تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طب فريدى ( فارسى ) — صفحة 128

مساهمون:

ص١٢٨
صحيح

بيض الدجاجه

قشر ملصق بياض باريك سحق كرده تا مثل غبار شود نفخ كردن در چشم مزيل بياض است و قشر مكلس آن كحلا نافع است نيز

خرء الصبى

وقت تولد خشك كرده سحق نموده كحل كردن دور مىسازد بياض را

جمل

خاكستر گوشت آن كحلا نيز

اقليميائى ذهب

كحلا متواتر

ملح اندرانى

كحلا مرارا در ايام متواليه

نشادر

كحل كردن چشم را هميشه جالى بياض است

حيات البطن

خشك كرده كحلا بالخاصيه

قنفذ

مرارهء آن كحلا

كرنب

مخلوط با زاج كحلا

كزك

حك كرده به مس كحلا نيز

حجر المثانه

كحلا نيز

ماميران

كحلا نافع است

املج

يك شبان روز در آب گرم گذاشته صاف نموده املج ديگر يك شبان روز گذارند و صاف كنند و مرتبهء سيوم املج يك شبان روز در آب مذكور بيندازند پس صاف نموده تقطير كردن در چشم دور مىكند بياض را

سنج

برگ او كوفته سائيده تقطير كردن در چشم هفت شبان روز متواليه زايل مىكند بياض نو را و كهنه را و آب برگ آن كه مخلوط است درو مى كحل كردن دافع بياض است و هم‌چنين تقطير عصارهء آن با لبن نساء و بياض البيض هفت روز صبح و شام در وسط روز نيز تحقيق دور مىكند بياض را

حجل

زهرهء او مثل آن با مرواريد ناسفته صغار و قدرى مسك سحق كرده كحلا نيز

زبد البحر

مثل غبار سائيده كحلا نيز

عقعق

بيضه او كحلا نيز

عقيق

مغسول كحل كردن در چشم پنج ميل صبح و مثل آن وقت شام ده شبان روز پس تحقيق دور مىسازد بياض را

كلب الماء

مرارهء آن كحلا نيز

حندقوقى

كحلا