و عود تبخير كند و نيز بر طبيخ بابونه و مانند آن انكباب نمايد
طريق دوم در امراض چشم
اگر
شبكورى
عارض شود بايد كه زهره گاو قدرى در شيشه كرده دو روز در آفتاب گذارد پس استعمال نمايد و كحل شب استعمال كنند و ملانفيس گفته كه چون دارفلفل و وج در جگر بز غرس كنند و بريان نمايند و صديدى كه از ان بيرون آيد در چشم كشند براى شبكورى عجيب است و كندش و صبر و جندبيدستر ببويند و كحل گل كنجد براى
بياض
يعنى سفيدى كه در چشم افتد مجرب و آزموده است و دخان سندروس با قدرى عنبر و مشك در چشم كشيدن
حول
را كه آن عبارت است از ان كه مريض يك چيز را دو چيز بيند فائده مىكند
خيالات
و او آنست كه در هوا روبروى چشم اشكال و الوان مختلفه ديده شود اگر بسبب نزول باشد علاجش گفته مىشود و گفتهاند كه چون خيالات تا شش ماه بيك و تيره بماند و كدورت بصر و ضعف آن نيفزايد آن چشم از نزول ايمن ماند و اگر بسبب ابخرهء سوداوى دماغ باشد اطريفلات و خميرهجات و ديگر مقويات دماغ نافع بود و اگر بسبب ابخرهء معده باشد اصلاح معده و تقويت آن كند
نزول آب
و آن عبارت است از رطوبت غريبه كه در ثقبه عنبيه جمع آيد و مانع ابصار شود علامت او آنست كه مريض را مانند پشه و موئ و دود پيش چشم محسوس شود و چيزى را كه بسيار روشن باشد مانند چراغ و ماه مضاعف بيند چون مستحكم شود و سفيد و صاف و رقيق باشد به غير از قدح علاج نبود و در ابتداى آن تخم كتم باريك سائيده در شهد آميخته در چشم كشند و دخان كندر براى ابتداى نزول آب و سيلان رطوبت از مجربات اوستاد است و مداومت خوردن اطريفلات و خميرجات كند و سعوط كائپهل از مجربات است و عصاره آمله نيز نافع بود و كحل لاجورد در چشم كشيدن ريختن مژه را بازدارد و روغن خسته زردآلوى تلخ در مژگان ماليدن بعد از انكه به آب نمك شسته باشد
قمل اجفان
را يعنى سپش كه در پلك متكون شود مفيد بود و همچنين صبر و مويزج را طلا نمودن نافع است
شعر منقلب و شعر زايد
شعر منقلب آنست كه سرهاى