جاهاى بدن هست كه حجامة نمىتوان كرد يا به جهة آن كه اثرش مىماند يا به جهة آن كه بادكش نمىتوان كرد پس محتاج به زلو مىشود تا آنكه انسانى طاقت تيغ ندارد احتياج به زلو مىشود و گاه باشد كه به زلو خون كم آيد همان موضع را بعد بادكش مىكنند و زالو بسيار بسيار نفع دارد و نفعش از حجامة گاه باشد كه بيشتر شود و گاه باشد كه خون بيشتر گرفته شود و بهترين زلوها زلوييست كه بسيار بزرگ و بسيار كوچك نباشد و سر آن بزرگ و رنگ آن سورمه يا سبز نباشد و از زلوى پشمدار اجتناب كند و همچنين از زلويى كه خطهاى لاجوردى دارد باريك رنگ باشد چون مارماهى باشد چرا كه اينها سميّت دارند و اجتناب كنند از زلوى آبهاى گرم و زلوى گودالهاى آبهاى گنديده و بسيار مانده و زلوهاى سرخ نيمرنگ و جگرى و ماشىرنگ كه دو خط زرد پشت آنها است و شكم سرخ آنها بهتر است از پشت سبز و بايد آنها را پس از صيد يك روز نگاه دارد و آن را در آب شيرين اندازند هر يك آنها كه تند حركة باشد انتخاب كند پس آن را سرنگون كرده دست بر قدّ آن مالند
رساله دلاكيه ( فارسى ) — صفحة 89
مساهمون: كريم خان بن ابراهيم
ص٨٩