يا از صفرا و بلغم يا از صفرا و سودا يا از بلغم و سودا و مانند آن و بر همين قياس باقى اقسام ثلاثى و رباعى و حماسى و سداسى براورند .
بالجمله علاج رمد مركب عسرترست و صواب در آن آن است كه استفراغ خلط غالب بالترتيب كرده باشند و بيشتر همه در مسهل واحد اخراج مىيابند سيما مثل لوغاذيا كه مخرج جميع اخلاط متميز بعضى از آن از بعضست پس اگر مادهء مركب از خون و صفرا باشد تدبيرش از فصد و مسهل صفرا همانست كه در علاج رمد حار گذشت .
و اگر ماده مركب از خون و خلطى ديگر باشد بعد فصد اخراج آن به مسهل مخصوص وى نمايند و تدبيرى كه در قول ايلاقى مذكور شد برگيرنده .
و ايضا در مادهء مركب از صفرا و بلغم و غيره اسطوخودوس گل بنفشه هر يك چهار ماشه شاهتره پوست هليلهء زرد هر يك شش ماشه جوشانيده شهد داخل كرده بنوشند و گاهى كاسنى شش ماشه كوفته به جاى هليله مىكنند و گاهى پرسياوشان شش ماشه و نبات عوض پوست هليله و شهد مىكنند گاهى در همين نسخه شيرهء تخم خشخاش شيرهء مغز بادام مىافزايند و يا اطريفل كشنيزى خورده شاهتره اسطوخودوس هر يك شش ماشه پرسياوشان پنج ماشه پوست هليلهء زرد كشنيز خشك هر يك شش ماشه به عرق شاهتره جوشانيده نبات داخل كرده بدهند و گاهى بدون اطريفل و شاهتره و كشنيز و عرق استعمال مىكنند و رسوت گيرو پاه پهتكرى افيون زعفران در آب گشنيز سبز سوده ضماد مىنمايند و يا ايارج فيقرا به روغن بادام چرب كرده باطريفل صغير سرشته همراه لعاب بهدانه عرق شاهتره شربت بنفشه بدهند .
و اگر رمد با حِوَل بود اسطوخودوس پوست هليلهء زرد جوشانيده شهد داخل كرده بنوشند و به جاى آب عرق عنب الثعلب دهند و باز اسطوخودوس سوده باطريفل كشنيزى سرشته بخورند و شيرهء خشخاش داخل كرده بنوشند و گاهى اسطوخودوس سوده بهليلهء مربى سرشته يا باطريفل كشنيزى سرشته همراه شيرهء عناب عرق شاهتره نبات يا شربت بزورى داخل كرده بالنگو يا اسپغول پاشيده ميدهند و باز حب ايارج سوده چهار ماشه باطريفل كشنيزى سرشته همراه عرق شاهتره و عرق عنب الثعلب دهند .
و اگر رمد با طحال بود بعد فصد سررو از جانب طحال عناب گل بنفشه جوشانيده شيرهء كاهو شربت نيلوفر خاكشى داخل كرده ميدهند و روز دوم اسطوخودوس شاهتره گل نيلوفر جوشانيده شربت بنفشه خاكشى بعده مسهل معمولى باز عناب اسطوخودوس بهدانه جوشانيده شربت بنفشه شيرهء خيارين خاكشى باز براى طحال اطريفل كشنيزى خورده شاهتره گل نيلوفر اسطوخودوس جوشانيده نبات داخل كرده ميدهند و خوردن اطريفل باديان و معجون مندى نيز در رمد مركب مفيدست .
و اگر افيون يك سرخ قرنفل دو عدد شب يمانى بريان چهار ماشه زردچوب به قدر نخود كوكنار يك عدد برگ تمر هندى قدرى ساييده در پونلى بسته اندر آب تر دارند و بالاى چشم بگردانند و در چشم نيز قطور كنند نافع بود .
و ايضا لوده پهتكرى بريان هر يك شش ماشه جوزبوا نيم عدد قرنفل زعفران هر يك نيم ماشه گيرو افيون سپيارى چهاليه هر يك ماشه هلدى چهار ماشه باريك ساييده حب بسته دارند و به آب ساييده در چشم كشند كه نافع درد چشمست و بابت شاه صاحب نافع رمد اينست كه دارهلد پهتكرى هلدى هليلهء زرد هليلهء سياه هر يك شش ماشه افيون زعفران هر يك يك ماشه بسته به قدر حاجت بر چشم طلا نمايند .
و اگر رسوت سه ماشه لونگ يك عدد نيله تهوتهه يك سرخ مصرى پهتكرى افيون هر يك يك ماشه برگ نيم برگ به بول هر يك دو نيم عدد برگ املى سه عدد كهرل نموده گولى بسته وقت حاجت در چشم كشند براى دفع سرخى و درد چشم از مجربات بعضى اطباست .
و اگر رسوت پنج ماشه مصرى افيون هر يك يك ماشه نيله تهوتهه دو سرخ قرنفل دو عدد همه را به آب ساييده از ميل در چشم كشند .
و اگر خشك شود باز آب بيندازند و وقت صبح و شام استعمال نمايند براى اشوب چشم و درد مجرب نوشتهاند .
و گويند كه در سه روز فائدهء كلى بخشد و ضماد پهتكرى خام زنجبيل گيرو زردچوب هر واحد ماشه افيون دو ماشه به آب كوكنار سرشته نيز نافع رمدست و كذلك براى رمد و سرخى پهتكرى بريان لوده رسوت گيرو پاه زردچوب هر يك ماشه قرنفل افيون هر يك نيم ماشه در ظرف آهنى بدستهء آهنى حل نموده نيمگرم حوالى چشم طلا كردن نافع .
و ايضا لوده رسوت پهتكرى مرداسنگ زيرهء سياه هر يك دو ماشه هلدى كوكنار هر واحد يك ماشه افيون نيله تهوتهه هر واحد به قدر نخود به آب ساييده گرد چشم طلا كردن مجرب صاحب ذكائىست
علاج وردينج
كه بعض اطبا آن را از امراض شبكيه شمردهاند و جالينوس يك مرتبه از امراض جفن و مرتبهء ديگر از اقسام رمد شمرده .
بالجمله چون رمد وردينج گردد تدبيرش از فصد و حجامت و استفراغ و غيره مثل رمد حار است .
و گويند كه اول فصد باسليق كنند و خون وافر بايد گرفت و فصد مكرر نمايند .
و اگر مريض كودك باشد حجامت پس سر پايين الكتفين و چسپانيدن زلو بر بناگوش كفايت كند و گاهى محتاج به قطع شريان ميگردد و آب انار با شربت بنفشه يا آب تمر هندى و شيرهء تخم خرفه و لعاب اسپغول با شربت بنفشه و شربت انار بدهند و بماش مقشر و اسفاناخ و كدو و غذا سازند و ادويهء مسكن حدت و حرارت و ملين و مغرى مثل سفيدهء تخم مرغ رقيق تنها يا شياف ابيض در آن حل كرده يا در شير دختر حلح كرده در چشم بچكانند .
و اگر حدت ماده زياده باشد با شير لعاب بهدانه آميزند و در هر ساعتى دو بار يا سه بار به كار برند و اسپغول مضروب