شاخ سه يا چهار يا پنج شاخهاى باريك خشن دارد و در اغلب جاهاست و اطفال به آن بازى مىكنند آن را گرفته شاخهاى سر آن را جمع كرده وسط آن ها را بگيرد با يكدست و سر آنها را داخل بينى كند و داخل كند هر قدر كه مىشود پس كسى ديگر دست زير دست عليل زند به قوّة هر قدر ممكن است آن شاخها داخل دماغ شود خون بسيار آيد و تدبيرى نيكو است و در اين مقامات علوم بسيار است و متعلّقات بسيار دارد و در ساير كتابها نوشتهام و لكن چون مقصود براى دلّاكان است زياده حاجت نباشد بس به همين قدر در اخراج خون كفاية مىكنيم ان شاء اللّه
باب هفتم در كندن دندان است
از براى آن آلاتى معيّن است و خود دلّاكان دارند براى كندن دندان و براى ريشه كشيدن و آلتى هم فرنگيان ساختهاند كه وصفش در نوشتن درست نمىآيد و نقش آن هم در كتاب مشكل است چرا كه آنها كه نسخه مىكنند درست نمىتوانند كشيد لابد حواله به خارج مىشود كه تحصيلكرده بهبينند و لكن آنچه در اينجا نوشته مىشود آن است كه به جهة سهولت جدا شدن يك شب يا زياده كتيراى سوده