خراسانى و شير زن و شكر نبات اجزا برابر كحل كردن بالخاصيه مجرب
خبازى
پوست اندرون او خشك كرده مخلوط با به ورق محرق و ملح اندرانى كحل كردن قالع بياض است
عجل
خون خشك آن مخلوط با زجاج مكلس محرق و دارفلفل كحلا نيز
فراسيون
عصارهء آن كحلا نمام عصارهء آن كحلا
بهار
شگوفه خشك كرده آن كحلا
طين مختوم
كحلا
تمساح
زبل او كحلا و مرارهء آن نيز
ماميران
رقيق مىكند بياض چشم را كحلا
زمرد
محرق با عسل كحلا نيز
اقليميائى
نحاس كحلا
بليلج
لب خستهء آن با عسل كحلا
لوف
عصارهء آن كحلا
سمانى
مرارهء آن كحلا
توتيا
كحلا
ريق الصايم
استعمال كردن آن بمرات قلع مىكند بياض را
حنظل اخضر
ميل دران فرو برده كحل كردن جالى بياض است
لك
كحلا نيز
ناب الخنزير
كحلا نيز
عاج
كحلا نيز
سندروس
سحق كرده بر مس كحل كردن بمرات دافع بياض است
باب - 53 در علاج نزول الماء
خطاف
دماغ آن با عسل كحل كردن دافع نزول اكماء است ابتداء و با آب پياز نيز
حجل
مرارهء آن با عسل و زيت ماليدن بر خارج چشم نافع است ابتداء
غاريقون
دافع است ابتداء نزول الماء را و تهليل مىدهد شربا و كحلا
رازيانج
عصارهء خشككردهء او مخلوط در ادويه نافع است نزول الماء را و هرگاه مخلوط كرده شود به وزن ربع آن عسل را و جوش داده شود در آتش تا كه غليظ شود كحل كردن در اول نزول الماء نافع است و تخم آن و پوست بيخ آن و حشيش آن كلها نافع است شربا و اكلا
شقايق النعمان
عصارهء آن كحلا در ابتدا نيز