تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 274

مساهمون:

ص٢٧٤
و از اغذيهء ابخرهء غير منهضمه منحل ميسازد به سبب منع آن هضم غذا را و قومى جو را با عدس پخته براى ايشان نيك دانسته‌اند و مويز و بادام و انجير از نقلهاى نافعه براى ايشانست و شراب نو ايشان را موافق نيست بهر آنكه در آن فضول است و كهنه نيز براى آنكه آن سريع النفوذ به دماغ و قلب او است بلكه موافق‌ترين شراب براى ايشان متوسط ميان هر دوست و چون مسكوت را تپ آيد در امر او توقف كنند تا آنكه بكشايد كه گاهى بحران مىباشد و تا هفتاد و دو ساعت آن را بگذارند . و اگر چنين نباشد بلكه تپ به سبب ورم و عفونت بود آن مهلك‌ست . و بدانند كه در سكته و فالج مجارى تنگ ميگردد پس ادويهء مستفرغه استفراغ مادهء فاعل آن نميكند .

[ مجوسى ]

مجوسى گويد كه اگر چيزى از علامات دآله بر غلبهء خون ظاهر نباشد بايد كه مريض را به چيزى از اغذيه و ادويه تا گذشتن هفتاد و دو ساعت بر مرض تحرك ننمايند و چون از آن تجاوز كند و مريض كلام نكند بايد كه در كشادن دهن او سعى نمايند و آب مطبوخ زيره و انيسون و باديان كه در آن گلقند ماليده صاف كرده پاشند نيم‌گرم به حلق بچكانند و عنصل ساقين و بازو محكم به بندند و كف پاى او بمالند و روغن گل و سركه بر سر ريزند و حقنهء حاده مثل اين حقنه استعمال نمايند بابونه اكليل الملك بر نجاسف شبت جعده خارخسك قنطوريون غليظ و دقيق هر واحد يك مشت عاقرقرحا قثاء الحمار خربق سفيد شحم حنظل هر واحد سه درم عرطنيثا سداب خشك هر واحد چهار درم تخم بيدانجير پنج درم تخم كرفس نانخواه هر واحد ده درم همه را در پنج رطل آب بجوشانند تا يك رطل بماند پس نيم رطل از آن صاف كرده جاوشير و سكبينج و مقل در قدرى آب حل كرده هر واحد نيم درم بورهء ارمنى يك درم روغن زنبق روغن ناردين يا روغن قسط هر واحد يك اوقيه آميخته حقنه كنند كه نافع است پس سعوط لقوه و فالج به كار برند . و اگر حاضر نباشد آب سير افشرده به اندك روغن خيرى سعوط كنند و اندك كندش و جندبيدستر و خربق در بينى دمند و عطسه آورند و اندك سكنجبين عنصلى به آب گرم و قدرى روغن خيرى يا نرگس يا سوسن و نمك جريش و آب ترب افشرده در حلق او بقمع و غيره چكانند و در حلق او پر به روغن چرب كرده به ايارج فقيرا آلوده مكرر داخل كنند تا قى آيد و بعد قى شربت عسل دهند و روز ديگر از قى اندك ترياق از نيم درم تا نيم مثقال به حسب حاجت يا اندك معجون بلادر به آب مطبوخ انيسون و مصطكى بدهند و گاه گاهى عسل بليسانند و تكميد سر به آب مطبوخ بابونه بر نجاسف صعتر پودينه قرنفل سليخه بسباسه اشنه عاقرقرحا نمايند و باطليهء كه در علاج ليثرغس مذكور شد طلا سازند . و اگر به اين تدبير صلاح نيابد تابهء آهن گرم كرده بر سر نهند تا آنكه موى بسوزد و غذا نخوداب به زيت مغسول و زيره اندك نان خشكار در آن ماليده بدهند و مدام تا گذشتن هفت روز همين تدبير به عمل ارند . و اگر افاقه نشود و كلام نكند اين تدبير تا ده روز به كار برند . و اگر افاقه نشود امر او صلاح نيابد ماء الاصول به روغن بيدانجير كه در آن ايارج مخمر به عسل ماليده باشند اندك روغن بادام تلخ بر آن چكانيده بدهند و اين سه روز تا پنج‌روز بدهند تا در بول آثار نضج ظاهر شود و غذا نخوداب باشد و بعد از آن اين حب از دو نيم درم تا سه درم بدهند تربد خراشيده ايارج فيقرا هر واحد يك درم هليلهء كابلى حب النيل هر واحد چهار دانگ شحم حنظل شيطرج هندى جاوشير هر واحد دو دانگ جندبيدستر يك دانگ همه را نرم سوده جاوشير را در آب گندنا حل كرده سرشته حبها سازند و ارگ از اين صلاح نيابد ايارج جالينوس و ثبادريطوس و مثروديطوس به تدريج دهند بعد آن ترياق كبير بدهند و غرغره به ايارج و عاقرقرحا و خردل سازند و غذا نخوداب بكبوتر بچهء در پرواز امده و گنجشك و قنبره باشد و شربت عسل با فاويه ساخته و خنديقون و شراب ريحانى به مقدارى كه ذهن او را متغير نگرداند يا نبيند ز بينى و عسلى بنوشانند و چون مرض بانحطاط آيد در حمام داخل كنند و روغن بلسان يا روغن قسط يا روغن ناردين هر چه حاضر باشد و در آن اندك جندبيدستر و عاقرقرحا حل كرده باشند بر سر بمالند و بايد كه از آن اين معجونات در اوقات شديد الحرارهء و بلدان حاره اجتناب و حذر كنند و كسى كه در بدن او حرارتى ظاهر شود در آن جودت تميز به عمل ارند .

[ طبرى ]

طبرى گويد كه سكتهء حادث از خلط بلغمى لزج عسر الانحلال منقسم به دو قسم است يكى آنكه مسكوت غطيك كند شبيه بغطيط نائم و كسى كه از سكته غطيط كند و در دهن او كف آيد البته خلاصى نيابد دو آنكه با وى غطيط نبود و تنفس و حركت شرايين در بدن ظاهر نباشد و مثل ميت بود و اكثر اين قاتل و كمتر آن عسر باشد و علاج نوع اول اينست كه خرقه به آبى كه در آن صبر و افسنتين تر كرده باشند آغشته بر سبابه پيچيده نهنجى كه ممكن باشد در دهن انداخته تا فم مرى رسانند و حركت دهند و اندك ايارج بحنك بمالند تا قى به حركت آيد و بحقنهء حاد كه در آن سكبينج و جاوشير و قنه و جندبيدستر و فرفيون اندك از انها باشد به عمل ارند . و اگر اين هر دو علاج فائده نكند سعوط به روغن كه در آن فرفيون و جاوشير پخته باشند به كار برند . و اگر چه در سعوط خطرست . و اگر اين اثر نكند اميد صحت او نبايد داشت و علاج نوع ثانى بعينه همين است و در آن اين قدر زياده نمايند كه آيينه گرم كنند و بر سر كلاه نمد نهاده بر آن آيينهء گرم گذارند تا نمد و دماغ از آن گرم گردد و ايارج محلول به آب افسنتين در حلق ريزند و ساقين او محكم به بندند و در بينى او فتيلهء ملوث بجاوشير و جندبيدستر و مشك نهند و نطول روغن زنبق سى درم فرفيون سه درم نيم‌گرم بر يافوخ و شئون بريزند و در هر دو گوش دو فتيلهء ملوث به اين روغن نهند و يك بار به آب گرم و بار ديگر بحقنه‌هاى حاده كه مذكور شد حقنه نمايند و چون