و بهندى موتى نامند بزرگ مقدار او مسمى به در است و آنچه در صدف منحصر به يكى باشد با وجود بزرگى در يتيم نامند و گويند تا سه مثقال ممكن است و بهترين او سفيد بزرگ و مدور است و روغن و عرق و بويهاى كريهه مضر او در آخر دوم سرد و خشك و در تفريح قوىتر از طلا و غواص در اجزاء بدن و ملطف و مقوى اعضا و رافع انواع خفقان و خوف و فزع سوداوى و جهت اسهال دموى و مرارى و ضعف جگر و گرده و امراض دل و بدبوئ دهان و حصاة و حرقة البول و سدر و يرقان و رافع سموم و وسواس و جنون و ربو و اكتحال او جهت رمد و ظلمت بصر مفيد و سنون او جهت پاك كردن دندان و تقويت لثه مجرب مىدانند و نگاهداشتن او مقوى دل و در دهان داشتن او جهت ازالهء غم و ضعف دل مؤثر و گويند مضر مثانه و مصلحش بسد و بدلش صدف سفيد و قدر شربتش تا نيم مثقال است
ليمو
در جميع افعال مانند ترنج است پوست زرد او در دوم گرم و خشك و مقوى معده و دل و قابض و محرك اشتها و معين هضم غذا و مفتح سدهء گرده و محلل قولنج ريحى و آروغآرنده و مصلح كيفيت اخلاط رديه و پادزهر سموم مشروبه و ملدوغه و در سائر افعال مثل پوست ترنج و آنچه ما بين پوست زرد و ترشى است در افعال مانند گوشت ترنج و ترشى او در دوم سرد و خشك و مقوى معده و لطيف و بسيار جالى و قاطع اخلاط غليظه و لزجه و جالى بهق سياه و كلف و قوبا و مسكن غليان خون و صفرا و جهت تپهاى حاره دموى و صفراوى و عفونت خون و بثور و شرى و دمل و ورم حلق و لهات و كرب و غم و غثيان و دوار و سدر كه از اخلاط غليظه باشند و خمار و سموم هوام و ادويه قتاله و قى صفراوى و حدت مواد حاره جگر و معده و درد سر و خفقان سوداوى و غب خالص و غير خالص مفيد و در اكثر افعال قائممقام سركه و جهت مريض بهتر از سركه است و مضر عصب و صاحب سرفه بارد المزاج و اكثار او در خلائ معده مضعف امعا و مورث پيچش و مصلحش شكر و عسل و تخم او در دوم گرم و در آخر اول خشك و تفريح او بغايت عظيم و در دفع سموم همچو تخم ترنج و قدر