تا هرچه در شكم اوست بيرون آيد پس قدرى خون گوسفند پيش آن ريزند كه بخورد بعد آن را با پارچه پاك و خشك كرده در فنجانى يا نى كلفتى گذارده سر فنجان يا نى را بر عضو نهد تا خودش بگيرد و بايد پيش از چسبانيدن عضو را به آب و نمك بشويد و نيكو بمالند تا سرخ شود و اگر زلو نچسبد قدرى گل سرشوى يا لجن يا خون بر آن موضع مالند و چون از خون پر شود بگذارند كه خودش بيفتد و اگر بخواهد كه پيش از پر شدن بيفتد قدرى نمك يا خاكستر يا بوره يا خاكستر كتان يا خاكستر ابر يا خاكستر پشم بر آن پاشند كه زود جدا شود و چون بيفتد با شاخ آن موضع را بمكند يا بگذارند كه هر چه خون مىآيد بيايد و آن را حبس نكنند كه باعث ورم و خارش شود و اگر خون زياد آيد خشك داروها بپاشند يا مازوى سوخته سوده يا آهك يا خاكستر يا زرچوبه يا تار عنكبوة و امثال اينها بر آن پاشند و گذارند و آب به آن موضع نبايد رساند كه باعث ورم و قرحه شود و پيش از دو سال به اطفال زلو نيندازند و بعد از شصت سال و ساير شروط حجامت را بايد مراعات كند
رساله دلاكيه ( فارسى ) — صفحة 90
مساهمون: كريم خان بن ابراهيم
ص٩٠