ذكر ادويهء يونانيه مفيد اقسام صرع
هر گاه بچهء خطاف را در زيادتى نور قمر بگيرند و شكم او بشكافند اگر دو سنگ يكى مختلف اللون و دوم يكرنگ برايد پس قبل از رسيدن آنها بر زمين در پوست شتر يا بچهء گاو گرفته بر صاحب صرع تعليق نمايند صرع زائل كند و بتجربهء شيخ الرئيس رسيده .
و اگر جلد پيشانى خر بگيرند و در عرض بشكافند بشقوق بسيار و بر سر مصروع آويزند بنوعى كه جلد مشقوق بر سر اسپ و كاد مىآويزند صرع تا يك سال زائل شود و پس بايد كه هر سال تجديد آن كنند و حجر الدجاج كه از معدهء ماگيان برنگ كبودى برايد تعليق او بر مصروع مزيل صرعست .
و طبرى گويد كه چرك گوش بغل در قطعهء جلد صره كرده بر سر صاحب صرع آويختن نفع مىكند .
و ديسقوريدوس گفته كه اگر الصابع الصفر كف كامل در خانه آويزند سكنهء آن را صرع نشود .
و رازى گويد كه شرب آن به قدر دو درم نيز دافع صرع است .
و ابن زهر گويد كه اگر قطعهء جلد اسد در ريسمان موى انسان بسته در گردن مصروع اويزند نافع بود و نوشيدن پنيرمايهء حيوانات خصوصاً خرگوش با سركه از مجرباتست و همچنين سنگ عقيق ساييده چون مكرر بنوشند فائده مىكند و شرب بندق هندى و سعوط آن در آب چقندر نيز نفع دهد .
و گويند كه سعوط او به وزن حبه به روغن بادام نافع است و سعوط استخوان سوختهء انسان شفا ميدهد از صرع .
و بعضى گويند كه يك مثقال از آن با شكر متواتر خوردن مجرب است .
و جالينوس گويد ديدم كه شخصى استخوان انسان بمصروعين ميداد و خلقى كثير از آن شفا مىيافت .
صاحب خلاصه مينوسد كه اگر استخوان سر آدمى همچون سرمه ساييده هر بامداد دو درم از آن بخورند تا سه روز جميع انواع صرع را سودمند است .
و اگر احياناً عود كند هفت سر مگس كنده با قدرى آب ساييده در بينى چكانند كه باذن الله تعالى ديگر عود نكند و حلتيت با سكنجبين خوردن بسيار نافع است .
و گويند كه فعل او مثل فاوانيا است وقتى كه سعوط كرده شود .
و ابن بيطار گفته كه خوردن عاقرقرحا با عسل سرشته به حسب مزاج مريض در ازالهء صرع مجرب است .
و مالقى گويد كه خوردن گوشت هدهد و سعوط به دماغ او مع سكره دافع صرعست و كذا دماغ خشك كرگس به قدر عدس در آب چقندر يا به طبيخ مرزنجوش مخلوط كرده سبعوط كردن .
و جالينوس گفته كه خوردن مارقشيشاى ذهنى با عسل نافع صرع است .
و هم او گويد كه خوردن سم خر سوخته يك مثقال مفيد صرعست .
هرمس گويد كه اگر از سم راست خر انگشترى ساخته و در انگشت دارند مصروع دور كند و كذا جگر حجل بريان به قدر يك مثقال با سركه خوردن بصرع نفع دهد .
بغدادى مينوسد كه سم خر اهلى يا وحشى سوخته نيم درم متواتر خوردن نفع مىكند و هر گاه جگر خر بريان كرده بخورند نافع بود .
و ابن نوح گويد كه گوشت حجل بريان و يا مطنجن به زيت يا روغن كنجد براى اصحاب صرع غذاى محمود است .
و رازى گويد كه خوردن گوشت ارنب مطبوخ بشبت و مشوى نافع صرع است .
ابن سرافيون گويد كه خوردن خربق در اين مرض بعد يا من مجرب است و سنا شافى است .
و صاحب خلاصهء التجارب نوشته كه خورانيدن جندبيدستر شربت كامل هر روز و غذاى چرب ساده در ازالهء صرع مجرب است .
سويدى گويد كه هر روز خوردن دو مثقال بيخ اقحوان تا سى روز مزيل صرع و مجرب منست و بعضى براى صرع سوداوى يك مثقال از آن تجربه كردهاند و خوردن كبريت نيز مزيل صرع و مجرب و تناول سداب بستانى در آب عنب مجرب بلاتخلفست و شم غاليه و كذا مشك شرباً و شماً و نفخاً و سعوطاً به روغن و كذاب آب شابانك بسداب و جندبيدستر و روغن تخم عود صليب پنجروز متواتر و كذا نخود سياه مساوق مطيب به زيت خوشبو و صعترا كلًا و كذا شرب غافث عراقى دو درم و كذا سكنجبين عسلى هر روز و كذا خصية الثعلب كبيرا كلًا و شعر انسان سوخته شموماً و كبريت احمر شرباً از مجربات او است و از اطباى ديگر نقل كرده كه شرب بيضهء سنگپشت و سم چپ حمار وحش محرق و پر زانوى خر و اسپ و ثمر جعد رومى و انفحهء اسپ ماده و قنه و آب طبيخ نخود سياه دلك و تخم شاهسفرم و استخوان بز سوخته و افسنتين و حجر القمر و افتيمون و خون جدى و بول انسان و انفحهء مهر و حب صنوبر صنعار و قفر اليهود و سليخه و بلع جگر كبك در ساعتى كه ذبح كنند و گرم باشد نيم درم و اكل لحم حمار وحش در اول ماه چند روز و كذا جوف ابن عرس سوخته ساييده هر روز يك مثقال به شراب تا يك سال متواتر و همچنين دماغ او و لحم او و خون او تنها و به شراب و كذا پر اسپ به سركه و كذا نفحهء ارنب بمسكه يا به عسل يا تنها و كذا دماغ شتر خشك كرده به سركه در اول و وسط هر ماه و كذا خون خشك او و شرب ثمر آس برى يا برگ يا بيخ و يا شاخ او در شراب پخته و كذا قرن گوزن به شراب و كذا گل حنا يك درم به شراب و كذا مداومت اكل من و كذا از طلا و نقرهء خالص مساوى صفحه ساخته در شراب يك شبانه روز انداخته آن شراب نوشيدن و صفحهء مذكور بر صاحب صرع تعليق كردن و كذا ادمان شراب در ظرف طلا و كذا زهرهء سنگپشت نهرى به عسل و كذا كهربا دو درم به سركه و كذا ظلف جاموش سوخته سوده مثقالى به آب و كذا زوفاى رطب بصمغ عربى و كذا مرارهء خروف خشك كرده سوده به سركه و كذا دماغ آن به سركه و يا خون او به شراب و يا به عسل و كذا فوه به عسل يا به شراب و لعق زهرهء به عسل و كذا زهرهء سلوى و كذا مرارهء سمانى و كذا زهرهء گوسفند و سعوط دماغ خروس يا زهرهء او و يا زهرهء سنگپشت و يا خون او و يا دو حبه رته به شير دختران و يا زهرهء گرگ به يك حبهء مشك و يا سكبينج به شير دختر و يا زهرهء خرس و يا آب چقندر بدوام و يا بول قنفذ و خون او سه روز