مستعمله در افراد ماليخوليائى ، بلكه جذامى شوند .
داروئى كه مخصوص به اين بيمارى است ، « دواء الذراريح » « 1 » و « دواء السرطان » است و مكرر ديده شده كه در اثر دواء الذراريح ، تكههاى گوشتى شبيه به سگهاى بسيار كوچكى از مجراى بولى بيمار دفع مىشود و بعدا شفا مىيابد . « 2 »
وقتى دواء الذاريح را صرف كردند ، اگر بعد از آن پيچ يا سوزشى در مثانه به هم رسيد ، عدس مقشّر را پخته و آبش را با روغن بادام يا با كره يا روغن كره بياشامند و در آبزن نيم گرم در حمام بنشينند و در همان بول كنند .
به جاى آن دوا مىتوان ذراريح را از سر و بال پاك كرده و سه روز و سه شب در دوغ - با تجديد آن دوغ در شبى يك دفعه - خيسانيده و سپس در سايه خشك كرده و با وزن آن عدس مقشر بسيار نرم سائيده و حبّ سازند و هشت نخود يا كمتر - برحسب قوت و تحمل بيمار - با آب نيم گرم بياشامند و با زياد كردن بالاپوش يا راه رفتن ، اصرار بر تعريق نمايند و اگر در اين حال به بيمار اضطراب يا كربى رو آورد ، آب عدس را با كره يا روغن يا زيت بياشامند .
همچنين اگر اين بيماران ، طين بحيره - كه از اسكندريه مىآورند - و « حبّ العرعر » و جنطيانا و پنير مايه ، از هريك هشت مثقال ، كوفته و بيخته و با عسل مصفّى و مقوّم عجين كرده و روزانه به قدر باقلائى بياشامند ، نافع است .
مخفى نماند كه اين بيماران از آب مىترسند و اى بسا از فرط تشنگى و ننوشيدن آب تلف شوند ؛ لذا بايد با حيلهها و تدابيرى به او آب يا امثال آب ،
هامش
- نظرش مىآيد لذا آب نمىخورد و بر ترس او هم افزوده مىشود . م .
( 1 ) . ذراريح بزرگ جثهاى را از سر و بال و پاها پاك كرده و سه مثقال آن را با سه مثقال عدس مقشر و نيم مثقال از هريك از زعفران و سنبل الطيب و ميخك و فلفل و دارچينى ، همگى را نرم كوفته و با آب خمير كرده و قرصهائى به قدر هشت نخود وزن هريك بسازند و هر روز يك قرص با آب نيم گرم بخورانند .
( 2 ) . جمعى در زنجان هستند كه اسم خوا را « اوجاق » گذاشتهاند و سگ ديوانه گزيده را با تكه نانى كه دعائى بر آن خوانده درمان مىكنند و اين را كرامتى براى خود مىدانند ؛ و حال آنكه اين شفا از اثر ذراريحى است كه در آن نان نهادهاند .