و ادويه قوى الاسخان مثل روشنائى و شياف اصفر در چشم كشند و اين كحل نافع بياض است مرواريد ارنب مجزى سرمهء زعفران مساوى كوفته به حرير بيخته بر بياض بپاشند لا سيما بعد خروج از حمام يا بعد خروج از حمام يا بعد ليسيدن به زبان مرد روزه دار .
و ايضا مسحقونيا دو درم زبد البحر به ورق شكر هر واحد يك درم كوفته بيخته بپاشند و اگر كانچ چورى سبز يك درم سفيدى پيخال مرغ پوست بيضهء مرغ مرواريد ناسفته ماميران چينى هر واحد يك مثقال زردچوب دو ماشه اول كانچ را تا سه روز در كهرل به آب بسايند و بعده مرواريد انداخته تا دو روز به آب برگ سرس كهرل كنند من بعد ادويهء ديگر داخل كرده يك روز خشك كهرل نمايند و هر روز دو دفعه در چشم كشند و وقت شب برگ سرس جوشانيده ببندند بياض و گل چشم اگر چه از چيچك باشد بفضل الهى بر طرف شود و صابون گجراتى كهنه چهار درم نمك لاهورى يك دام پارچه سوخته قدرى در روغن سرشف دو پهر حل نموده اندكى در چشم كشيدن جهت گل چشم و سبل معمول محمد سعيد خان است .
و گويند كه اگر زبد البحر بورهء ارمنى سرگين سوسمار نبات سفيد مسحقونيا مساوى باريك سائيده به يك رطل آبى كه ماميران و وج هر يك ده درم در آن جوشانيده باشند تا به ربع رسيده باشد سرشته در سايه خشك نموده مكرر بسايند و همجنين در آب مذكور چهار مرتبه سرشته خشك نمايند بيرون كده استعمال نمايند بياض را در سى روز زائل كند هر چند كه صاحب علت مايوس باشد .
و حكيم عابد سرهندى در شرح اسباب نوشته كه اين دوا شريف و اعجل النفع است و اگر بياض را گودى باشد ماميران و اشق و مر صاف و سرگين سوسمار اجزاى مساوى نرم سوده استعمال نمايند هدايت آنجا كه از ادويه كحليه فائده نشود و يا از استعمال ادويهء حاده به سبب حرارت خوف انجذاب ماده به سوى چشم باشد اول تنقيه به مسهل بلغم و حب ايارج و شبيار نمايند و بعد از آن ادويهء مذكوره به عمل آرند .
و اگر با بياض سرخى چشم و درد باشد اول به فصد و مسهل تنقيه نمايند و بعد رفع سرخى و درد اول دواى ضعيف و بعده ادويه قوى استعمال كنند تا مقصود بلا خوف مضرت حاصل شود و تقليل غذا كنند و قبل استعمال دواى حاد به تعديل مزاج چشم پردازند تا در چشم حرارت پيدا نشود و وقت حاجت ضرورت داعى به ترك علاج نگردد .
و اگر احياناً در چشم از استعمال ادويه مذكوره سرخى يا درد حادث شود چند روز معالجه ترك نمايند و بعد زوال سرخى و تسكين درد اعادهء علاج كنند .
و ايضا بياض كه بعد قرحه افتد در علاج او تا صحت تام قرحه توقف ضرورست و بعد از آنكه زمانه صحت قرحه بعيد گردد خرم صغير و غيره استعمال كنند و بعد از آن خرم كبير و ديگر ادويهء قوى به عمل آرند كه باعث قلع بياض حادث عقب قرحه و اثر آن گردد و ليكن توقع ازالهء اثر قرحه به تمام نبايد داشت و همچنين توقع ازالهء اثر جدرى .
و اما سائر بياض كه بدون قرحه ظاهر گردد بالكليه زائل مىگردد و كذا هر بياض كه سبب فاعل او موجود باشد در اين وقت علاج بياض سودمند نمىشود مثلا صداع و شقيقه مادامىكه متمكن باشد در ازالهء بياضى كه به سبب آن پيدا شود توقع نبايد داشت بلكه اول به قطع سبب و زوال و استيصال او و استعمال قوانين از استفراغ و پرهيز پردازند و بعد زوال سبب علاج بياض كنند .
و بدان كه لازم است كه وقت استعمال دوا اول بحمام روند و بر آب گرم چشم بگشايند و يا بر بخار آب گرم انكباب كنند و چشم بر آن گشاده دارند بدون حمام تا روى سرخ شود و عرق آيد آنگاه دوا در چشم استعمال نمايند تا نفع بيشتر نمايد .
و اگر سرگين خطاف كف كبير و خون آن در ظرفى كنند و بر آن يك كف كبير تخم حلبه و از بابونه و اكليل الملك هر يك يك درم و برگ سداب تازه يك كف كبير انداخته آب داخل كنند و سر ظرف را بسته بر آتش گذارند تا به جوش آيد فرود آورده بخار آن به چشم رسانند و بعد از آن به حزم معسل با ديگر ادويه اكتحال نمايند در قلع بياض نفع بليغ بخشد .
و اگر غضار چينى محرق مغسول در ادويهء بياض اضافه كنند و يا كبابه سوده يا آب منقوع آن صاف نموده در اكحال بياض آميزند و يا مرواريد داخل كنند فعل آنها قوى گردد و كذلك شيافات مذكوره در آب وج يا آب محلول نمك اندر آنى گداخته در حمام استعمال كردن مقوى اثر او است اگر دوا ذرور باشد بعد استعمال او چشم را غير محكم به بندند .
و اگر كحل باشد بستن چشم نشايد و آنجا كه در بياض هيچ علاج سود ندهد و يا اثر قرحه باقى ماند ادويه مصبغه كه در قانون و ذخيره و غيره مذكور است براى تغيير رنگ او مشابه لون حدقه و رفع قبح منظر به كار برند و گاهى از كثرت بكا در حدقه صبيان بياض افتد و علاجش به تضميد آب عنب الثعلب بر جبهه و اجفان و استعمال ادويهء خفيفهء مذكوره نمايند و از كندر و انزروت و صبر و مر و دمالاخوين و سرمه و اقليمياى فضه مساوى كوفته بيخته در آب خالص شياف ساخته استعمال كنند .
ذكر ادويه مركبه كه نافع بياض و سبل و ظفره و غيره است
برود حصرم كه بياض و سبل و ناخنه و جهر و دمعه و جرب و سلاق را نافع
[ صفت آن ]
سنگ بصرى مغسول ده درم پوست هليله زرد زنجبيل زرد چوب هر يك پنج درم دارفلفل ماميران هر يك سه درم نمك هندى يك درم كوفته بيخته بيست روز در آب غوره پرورند و در سايه خشك كنند و ديگر بار سائيده استعمال كنند .
برود اسود كه دمعه را باز دارد و بياض ببرد
[ صفت آن ]
سرمهء توتياى مغسول هر يك دوازده درم مرواريد ناسفته دو درم ساذج هندى يك درم زعفران نيم درم مارقشيشا هشت درم مشك كافور هر يك دانگى صلايه كرده استعمال نمايند .