تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مخازن التعليم ( فارسى ) — صفحة 158

مساهمون:

ص١٥٨
او بكشد و موجب قرحه گردد مانند پياز و اين ضد مدمل است

مقطع

چيزيست كه ماده غليظه لزجه متشبّثه عضو را به طرف اجزاى خورد منقسم نمايد اگرچه غلظت و لزوجت او باقى باشد حار مانند غاريقون و بارد همچو سركه

مقوى

چيزيست كه مزاج و قوام عضو را چندان تعديل كند كه فضول منصبه را قبول نكند عام است كه بسبب تعديل مزاج باشد مانند روغن گل يا بالخاصية همچو گل مختوم

مقى

چيزيست كه از شان او باشد كه رطوبات را به طرف اعلاى بدن حركت دهد از راه معده و دهن دفع شود مانند آب غير مطبوخ عنب الثعلب سبز

مكرب

چيزيست كه بحرارة متعبه و رداءت جوهر خود قلب و معده را ضرر رساند و بيقرار كند مانند بيد انجير

ملحم

كه آن را منبت اللحم نيز گويند چيزيست كه بسبب تعديل مزاج و تجفيف خود خون جراحت را منعقد نموده لحم كند مانند مرداسنگ

ملطف

چيزيست كه قوام ماده موجوده بدن را از قوام سابق رقيق كند مانند زوفا و اين ضد مغلظ است

ملين

چيزيست كه ماده و رطوبات كه در امعا و حوالى آن باشد از راه مقعد بيرون آرد مانند تمر هندى

مملس

چيزيست كه بر سطح عضو خشن پراگنده شده رفع خشونت او كند و آن بر دو نوع است يكى آنكه خشونت عضو را زايل سازد و آن را مملس حقيقى گويند دوم آنكه خشونت او را بدين‌طور بپوشاند كه رطوبات لزجه را بر ظاهر عضو پيدا كند و آن را مملس مجازى نامند مانند كتيرا و اين ضد مخشن است

منشف

چيزيست كه هرگاه رطوبت مائيه در مسامش نفوذ كند اثر او ظاهر نشود مانند آهك

منضج

چيزيست كه قوام خلط را تعديل كرده براى دفع تيار سازد و آن حار مىباشد مانند پرسياوشان يا بارد مانند آلو بخارا و صاحب تحفه نوشته اين ضد مفجج است

منفخ

چيزيست كه رطوبت فضليه غليظه كثيره بمرتبه درو غالب باشد كه حرارت غريزى بر تحليل آن قادر نبود بلكه آن را برياج مستحيل سازد مانند پياز

منفذ

چيزيست كه هرگاه بجسم ملاقى شود به زودى درو نفوذ كند مانند زعفران

منوم

كه آن را مسبت نيز گويند چيزيست كه مجارى روح نفسانى را بند كند تا روح را از
مخازن التعليم ( فارسى ) — صفحة 158 | محمد صادق على خان