تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 219

مساهمون:

ص٢١٩

[ صفت آن ]

تخم كاسنى ده درم باديان پنج درم بيخ كاسنى پانزده درم پوست بيخ باديان هفت نيم درم گل سرخ پانزده درم گل نيلوفر گل بنفشه گاو زبان افتيمون اسطوخودوس هريك چهار درم بسفايج فستقى تربد موصوف هر يك بست درم سناى مكى حب النيل هر يك هفت مثقال تخم كشوث در كتان بسته پنج مثقال جمله را در نه رطل آب شب بخيسانند و صبح بجوشانند چون سه رطل آب بماند صاف كرده يك من قند سفيد داخل كرده به قوام آرند و چهل درم ريوند چينى سوده در آن حل نمايند و بعضى پانزده درم تا شانزده درم شاهتره و چهل دانه عناب داخل كرده‌اند مقدار شربت ده درم تا شانزده درم به آب نيم‌گرم .

ضماد كه در ماليخولياى مراقى بعد قى نفع دهد

[ صفت آن ]

مصطكى گل سرخ افسنتين سنبل الطيب اسارون سعد شبت پودينهء دشتى زيرهء كرمانى انيسون تخم كرفس صعتر كوفته بيته به آب ضماد كنند يا در آب جوشانيده صاف نموده در مثانهء گاو انداخته كماد كنند و اگر كندر دارچينى زرنباد اضافه نمايند انسب است و گاهى از اين ضماد مصطكى گل سرخ اسارون دور نموده و بجاى آن اكليل الملك بابونه برگ نمام برگ ترنج اضافه كرده وقت خلو معده از طعام بر معده نطول كرده مىشود و براى تحليل رياح باردهء مراقى مفيد مىافتد .

عرق هليله دافع سودا و مقوى دماغ و حواس

[ صفت آن ]

پوست هليلهء زرد پوست هليلهء كابلى گشنيز خشك هر يك نيم آثار پوست بليله آمله هليلهء سياه گل سرخ مويز منقى هر يك پاوآثار اسطوخودوس سازج هندى گل نسرين گاو زبان هر واحد نيم پاو عود غرقى گل گاو زبان ابريشم مقرض براده صندل سفيد هر واحد پنج توله بسفايج نيم كوفته شش توله سنبل الطيب دو توله شب در آب خيسانيده صبح به قدر ده دوازده سير عرق كشند .

نوع ديگر معمول حكيم اجمل خان براى امراض سوداوى و تقويت دماغ و معده و دل و منع صعود ابخره و كابوس

[ صفت آن ]

اسطوخودوس دوازده توله گشنيز خشك سه پاو پوست هليلهء زرد يك آثار گل سرخ پنج توله گاو زبان مويز منقى هر يك نيم پاو هليلهء سياه پاوآثار تا چهار شباروز خيسانيده هفت آثار عرق كشند و در مفتاح المجربات وزن گل سرخ نيم پاو و مويز منقى يك نيم پاو مرقوم و آمله و پوست هليله هر يك پاوآثار و عود غرقى چهار توله زياده است و نوشته كه نافع صداع و مرض سوداوى دماغ است .

عرق شير به جهت ترطيب سوداوى مزاجان از حكيم نافع خان

[ صفت آن ]

شير بز دوازده آثار گل سرخ گل نيلوفر بهمن سرخ بهمن سفيد تودرى زرد تودرى سرخ تودرى سفيد گاو زبان بادرنجبويه فرنجمشك گل گاو زبان اصل السوس هر يك دو توله عناب صد عدد دارچينى نارمشك هر يك شش ماشه آب سيب شيرين پاوسير آب ليموى شيرين دو آثار آب زردك آب نيشكر هر يك پنج آثار آب انار شيرين نيم شير عرق نيلوفر دو آثار آب به شيرين نيم آثار تخم خرفه مقشر تخم كاسنى هر يك چهار توله باديان سبز دو آثار صندل سفيد چار توله برگ كاسنى سبز دو آثار به دستور عرق كشند عرق گاو زبان عنبرى اصحاب ماليخوليا و توحش و خفقان و ضعف دل و جميع امراض سوداوى را نافع است گاو زبان هر يك نيم پاو صندل سفيد اسطوخودوس بادرنجبويه بسفائج گل سرخ گل نسرين هر يك ده درم عرق كيوره بيدمشك هر يك دو رطل عنبر مشك هر يك نيم درم در دهن نيچه آويزند و به دستور عرق كشند خوراك دوازده درم عرق چوب چينى كه ضعيف را قوى گرداند و ناتوان را توانا سازد و قوت باه بى حد آورد و ماليخولياى مراقى را مفيد بود و حكيم مسيح الزمان اين عرق را براى نواب اعتماد الدوله تيار كرده بود عجيب و غريب برآمد و نفعى كرد كه از حيطه تحرير و تقرير بيرون است و معمول حكيم شريف خان صاحب چوب چينى پنج آثار اكبرى دارچينى سه نيم آثار پاو بالا الايچى سفيد كباب چينى قرقفل جوزبوا بسباسه سعد كوفى ساذج هندى عود غرقى بهمن سرخ بهمن سفيد زرنباد بادرنجبويه خولنجان سنبل الطيب اشنه گاو زبان صندل سفيد درونج عقربى خصيه الثعلب مصطكى بيخ بنفشه ولايتى از هر يك نيم سير نبات سفيد ده سير مويز منقى پنج آثار عسل مصفى پنج آثار قند سياه سى آثار پوست كيكر ده آثار گلاب هفت و نيم شيشه عنبر اشهب شش ماشه مشك يك توله و سه ماشه زعفران نيم پاو به دستور عرق كشند خواه يك‌آتشه خواه دوآتشه .

معجون مفرح كه جهت ماليخولياى مراقى نافع است

[ صفت آن ]

هليله سياه آمله از هر يك دو جزو گاو زبان بادرنجبويه گل سرخ بهمنين گشنيز خشك ابريشم مقرض از هر يك يك جزو كوفته بيخته به شربت سيب سه وزن مجموع ادويه معجون سازند خوراك سه درم معجون براى ماليخولياى مراقى از مجربات محمد حسين آمله منقى بادرنجبويه چاى خطائى پوست هليله كابلى طباشير سفيد هر يك ده مثقال زعفران جوزبوا ساذج هندى قرنفل بسباسه دانه هيل عود قمارى هر يك دو مثقال پوست ترنج پوست بيرون پسته هر يك سه مثقال قند سفيد شكر سفيد هر يك نود مثقال گلاب هفتاد مثقال آب زرشك پنجاه مثقال آب ليمو شصت مثقال آب سيب شيرين آب سيب ترش آب انار شيرين آب انار ترش آب به شيرين آب به ترش هر يك هفتاد مثقال به قانون مقرر معجون سازند .

معجون نافع ماليخولياى مراقى مانع صعود ابخره

[ صفت آن ]

مرباى آمله مرباى هليله هر واحد دو عدد گل سرخ گشنيز مقشر زرشك طباشير هر يك دو درم دانه هيل پوست ترنج مصطكى عود غرقى ساذج هندى سنبل الطيب گاو زبان گل گاو زبان ابريشم مقرض زهرمهره سوده زرنب هر يك درم مويز منقى دو توله شربت انار ولايتى چهار توله