حبهاى مذكوره در هر هفته يك شربت بدهند يا حقنه كنند و غذا نخوداب دهند يا شورباى گنجشك نر يا كبوتر بچه بنخود و شبت و دارچينى و صعتر پخته .
و اگر با نان انجير و مويز منقى بخورند موافق باشد و بعد بست و چهار روز هر صبح روغن بيدانجير به ماء الاصول بنوشند و هر هفته ايارج فيقرا و ايارج كبار چون به ايارج لوغاذيا و ايارج روفس و جالينوس و مانند آن به كار برند و باقى به علاج فالج معالجه نمايند .
[ ابن الياس و خجندى ]
ابن الياس و خجندى مىنويسند كه در حالت سكته استعمال قى و نفوخ وجور طلا و وضع تابهء گرم و حقنهء حاد نمايند و هر يك از آن سابق مذكور شد و بعده هر صبح جلاب از انيسون و باديان و گاو زبان هر يك سه درم و گلقند عسلى ده درم بنوشانند و غذا مزورهء نخوداب بشيرهء حب قرطم و لحوم گنجشك و كبوتر و تيهو با فلفل و دارچينى دهند و بعد نضج براى تنقيهء دماغ حب ايارج يا حب لوغاذيا در هر هفته يك بار يا دو بار به حسب قوت و امكان بدهند و سعوط زهرهء كلنگ به آب مرزنجوش به كار برند و اين علاج ايشان تا آنگاه است كه از بست و چهار روز تجاوز كرده باشد و چون از اين علت صحت يابند لا بد است كه در فالج بالقوه به حسب كثرت ماده و قلت آن افتند و حق آن است كه اين مرض اخالموتست و علاجش صعب بود و مرضى شديدتر از اين نيست و بعض اوقات معاجين كبار خورانند .
[ انطاكى ]
انطاكى گويد كه بدايت بهر چيز محلل و مفتح از تكميد و تنطيل و روغن به اشياى حاره حتى كه تكميد بنان و خرقه بايد كرد بعده معطسات پس حقنهاى حاده براى جذب ماده باسفل به كار برند و طلاى بدن على الدوام بگو كرد و سركه و ميعه روغن زنبق و طلاى سر بجندبيدستر و شونيز كنند و به مثل گهواره حركت دهند و هر روز اين سعوط محلول در روغن گاو به عمل آرند فلفل كندش جاوشير هر واحد سه جزو شونيز خردل مر قرنفل هر واحد دو جزو اشق مشك هر واحد نيم جزو به آب كرفس سرشته به قدر نحود حبها سازند و چون افاقه شود روغن بمالند و باسفيدباجات غذا سانازند و ترياق يا مثروديطوس دهند و ترياق الذهب مجرب است به آب باديان و انيسون و زيره .
و اگر ترياقات مذكوره ميسر نشود جلنجبين بدهند و بعد دو هفته ماء الاصول به روغن بيدانجير و شكر بنوشانند و ايارج جالينوس يا لوغاذيا دهند و اين روغن در علاج اين و سائل امراض بارد مجرب است و معروف به روغن مبارك است ثوم شامى يك اوقيه حلبه شونيز هر واحد نيم اوقيه جندبيدستر ميعه فلفل سفيد و سياه هر واحد سه درم همه را در سه چندان زيت بسايند و بآله تقطير نمايند و حفظ او نمايند كه مجرب است بهر نحو كه خواهند استعمال نمايند و همچنين روغن به آن بحلتيتست و اين معجون از مختارات مجربهء منست فلفل سفيد و سياه و دارفلفل دارچينى بآله هر واحد ده درم مر تخم كرفس غاريقون مصطكى مغز حب الصنوبر هر واحد پنج درم جندبيدستر شحم حنظل هر واحد سه درم بسته چندان عسل بسرشند شربتى از آن سه درم
علاج سكتهء دموى و سوداوى
[ در دموى ]
در دموى به زودى تمام فصد سررو از هر دو دست نمايند و خون زياده گيرند كه فى الحال افاقه حاصل شود .
و اگر حاجت بينند فصد رگهاى گردن و صافن نيز بكشانيد پس حجامت ساقين و فصد رگ بين نمايند و بعده هر دو ساق و بازو بعصابه مستحكم برنندند و كف پايزور بمالند و اصل السوس جوشانيده صاف نموده شربت ليمون يا ترنجبين و عرق گاو زبان داخل كرده در حلق چكانند و تليين طبيعت بحقنهء متوسط بعده بحقنهء حاد علوى خان نمايند و چون به هوش آيد غرغره بسكنجبين و آب گرم كنانند و بهر تنقيهء داغ حب بنفشه دهند و بعد از تنقيه مفرحات معتدل استعمال كنند .
و ايضا براى تقويت سر روغن گل و روغن بابونه و سركه بر سر مالند و شمومات بارد مقوى دماغ مثل صندل و گلاب و سركه ببويند و سكنجبين بنوشند و در اخر براى دفع غلظت خون گلقند در عرق باديان و گلاب و عرق گاو زبان يا در آب طبيخ عود و مصطكى حل كرده و شربت بزورى و جوارش مصطكى و جوارش زنجبيل مكرر استعمال نمايند و اعادهء حقنه كنند اگر حاجت به سوى آن باشد و بعد كشادن سكته بتلطيف تدبير كوشند و ماء الشعير رقيق يا مزورهء بنوماشن بمغز بادام قناعت ورزند و به تدريج نخوداب و شورباى گوشت مرغ و تيهو و دراج دهند .
صاحب اقتباس گويد كه بعد افاقهء مريض نه ماشه حب بنفشه وقت شب به عرق شاهتره بخورانند و صبح مطبوخ شاهتره و عنب الثعلب و بنفشه و گل سرخ هر يك هفت ماشه مويز منقى دو توله خوبانى پنج عدد شب در عرق شاهتره و عنب الثعلب هر يك پاو آثار خيسانيده صبح جوش كرده ماليده صاف نموده مغز خيارشنبر شش توله ترنجبين شيرخشت گلقند هر يك سه توله ماليده باز صاف كرده شربت سنا چهار توله شربت ورد مكرر اهليلجى دو توله اضافه نموده روغن بادام هفت ماشه داخل كرده بنوشند و به جاى آب بر گلاب و عرق شاهتره اكتفا كنند و وقت دو پهر نخوداب بنوماش دهند و وقت شام شلهء بنوماشى كه در شورباى بچهء مرغ شناخته باشند خورانند و صبح تبريد از گل گاو زبان پرسياوشان اصل السوس حب كاكنج هر يك هفت ماشه در عرق مكوه و شاهتره و گاو زبان هر يك شش توله جوش كنند كه به نيمه آيد ماليده صاف نموده شربت بنفشه و يا گاو زبان چهار توله داخل كرده تخم فرنجمشك هفت ماشه پاشيده بنوشانند و غذا به دستور و همين نمط چهار پنج مسهل داده معدلات خون به عمل آرند و شخصى را در سكته دموى همان وقت فصد قيفال از هر دو دست كرده و خون