال نباشد نظر كنند اگر چشم كوچك و خشك نمايد و خواب معتاد كم شود و ديگر علامات يبوست پيدا بود تدبير سابق بر آن گواهى دهد سببش يبوست و قلت بيضيه باشد .
و اگر در چشم ضمور نباشد و آثار رطوبت از كثرت دمعه و سيلان و غيره دريافت شود و تدبير ما تقدم شاهد او باشد از رطوبت بود .
و اگر مردمك چشم محسوس نشود از اجتماع خلط صلب غليظ در ثقبه باشد علاج آنچه از يبوست بود تدبيرش بمرطبات از قطورات و سعوطات و نطولات از عصارات نمايند چنان كه در علاج امراض يابس دماغى و صداع يبسى مفصل مذكور شده و اغذيه نرم و چرب مثل گوشت دست و شانهء حملان و بزغاله و چوزهء مرغ دهند و ماء الشعير به شربت بنفشه يا شربت انار شيرين يا شربت نيلوفر و روغنهاى مرطب مثل روغن كدو يا شير بنوشند و شير زنان بر سر دوشند و در گوش چكانند و شير دختران با سفيدى رقيق بيضه و اندكى زعفران آميخته در چشم چكانند و روغن بنفشه و مغز ساق گاو و شير زنان در بينى چكانند و لعاب اسبغول و آب خرفه و آب بيد و آب كاهو بر سر نهند .
و ايضا عصارات مذكوره بر سر ريزند و يا بنفشه نيلوفر جو مقشر نيم كوفته و خطمى جوشانيده بر سر نطول نمايند و يا شير بز منجمد از پنير جدى بر سر ضماد كنند و به روغن بنفشه يا روغن كدو يا روغن بادام و شير تغريق سر نمايند و شياف ابيض در شير زنان حل كرده به چشم چكانند و ملازمت حمام مرطب و ريختن آب شيرين نيم گرم بر سر و نشستن در آن و غوطه زده چشم گشادن سودمند بود و رياضت و تعب ترك نمايند و اگر از گرمى ملمس چشم حرارت محسوس شود و اشياى مبرده مرطبه استعمال نمايند .
و ايضا در يبوست صرف گاه گاه از استعمال چيزى كه در آن قدرى حرارت باشد بنا بر جذب مادهء رطب به سوى چشم اكلا و طلاء باك نيست و استعمال سر و روى چشم پى در پى تا زمان اندك بعد هضم غذا براى جذب غذا به سوى رأس واجب است زيرا كه گاهى استعمال مرطبات صرف نيز مضر بود و هر گاه اكحال جاذب استعمال نمايند معاودت بمرطبات كنند و آنچه از رطوبت باشد به مسهل و حب ايارج و حب قوقايا تنقيه كنند و در صورت خلط غليظ به استفراغ مراعات ترطيب نيز ملحوظ دارند مثلا نضج خلط بسكنجبين بزورى يا گلقند به آب گرم و يا به مطبوخ اصل السوس پر سياوشان گل خطمى هر يك سه درم مويز سرخ منقى سه درم انجير خشك پنج دانه با شربت ليمو يا شربت اصول نمايند و بعد نضج صبر سقوطرى اسطوخودوس هر واحد يك درم غاريقون سفيد تربد مدبر هر يك نيم درم به آب باديان تازه و روغن بادام سرشته حبها ساخته يك شربت يا دو نموده بخورانند و سائر تدابير اين مانند رمد بلغمى است و اكتحال عين باشق محلول به آب رازيانه مروق با فرفيون نمايند و بعد تنقيه افاويهء مناسبه مثل بابونه اكليل الملك فرنجمشك در آب پخته بر سر ريزند و به اطريفل صغير مداومت نمايند و باسليقون و روشنائى و شياف زعفران و شياف مرارات و يا شياف متخذ از آس و زعفران مساوى معجون به گلاب و اكحال معروغه كه در به آب ضعف بصر رطوبى و نزول الماء و خيالات مذكور گردد به كار برند .
و اگر از عاقرقرحا يك جزو زنگار جاوشير هر واحد ربع جزو شياف ساخته به عمل آرند و مجرب است و يا اشق جاوشير زعفران زنگار هر واحد يك درم خلط زعفران چهار درم گرفته شياف ساخته در چشم اكتحال نمايند و نسخه خلط زعفران اين است زعفران زرور و عصاره